یک نفر از آنان مسلح به سلاح سرد یا گرم، ظاهر یا مخفی، پر یا خالی باشد، اعم از این که سلاح را مورد استفاده قرار دهد یا خیر.

میزان مجازات این گونه سارقان بستگی به نتیجه ای دارد که از عمل آنان حاصل می شود. بدین ترتیب که هر یک از سارقان، در صورت وقوع سرقت، به حبس ابد، و در صورت وقوع قتل، به اعدام محکوم خواهد شد. هرگاه ، علی رغم میل مرتکبین، هییچ یک از این دو نتیجه از عمل آنان حاصل نگردد مجازات هر یک از سارقین حبس از ده الی پانزده سال، و در صورتی که اراده مرتکبین در عدم تحقق قتل یا سرقت تاثیر داشته باشد، مجازات هر یک از دو الی پنج سال حبس خواهد بود. به موجب قسمت اخیر ماده واحده، اعطای بیش از یک درجه تخفیف به مرتکبین این جرم جایز نیست.

ذکر یک نکته در  مورد دو ماده واحده ای که در دو بخش اخیر مورد بررسی قرار گرفتند ضروری به نظر می رسد و آن این است که با توجه به لزوم « دون الحد» بودن تعزیر، به استناد « من بلغ حداً فی غیر حد فهو من المعتدین»، اجرای مجازات اعدام به عنوان تعزیر در این موارد، مدر شبهه دی است. شاید به  همین دلیل باشد که این دو ماده نظیری در « قانون تعزیرات» ، مصوب سال 1375، و « قانون مجازات اسلامی»، مصوب سال 1392، ندارند و منسوخه بودن آنها نیز، همان طور که قبلاً اشاره کردیم، با توجه به قوانین بعد از انقلاب بعید به نظر نمی رسد و نیازمند تعیین تکلیف از سوی قانونگذار است. البته اگر این اعمال، مشمول عنوان محاربه، موضوع ماده 281 « قانون مجازات اسلامی» ، مصوب سال 1392، یا افساد فی الارض، موضوع ماده 286 « قانون مجازات اسلامی» قرار گیرند تحت آن عناوین قابل مجازات خواهند بود.

 

مبحث سوم-جرم شناسی سرقت از موسسات بانکی

آسیب شناسان اجتماعی هرگونه عملی را که بر خلاف موازین ،مقررات ،قوانین ومعیارهای ارزشی وفرهنگی جامعه باشد جرم می نامند وجرم شناسی به بررسی بزهکاری می پردازد تا علل پیدایی ،تکوین ،پیشرفت ونتایج آنرا دریابد ازاین رو درجرم شناسی پدیده هایی وجود دارد که به عنوان وسیله یا واسطه تجزیه وتحلیلهای پژوهشی وشناخت آسیبهای اجتماعی به کار آید این حکم کلی در مورد سرقت نیز صدق می کند.

گفتار اول- علل وانگیزه های سرقت از موسسات بانکی

دربررسی علل وانگیزه سرقت می توان ازعوامل متعدد نام برد که چند نمونه آن به اختصار بدین شرح است:

  • عوامل ذهنی: مانند هوش کم یا زیاد،استعدادهای فردی ونظایر آن.
  • سن: بی شک تقسیم بندی انواع سرقت برحسب سارقان متعلق به گروههای سنی مختلف متفاوت است تا جایی که برای مثال می توان گفت بسیاری ازآنچه بزرگسالان دررفتار کودکان دزدی می نامند ازنظر روانشناسان کودک ممکن است صرفا کنجکاوی باشد.
  • جنس: چون بطور معمول قدرت بدنی زن ازمرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناسان مرد بیش اززن قدرت تحرک دارد، بنابراین موارد ارتکاب سرقت مخصوصا سرقتهایی که به طریقی با قدرت وتحرک بدنی ارتباط دارد بین دو جنس متفاوت خواهد بود به عنوان مثال دختران بیشتر اشیاء کوچک را می ربایند وپسران غالبا وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه (دوچرخه،موتور سیکلت،اتومبیل)را به سرقت می برند.
  • وضعیت بدنی: زشتی وزیبایی ،نقص عضو،بلندی یا کوتاهی بیش ازحد ممکن است ازعوامل موثردرارتکاب انحراف باشد گاه دیده شده که اشخاص تنومندوقوی پنجه که ازتاثیر هیکل خویش آگاهی دارند برای خود حقی تصور می کنند عکس آن هم صادق است به این معنی که گدایی یا جیب بری درافراد ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود اما آنچه بیش ازهمه دراین پدیده تاثیر دارد عوامل روانی عاطفی واجتماعی ،اقتصادی است هرچند به یک تعبیر ضعیف تر می توان عوامل دیگر وازجمله مورد فوق را نیز ازاین عوامل دانست.

گفتار دوم-علل وانگیزه های روانی، عاطفی سرقت از موسسات بانکی

علل و انگیزه های روانی، عاطفی سرقت را می توان بشرح زیر برشمرد:

1- فقر عاطفی: فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند معمولا درخانواده هایی رشد یافته اند که دراثر طلاق ازهم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را برای فرزندان درنظر نگرفته اند. مرگ یکی از والدین وتبعیض بین فرزندان حالتهایی چون انزواطلبی ،افسردگی واختلالات رفتاری درکودکان بوجود می آورد واین عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند[80] .

“رابرت مرتن” درنظریه بی هنجاری خود می گوید که افراد هرجامعه یک سلسله هدفهای پذیرفته شده فرهنگی را دنبال می کنند که برای نیل به یک سلسله ابزار ووسایل نیاز دارند هنگامی که افراد به شیوه های مشروع ازرسیدن به هدفها یا وسایل حصول به آن هدفها مایوس شوند به نوآوری،یا طغیان وشورش دست می زنند زیرا وقتی درجامعه بر هدفهایش بیش از حد تکیه شود ووسایل رسیدن به این هدفها نادیده انگاشته گردد وقوع سرقت قابل پیش بینی است چون سرقت نوعی نوآوری دررسیدن به هدف تلقی می شود[81].

2- ناکامی: ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که درزمینه شکست درارضای تمایلات بکار می رود ومراد ازآن عدم امکان نیل به هدف است.وقتی انسان میل دارد به هدفی برسد ولی به علت برخورد با مانع یا موانعی چند به آن هدف دست نمی یابد می گوییم درآن ناکامی ایجاد شده است .”دولارد ودوب” معتقدند که شیوع فراوان سرقت ودیگر تبهکاریها درمیان گروه های فقیرتروافزایش آن.وقتی میان امیال شدید سرقت ودیگر تبهکاریها درمیان گروه های فقیرتروافزایش آن.وقتی میان امیال شدید ما وهدفهایمان سدهای نا شکستنی ونا گذشتنی مثل جوانی که درخانواده ای فقیر وبی چیز تولد یافته ودرکودکی محبت ندیده وسالها مورد بی مهری وبی توجهی واقع شده احتمالا دربزرگی به غارتگری اموال دیگران دست می زند واین امر برای او رضایت خاطری را فراهم می آورد که همواره درجستجوی آن بوده است[82].

  • حسادت : حسدآرزوی زوال نعمت برای دیگران است گاه فرد با توجه به عدم امکان دستیابی به موقعیت ومنزلت دیگران رشک وحسد می برد وچون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آنها گردد دست به دزدی میزند.پریچارد می گوید تمایل به دزدی گاه یکی ازخصوصیات جنون اخلاقی است وگاه اگر هم تنها خصوصیت آن نباشد با ارزشترین آنهاست.
  • تجربه های دوران کودکی : حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است ازفرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که دربزرگسالی اورا به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد چنین فردی دارای کجروی های چندی است وازجمله اذیت وآزار دیگران ونیز سرقت اموال آنها لذت می برد زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.
  • احساس نا امنی: وضعیت مغشوش خانواده،ستیز و… اختلاف بین پدر ومادر ورفتار خشونت آمیز والدین ازعلل مهمی است که جوان را دچار نگرانی وناامنی کرده درخود فرو می برد وبه کناره گیری ازدیگران به ویژه پدر ومادر می کشاند جوان درچنین شرایطی رابط خود را با والدین گسسته، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی ومعنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین بخاطر محدودیتها وسختگیریهای نابجای آنها دست به سرقت بزند[83].
  • خود نمایی: برخی ازجوانان برای نشان دادن صفت کله شقی وجرات حادثه جویی که برای آنها بسیار ارزشمند است به بزهکاری روی می آورند وظاهرا مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان اورا در چشم همگانش کسی نمی سازد ازاین رو فرد با موقعیتهای مساعدی برای ارتکاب جرم روبرو می گردد و به دزدی وغارت اموال دیگران دست می زند واموال مسروقه را با افتخار دراختیار دیگر دوستان می گذارد وبدین وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می سازد.
  • محبت زیاد: زیاده روی درمحبت نیز مانع رشد وتکامل شخصیت کودک می گردد کودکان نازپرورده که درمحیط خانواده تمام توقعات وخواسته هایشان بدون چون وچرا انجام می گیرد دراجتماع نیز انتظار دارندتمام آرزوهای آنان به زودی برآورده شود درصورت عدم توفیق وروبرو شدن با شکست تصور می کنند که همه برعلیه آنان قیام نموده عداوت دارند در نتیجه ترسو، خودخواه، پرمدعا و پرتوقع بوده با قبول عضویت