علایم جسمانی، آن ها احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می کنند. در چنین شرایطی ممکن است به صورت غیرارادی دچار خشم شوند؛ بنابراین، ابراز خشم در این موقعیت ها یک پاسخ و راهبرد سازش به شمار می رود. در برخی شرایط، بعضی از مردها ممکن است به این نتیجه برسند که می توانند از طریق خشم و آن هم در کوتاه مدت، اوضاع را تحت کنترل خود درآورند و دچار نوعی «توهم کنترل » شوند(همان).
بررسی های دیگر نشان داده است که زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که احساس نارضایتی می کنند، هم دلی بیشتری نشان می دهند و نسبت به احساسات یک دیگر حساسیت بیشتری دارند و سوءتعبیرهای عاطفی در روابط آن ها کم تر دیده می شود. ناگفته نماند که درک نادرست هیجان های طرف مقابل در روابط بین فردی، می تواند به تعارض ها دامن بزند و منجر به افزایش تنش شود(مینوچین،ترجمه ثنایی ذاکر، 1381).همه ی زوج ها اعم از موفق و ناموفق، تمایل دارند عواطفی را که در طرف مقابل نسبت به خود مشاهده می کنند، به نحوی جبران و مقابله به مثل کنند. اما زوج های ناراضی و ناموفق پیام های عاطفی خنثی یا منفی بیشتری نسبت به هم نشان می دهند که سبب ایجاد خشم در هر دوی آن ها می شود، به این ترتیب پیامدهای مخرب به صورت یک حلقه ی معیوب درمی آید که رهایی از آن ها برای هر دو بسیار دشوار می شود. زوج های موفق و خشنود، در رویارویی با تعارض ها کمتر در پی تلافی جویی و انتقام هستند، بر هیجان های منفی خود مانند خشم کنترل بیشتری دارند و هیجان های مثبت را بیشتر نشان می دهند. چنان چه بررسی ها نشان داده است ابراز هیجان های مثبت مانند عشق، نقش عمده ای در شادمانی و تداوم زندگی دارد. ابراز هیجان های مثبت در بین زوج های خوشبخت متداول تر است، به طوری که آن ها از طنز و شوخی بیشتری استفاده می کنند، گذشت بیشتری دارند، کم تر دفاعی هستند و انتقادپذیرتر از زوج های ناخشنودند. در مقایسه با زوج های خشنود، زوج های ناخشنود واکنش های منفی بیشتری نشان می دهند، انتقادپذیری کم تری دارند، از خود زیاد انتقاد می کنند، حساسیت های زیادی به رفتارهای یکدیگر دارند، نسبت به هم بسیار کینه می ورزند، قادر به کنترل خشم خود نیستند و رفتارهای تلافی جویانه ی بیشتری دارند(همان).
2-21- مؤلفه های هوش هیجانی
هوش هیجانی بنا به نظر «بار-آن » 5 مولفه به شرح زیر دارد که 15 عامل در آن موثر هستند. اگر افراد تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند هوش هیجانی بالاتری دارند
2-21-1- مهارتهای درون فردی شامل:
خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)
خود ابرازی (ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده)
احترام به خود (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)
خودشکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشت)
استقلال (خودفرمانی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)
2-21-2 مهارتهای میان فردی شامل:
روابط میان فردی (آگاهی، فهم و درک احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو جانبه که به صورت نزدیکی هیجانی و وابستگی مشخص می شود)
مسئولیت پذیری اجتماعی (عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب).
همدلی (توان آگاهی از احساسات دیگران، درک احساسات و تحسین آنها)
2-21-3 سازگاری:
حل مسأله (تشخیص و تعریف مسائل، همچنین ایجاد راه کارهای مؤثر)
واقع گرایی (ارزیابی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی، تجربه می شود)
انعطاف پذیری (تنظیم هیجان، تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط)
2-21-4کنترل استرس:
تحمل استرس (مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت های استرس زا)
کنترل تکانه (ایستادگی در مقابل تکانه یا انکار تکانه)
2-21-5 خلق عمومی:
شادمانی (احساس رضایت از خویشتن، شاد کردن خود و دیگران)
خوشبینی (نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات)(همان).
2-22- پیشینه
2-22-1-تحقیقات داخل کشور
– بناب و دیگران(1386). در بررسی رابطه نگرش مذهبی با زندگی فردی و اجتماعی، به این نتیجه رسیدند که جهتگیری مذهبی مثبت رابطه معنی داری با بهبود زندگی فردی و اجتماعی دارد.صفوی و لطفی(1386). پژوهشی با عنوان رابطه هوش هیجانی و سازگاری هیجانی – اجتماعی بر تعاملات زندگی اجتماعی افراد، نشان دادند که که بین هوش هیجانی و سازگاری هیجانی – اجتماعی رابطه معنی دار وجود دارد.
– بهرامی (1387) در پژوهشی که تحت عنوان رابطه خود کار آمدی جنسی ،هیجان خواهی و رضایت زناشویی انجام شد نشان داد که خودکار آمدی جنسی زن و شوهر مهمترین عامل تعیین کننده زندگی زنا شویی است . بی توجهی به تمایلات و نیازهای زن ،عدم تشابه و هماهنگی جنسی ،تاثیر مسایل و مشکلات روزمره ،ارتباط عاطفی ضعیف با همسر،وجود احساس گناه حین مقاربت ،نگرش منفی در باره مسایل جنسی ،عدم پیشنوازشی همگی باعث افزایش در نارضایتی زناشویی میشود.
– غفوری ورنو سفادرانی و همکاران(1388)در تحقیقی با عنوان سبکهای دلبستگی و نگرشهای مذهبی به عنوان پیش بین های موفقیت و شکست رابطه زناشویی یافته های این پژوهش موید این است که موفقیت وشکست در رابطه زناشویی را می توان از طریق متغییرهای سبک دلبستگی و نگرشهای مذهبی پیش بینی نمود؛ هر چه زوجین دارای سبک دلبستگی ایمن بالاتر و سبکهای دلبستگی اجتنابی ودوسوگرایی پایین تری باشند و همچنین از نظر نگرشهای مذهبی در سطح بالاتری باشند ،احتمال موفقیت در رابطه زناشویی آنها بالاتر است .
– عطااللهی(1389) پژوهشی با عنوان پیشبینی رضایت از زندگی و مولفه های عشق از روی سبکهای دلبستگی نشان داد ،سبکهای دلبستگی ایمن و اجتنابی توان پیش بینی مولفه های صمیمیت و تعهد و همچنین رضایت از زندگی را داشتند.نتیجه اینکه رضایت از زندگی و مولفه های عشق(صمیمیت و تعهد )را می توان بر اساس سبکهای دلبستگی ایمن و اجتنابی پیش بینی کرد و بر پایه این الگو میتوان داده های ضروری و کاربردی را برای مشاورین در زمینه بررسی روابط عاشقانه زوجین ، مشاوره ازدواج افزایش تفاهم زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و همچنین آموزش به والدین در مورد نحوه ی تعامل با کودک را فراهم آورد.
– قائمی حفانی و برغندان(1389). در بررسی رابطه نگرش های مذهبی با سلامت عمومی و رضایت مندی زناشویی نشان دادند، بین دو متغیر رضایتمندی زناشویی و جهت گیری مذهبی رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین بین نگرش های مذهبی با سلامت روان رابطه مثبت وجود دارد.همچنین فتحی آشتیانی و حسینی سده(1389)، در پژوهشی تحت عنوان رابطه رضایتمندی زناشویی با مدت زمان ازدواج در دانشجویان مرد به این نتیجه رسید که بین افزایش مدت زمان ازدواج با افزایش رضایتمندی زناشویی رابطه وجود دارد. همچنین وجود تفاوت بین میانگین های مدت ازدواج در طبقات سنی با نمره رضایت زناشویی بین مدت زمان زندگی 2/6 سال و به عکس و 3/6 سال و به عکس از نتایج این پژوهش بود.
– نادری و دیگران(1389). در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه ی نگرش مذهبی و هوش هیجانی با رضایت از زندگی سالمندان پی بردند که بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی و همچنین بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی رابطه ی معنی دار وجود دارد. رجائی(1389) نیز در تحقیقی به این نتیجه رسید که نگرش های مذهبی می تواند در رضایت از زندگی وسلامتی تأثیر مثبتی داشته باشد.
– عبدالله پور و همکاران (1390) در پژوهشی که بر روی دانشجویان انجام دادند، به عنوان بررسی رابطه بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی به این نتیجه رسیدند که رضایت از زندگی با ابعاد نگرش مذهبی همبستگی مثبت معنا داری دارد . انجام واجبات ،که بیشتر بعد فردی دین است ودخالت دادن دین در تصمیم ها و انتخابها که بیشتر بعد اجتماعی است ،رضایت از زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
2-22-2- تحقیقات خارج از کشور
– گوردون (1999) رابطه شناخت های زوجها درباره ازدواج و الگوهای ارتباطی شان را با رضایت زناشویی مورد مطالعه قرار داد. در این تحقیق 387 نفر از زوج ها سه مقیاس خود سنجی را تکمیل کردند که عبارت بودنداز: مقیاس سازگاری زناشویی، پرسشنامه معیارهای رابطه مخصوص و پرسشنامه الگوهای ارتباطی. نتایج نشان داد که همبستگی ارتباط با سازگاری زناشویی برای زنانی که معیارهای متمرکز بر رابطه بیشتر داشتند، بالاتر از زنانی بود که این معیارها در آنها پایین تر بود. این تعامل در مورد مردان وجود نداشت (فقیرپور،1383).
– گاتمن و همکاران( 2000) یک برنامه ارزیابی غنی سازی روابط زناشویی در مؤسسه سلامت روان آمریکا برای بی خانمان ها و یا افرادی که دارای درآمد بسیار پایین و دچار تعارض هستند برگزار نمود. نتایج این پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی غنی سازی در افزایش روابط زناشویی آزمودنی ها مؤثر است. ماهونی و دیگران(2009)نیز در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند، هنگامی که همسران به روابط خود جنبه مذهبی می دهند، تعارضات کمتر و رضایت زناشویی بالاتری دارند.همچنین سالیوان (2010) در پژوهش خود نشان داد، اشخاصی که از نظر مذهب در سطح بالاتری قرار دارند، نسبت به اشخاصی که از نظر مذهب در سطح پایین تری قرار دارند از زندگی زناشویی خود رضایت بیشتری دارند.
– نتایج تحقیقات پانسر وهمکاران (2000) تحت عنوان مقایسه دانشجویان موفق و دانشجویان ناموفق از لحاظ هوش هیجانی به این نتیجه رسیدند که دانشجویان موفق، به شکل معنی دار برتر از دانشجویان ناموفق هستند.
– فینی (2006) در پژوهشی باعنوان سبک دلبستگی ،الگوهای ارتباطی و رضایت در طول دوره ازدواج 361زوج رادر تمامی دوره های زندگی زناشویی مورد آزمون قرار داد.نتایج نشان داد که اشخاصی که دلبستگی ایمن داشتند ، رضایت بیشتری را گزارش کردند. همچنین میان اضطراب در زنان و رضایت شوهرانشان رابطه ی معکوسی بر قرار بود.ارتباط میان ابعاد دلبستگی و رضایت از روابط تا درجه زیادی برای زنان نقش واسطه داشت . اما این نقش در مردان کم رنگ تر بود. برای زنان و مردان میزان ارتباط سازنده متقابل همبستگی مثبت معنی داری با رضایت زناشویی نشان داد.
– پن رز و همکاران( 2007) ارتباط هوش هیجانی و ارزیابی روانشناختی رویدادهای استرس زا را مورد بررسی قرار داد، و نتیجه گرفت که هوش هیجانی بالا با احساس خودکارآمدی، کنار آمدن با موقعیت های استرس زا و ارزیابی رویدادهای استرس زا به عنوان فرصتی برای یادگیری، رابطه دارد.
– سوینی و همکاران(2009) طی بررسی انگیزه پیشرفت، بهزیستی روانی و رضایت مندی زندگی زناشویی در میان دانشجویان به این نتیجه رسید که دانشجویانی که رضایت زناشویی کمی دارند، از بهزیستی روانی کمتری برخوردار هستند. ولی عواملی از قبیل نشانه های افسردگی، نگرش به تحصیل، ارزیابی از هدف های آموزشی و تربیتی وعزت نفس را از عوامل مهم بهزیستی روانی می دانند.
– اکلیز کازارس (2009) در تحقیق خود نشان داد بین ابعاد جهت گیری مذهبی با افزایش رضایت از زندگی رابطه مثبت وجود دارد.وهمچنین ولمن (2009) با طراحی آزمون روانسنجی متوجه شد که امتیاز معنوی افراد با رشد سن آنها افزایش می یابد.وست (2009) نیز در پژوهشی متوجه شد که نگرش مذهبی با رضایت از زندگی و سلامت وبهزیستی رابطه مثبت دارد.
– هالوگ (2010) ،در یک مطالعه پیگیری سه ساله ، یک گروه از زوجهای آلمانی را که در یک برنامه پیش از ازدواج مربوط به مهارتهای ارتباطی شرکت کرده بودند ،مورد بررسی قرار داد . در این مطالعه زوجها به مدت سه سال پس از اجرای برنامه ،تحت پیگیری قرار گرفتند.پس از سه سال زوجهای شرکت کننده در برنامه ها که ازدواج کرده بودند،در میزان رضایتمندی از رابطه زناشویی ، هیجان خواهی ،حل مساله و رفتارهای ارتباطی مثبت ،تفاوت های معنا داری را با گروه مقایسه نشان دادند.
– کرید و همکاران(2010). با بررسی رابطه بین بهزیستی روانی، نگرش مذهبی و رضایت زناشویی در بین دانشجویان متأهل به این نتیجه رسید که رضایت از زندگی زناشویی و شناخت روشهای مقابله از عوامل مؤثر در بهزیستی روانی می باشد.وهمچنین کول (2010) طی تحقیقات خود نشان داد که بین معنویت و بهزیستی و سلامت روان با رضایت و هدفمندی زندگی رابطه مستقیم وجود دارد.
– کوئنگ (2010) در بررسی رابطه سلامت روحی و جسمی افراد با زندگی مذهبی نشان داد افرادی که اعتقادات مذهبی بالاتری دارند، سازگاری بیشتری با موقعیت های استرس زا دارند.ساندرا و هوگای (2011)نیز در بررسی رابطه مذهب و رضایت از زندگی زنان آفریقایی به این نتیجه رسیدند که زنان با سطح تعصب مذهبی بالا رضایت از زندگی بیشتری دارند، و مذهب در کنار متغییرهای سن، درآمد وسطح تحصیلات در رضایت از زندگی زناشویی تأثیر مثبت دارد. همچنین فابریکاتور و همکاران(2011) در پژوهش های خود دریافتند، مذهب بر رضایت مندی بیشتر از زندگی تأثیر دارد. همچنین کسانی که نمره بالاتر در مذهب دریافت کردند نسبت به کسانی که نمره پایین تر دریافت کردند، عوامل تنش زای زندگی را بهتر و آسانتر کنترل می کنند.

فصل سوم:روش اجرای تحقیق

3-1- پیش درآمد
رفتار انسان دارای پیچیدگی های بسیار زیادی است. یکی از راههای شناخت بهتر و کامل تر رفتار انسان ها، آزمون رابطه ساده بین عوامل و عناصری است که تصور می شود با پدیده مورد مطالعه در ارتباط