روانی تعریف شده بوسیله معیارها ی شخصی بالا مثل خود انتقادی شدید است ( منصوری ، عدالت زاده ، بخشی پور رودسری ، 1388 )
کمال گرایی با اختلال های جسمانی و روانی زیادی رابطه دارد مثل ( عروق کرونر ، پر فشاری خون ، افسردگی ، اختلال های شخصیت ) (وو وکرتسی ، 2009 ).
تلاش های اخیر در پی شناسایی رابطه بین کمال گرایی و سایر عوامل شناختی همچون بازداری رفتاری رویکرد
سیستم ها ، روی یک الگوی عصب شناختی تنظیم هدف تاکید می کنندمتمرکز شده اند(رندل و همکاران،2010) .
گری (2000) در نظریه خود سه سیستم مغزی – رفتاری را معرفی میکند این سیستم ها عبارتند از: سیستم بازداری رفتاری ،سیستم فعال سازی رفتاری ،سیستم جنگ و گریز .
از سویی غلبه هر یک از سیستم ها درفرد به حالت های هیجانی متفاوتی چون اضطراب ، و زود انگیختگی و ترس منجر می گردد و واکنش های متفاوتی را برمی انگیزد.
.گری و مک ناتان معتقدند حساسیت سیستم بازداری رفتاری پیشگویی کننده استرس های هیجانی منفی شخص در موقعیت های پر استرس بدون توجه به طبیعت استرس زاها باشد و بازداری رفتاری به نظر می رسد پیشگویی کننده شخص در کنار آمدن نافعال و ضعیف باشد .
مطالعات متعدد ارتباط این سیستم را با عواطف منفی نشان داده اند . نتایج مطالعات گری ، مک ناتان ، شارون و چوبدار ، فعالیت سیستم بازداری رفتاری را با بیماری قلبی مرتیط دانسته و این ارتباط را ناشی از تولید هیجانهای منفی و فعالیت سیستم سمپاتیکی می دانند.
فرا تحلیل انجام شده توسط Mathews در سال 1988 نشان داد که هیجان های منفی ، اضطراب و خصومت با افزایش بیماری های قلبی و عروقی مرتبط هست و می توان استنباط کرد که فعال شدن این سیستم می تواند عاملی در بروز بیماری های قلبی باشد .
متغیر مورد مطالعه تاب آوری (Resilienece ) به فرآیند پویای انطباق مثبت با تجربه های تلخ و ناگوار اطلاق می شود.
تاب اوری که مقاومت در برابر استرس ( stress resistance) یا رشد پس ضربه ای نیز نامیده شده است ، در امتداد یک پیوستار با درجات متفاوت از مقاومت در برابر آسیب های روانشناختی قرار می گیرد .
تاب آوری ، برحسب این تعریف ، فراتر از جان سالم بدر بردن از استرس ها و ناملایمات زندگی است (بونانو ،2004).
باوجود اهمیت عوامل روانشناختی در بروز بیماری قلبی ، متاسفانه در ایران تحقیقات اندکی بر رابطه کمال گرایی ،سیستم های مغزی – رفتاری و تاب آوری را با این بیماری بررسی کرده اند . در حالی که احتمال دارد این متغیرهابه تنهایی تاثیری در وقوع بیماری قلبی نداشته باشند ، اما چنانچه در کنار هم قرار گیرند تاثیر یکدیگر را تشدید می نمایند .به منظور رفع این کمبود ، و با توجه به یافته های متنوع و گاه متضاد درباره ارتباط این فاکتورهای شخصیتی با ابتلا به عروق کرونر ، پژوهش حاضر رابطه متغیرهای مذکور را با بیماری قلبی مورد بررسی قرار می دهد .چراکه با آشکارشدن رابطه بین بیماری عروق کرونر با متغیرهای فوق می توان با افزایش آگاهی و اطلاع رسانی درست به افراد مستعد و انجام اقدامات مداخله گرایانه بالینی آموزش مهارت های مقابله با استرس و هیجان های منفی و نیز کاهش رفتارهای پرخطر و ترغیب مردم به تغییر سبک زندگی ، تا حد زیادی در کاهش احتمال ابتلا به بیماری قلبی نقش موثری ایفا نمود .
به طور خلاصه با توجه به توضیحات فوق در این تحقیق سعی بر این بوده است که مقایسه ابعاد کمال گرایی ، سیستم فعال سازی .بازداری رفتاری و تاب آوری در بیماران عروق کرونر با افراد سالم مورد بررسی قرار گیرد و به یک سوال زیر پاسخ داده شود .
1- آیا ابعاد کمال گرایی ، سیستم فعال سازی / بازداری رفتاری و تاب آوری در بیماران مرد و زن عروق کرونر و افراد عادی تفاوت دارد؟

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
منظور از این تحقیق شناسایی و یافتن رابطه بین ابعاد کمال گرایی ، سیستم فعال سازی /بازداری رفتاری و تاب آوری بیماران مرد و زن عروق کرونر با افراد عادی می باشد.
ضرورت انجام این تحقیق در این است که تا به حال بر روی بیماران عروق کرونر اثرات سه متغیر نامبرده (ابعاد کمال گرایی،سیستم های رفتاری و تاب آوری ) پژوهشی صورت نگرفته است و میتوان از انجام این تحقیق به نکات مثبت و ارزنده ای دست یافت وبا توجه قرار دادن این سه متغیر از پیشرفت این بیماری جلوگیری کرد.

1-4 اهداف تحقیق
اهداف اختصاصی : شناسایی تفاوت در بیماران زن و مرد عروق کرونر در ابعاد کمال گرایی ، سیستم فعال سازی / بازداری رفتاری و تاب آوری .
اهداف کاربردی : جهت بهبود و تسریع درمان و جلوگیری از پیشرفت بیماری عروق کرونر .

1-5 فرضیه های تحقیق
با توجه به سوال مطرح شده در تحقیق حاضر فرضیه های زیر مطرح می گردد :
1-بین سطح کمال گرایی افراد بیمار و افرادسالم تفاوت وجود دارد .
2-بین سطح تاب آوری افراد بیمار و افراد سالم تفاوت وجود ندارد.
3-بر اساس مؤلفه های کمال گرایی ( نگرانی در مورد اشتباهات ، تردید نسبت به اعمال ، انتظارات والدین ، انتقاد والدین ،معیارهای فردی و نظم و ترتیب ) ، جنسیت ، سطح تحصیلات و سن می توان سلامت افراد را پیش بینی کرد .
4-براساس مؤلفه های سیستم فعال سازی /بازداری رفتاری ( مؤلفه بازداری رفتاری ، جنگ و گریز ، پاسخدهی در برابر پاداش ، کشاننده سیستم فعال سازی رفتاری و تفریح طلبی فعال سازی ) می توان سلامت افراد را پیش بینی کرد .

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
1-6-1 ابعاد کمال گرایی
تعریف نظری
کمال گرایی یک سازه ی چند بعدی است و نشان دهنده ی متغیر شخصیتی همراه با ویژگی های شناختی ، رفتاری و شکلی از آسیب شناسی روانی تعریف شده است .(منصوری ، عدالت زاده ، بخشی پور رودسری،1388)
هولندر (1987) از اولین کسانی بود که تعریفی برای کمال گرایی ارائه نمود . او کمال گرایی را اینگونه تعریف کرد : فرد خواستار عملکردی با کیفیت بالاتر از آنجه که مستلزم موقعیت است ، از خود یا دیگران می باشد .
مدت گوتاهی پس از این توصیف ، برنز ( 1980)کمال گرایی را به صورت « شبکه ای از شناخت ها »
توصیف نمود که شامل توقعات و انتظارات ، تفسیر رویدادها و ارزشیابی خود و دیگران می باشد . او معتقد بود کمال گرایان کسانی هستند که ملاک هایشان فراتر از حد معمول یا عقل است .
افرادی هستند که به طور وسواسی و با سماجت در جهت اهداف غیر ممکن تلاش می کنند و ارزش خود را تماماً مطابق بهره وری و تحقق اهداف تعریف می کنند .
در تکمیل تعریف برنز ، فراست و همکارانش (1990) کمال گرایی را یک ساختار شخصیتی توصیف کردند که در افرادی که مستعد انتخاب معیارها و اهداف بالای غیر واقعی هستند ، وجود دارد .
عزت نفس این افراد مشروط به برآوردن این معیارها است .

تعریف عملیاتی
عملیاتی:منظور از ابعاد کمال گرایی آزمون کمال گرایی چند بعدی فراست است و نمره ای است که شرکت کننده از این آزمون می گیرد .این مقیاس با شش بعد طراحی شده است که شامل:
نگرانی زیاد در موری اشتباهات ، معیارهای شخصی ، انتظارات والدین ، انتقاد والدین ، تردید در مورد فعالیت ها و سازماندهی می باشد . این مقیاس 35 جمله در 6 بعد است و فراست آلفای کرونباخ کل مقیاس را 91/0 گزارش کرد و روایی و اعتبار مناسبی را برای آن گزارش نمود (استوبر ، 1997) .
1-6-2 سیستم های فعال ساز ی / بازداری رفتاری
سیستم بازداری رفتاری (BIS)
تعریف نظری
این سیستم از لحاظ نوروآناتومی و نوروفیزیولوژی شامل سیستم سیتوهیپوکامپی ، اعصاب آوران مونوآمینرژیک از ساقه مغز ، و انتشار آن در لوب پیشانی قشر جدید مخ می باشد . گری معتقد است که این مکانیسم فیزیولوژیکی مسول کنترل تجربه ی اضطراب در پاسخ به علایم مرتبط است ( گری ، 1972، 1977، 1978، 1982، 1987 ب ،1990 ، به نقل از کارور و وایت ، 1994 ) . به اعتقاد گری ، BIS به علایم تنبیه ، عدم پاداش ، و جدید بودن حساسیت نشان می دهد و رفتارهایی را که ممکن است منجر به نتایج منفی یا دردناک شود بازداری می کند .بنابراین فعالیت BIS باعث بازداری حرکت به سمت اهداف می شود . همچنین گری معتقد است که کارکرد BISمسئول تجربه ی احساس های منفی مانند ترس ، اضطراب ، ناکامی و غمگینی در پاسخ به علایم مرتبط با آنها است ( گری ، 1978 ، 1981 ، 1987 ب ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994 ) .
در سطح های فردی و شخصیت ، حساسیت بالای BIS مترادف است با آمادگی و گرایش به اضطراب که فرد را برای مواجهه ی مناسب با شرایط محیطی آماده می کند (کارور وایت ، 1994 ) .
به اعتقاد کر (2008 ، ص. 11) BIS سیستمی است که در کل مسئول حل تعارض بین اهداف است (مانند ، تعارض بین BAS- گرایش و FFFS- اجتناب ، تعارض بین BAS و BAS و تعارض بین FFFS و FFFS). این سیستم یک سیستم پسخوراند منفی است که مسئول مقابله با انحراف از وضعیت بدون تعارض است ، و موجب هیجان اضطراب می شود . اضطراب ناشی از فعالیت این سیستم مستلزم بازداری رفتارهای بالقوه تعارض برانگیز ، درگیری با فرآیندهای ارزیابی خطر ، و مرور محتویات حافظه و محیط به منظور حل تعارض موجود می باشد .
تعریف عملیاتی
در این تحقیق برای سنجش سیستم بازداری رفتاری از زیر مقیاس BIS مقیاس BIS/BAS (کارور وایت ، 1994 ) استفاده شده است . با توجه به تحلیل هایی که در مورد ساختار عاملی این مقیاس صورت گرفته است در یک نمونه ی آمریکایی ( پویترس و همکاران ، 2008 ) و یک نمونه ی ایرانی (این مطالعه ) این زیر مقیاس خود متشکل از دو زیر مقیاس است که یکی مربوط به سیستم بازداری رفتاری است که اساسا اضطراب را می سنجد( پویترس و همکاران ، 2008 ) ودارای 5 آیتم می باشد (BIS-A) و دیگری مربوط به سیستم جنگ و گریز است که اساسا ترس را می سنجد (پویترس و همکاران ، 2008 ( و داری 2 آیتم می باشد (FFS-F) . در تحقیق حاضر نمراتی که افراد در 5 آیتم مربوط به زیر مقیاس BIS-Aکسب می کنند نشان دهنده فعالیت سیستم بازداری رفتاری می باشد .

سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)
تعریف نظری
مکانیسم فیزیولوژیکی که مسئول کنترل انگیزش مثبت و خوشایند است سیستم روی آوری رفتاری ( گری ، 1981، الف ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994 ) یا سیستم فعال سازی رفتاری ( BAS در مقایسه با BIS با دقت کمتری مشخص شده است ، با این وجود عقیده براین است که در BAS مسیرهای کاتکولامینرژیک و به ویژه مسیرهای دوپامینرژیک نقش محوری را ایفا می کنند (استلار ، و استلار ، 1985 ف ، به نقل از کارور و وایت ، 1994 ).
این سیستم در برابر علائم پاداش ، عدم تنبیه ، و رهایی از تنبیه حساسیت نشان می دهد. فعالیت این سیستم باعث شروع (یا افزایش ) حرکت شخص به سمت اهداف خود می شود . همچنین گری معتقد است که BAS مسئول تجربه احساس های مثبت از قبیل امید ، سرخوشی ، و شادمانی است (گری ، 1977 ، 1981 ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994 ) .
در سطح تفاوت های فردی و شخصیت ، حساسیت بالاتر BAS مترادف است با آمادگی و تمایل بیشتر به درگیری با تلاش های معطوف به هدف و تجربه ی احساس های مثبت در شرایطی است که فرد با پاداش بلاواسطه مواجه است (کارور وایت ، 1994 ) .
به اعتقاد کر (2008 ، ص ، 20 ) BAS سیستمی است که به تمامی محرک های خوشایند شرطی و غیرشرطی پاسخ می دهدو هیجان خوشایند امید به لذت پیش بینی شده را برمی انگیزد . این سیستم شامل سه مولفه متفاوت به شرح زیر می باشد :
پاسخ دهی در برابر پاداش : تلاش فرد برای بدست آوردن پاداش های جدید
کشاننده : پی گیری فعال اهداف خوشایند
تفریح طلبی : نشان دادن احساسهای مثبت به هنگام بدست آوردن پاداش ( کاوروایت ، 1994؛ کر ، 2008) .

تعریف عملیاتی
دراین تحقیق برای سنجش سیستم فعال سازی از زیر مقیاس BAS مقیاس BAS/BIS (کاوروایت ، 1994 ) استفاده شده است . از 13 آیتم مربوط به زیر مقیاس BAS 5 آیتم مربوط به زیر مقیاس پاسخدهی در برابر پاداش ، 4 آیتم مربوط به زیر مقیاس کشاننده و 4 آیتم مربوط به زیر مقیاس تفریح طلبی می باشد . نمرات آزمودنیها در هر یک از زیر مقیاس های سیستم فعال سازی رفتاری نشان دهنده چگونگی فعالیت این سیستم می باشد .
سیستم جنگ / گریز / بهت (FFFS)
تعریف نظری
کاور وایت (1994) براساس تعاریف اولیه ای که در نسخه ای اولیه ی نظریه حساسیت به تقویت (گری ، 1981، 1987 الف ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994) در مورد سیستم جنگ / گریز (FFS) صورت گرفته است بدون متمایز کردن آن از سیستم بازداری رفتاری آن را جزئی از نظام حساس به تنبیه در نظر می گیرند ، لذا تعریف مستقلی از آن ارائه نمی کند .
اما کر (2008 ، ص . 10) براساس اصلاحات اعمال شده در RST ، سیستم جنگ / گریز /بهت (FFFS) را به عنوان سیستمی تعریف می کند که به تمامی محرک های ناخوشایند شرطی و غیرشرطی پاسخ می دهد و موجب هیجان ترس و رفتارهای اجتناب و گریز می شود .
این سیستم نمونه ای از یک سیستم پسخوراند منفی است که برای کاهش فاصله بین وضعیت تهدید آمیز بی واسطه و وضعیت دلخواه (مانند ، امنیت ) ، طراحی شده است (کر، 2008 ، ص . 10 ) .
اساس عصبی این سیستم شامل آمیگدالا و قشر پیش پیشانی میانی و بطنی میانی میباشد (دیویس ، 2006 ؛ کیرک ، روسو ، بارون ، لبورن ، 2000 ؛ سیرا – مرکادو ، کورکوران ، لبرون – میلاد ، و کیرک ، 2006 ) .
تعریف عملیاتی
در این تحقی