رفتارهای دانش­آموزانی که موجب اختلال در کار معلم می­شوند، زمینه­ساز استرس و فشار روانی در معلمان زن می­شود.

این رفتارها شامل مواردی چون تأخیر عمدی دیرآمدن به کلاس، ایجاد اختلال هنگام تدریس، بددهنی، امتناع از همکاری، حرف زدن و خودداری از پذیرش دستورات مشروع معلم است.

مک مانوس، دیگر رفتارهای دانش­آموزان را که در معلمان زن فشار روانی ایجاد می­کند، شامل دیر رسیدن به کلاس، کتک­کاری با دیگر دانش­آموزان، تقاضای مکرر برای رفتن به دستشویی، فرار از درس، سرپیچی از تکالیف، تهدید کردن معلم، فحش دادن به دانش­آموزان و … می­داند.

یکی از مسائل مهم دیگری که معلمان زن درگیر آن هستند، بعد مسافت رفت و برگشت به مدرسه است که در طول روز باعث اتلاف وقت آن­ها می شود و همواره دغدغه خاطر دارند که آیا به موقع خواهند رسید یا باید منتظر برخورد مدیر باشند.

یک منبع جالب توجه دیگر استرس، مربوط به داشتن شغل دوم در معلمان زن بوده است. عقیده بر این است معلمان زنی که تدریس اضافی یا شغل­های دوم و سوم دارند، در برابر استرس شغلی آسیب­پذیرتر هستند یا میزان نشانه­های استرس در آن­ها بیشتر است؛ بنابراین این منبع استرس مهم است و نیاز به پژوهش­های بیشتری دارد.

2-2-13 رابطه رضایت شغلی با استرس

رضایت شغلی به دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل تعبیر شده است؛ یعنی شرایطی که در آن کار انجام می­گیرد و پاداشی که به موجب آن دریافت می­شود. به طورکلی رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است. به این معنا که رضایت­مندی شغلی وسیله­ای است برای کارایی بیشتر سازمان.

به نظر هاپاک[62]، رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند­بعدی است و با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی­شود، بلکه ترکیب معینی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می­شود که فرد شاغل در لحظه معین از شغلش راضی باشد و از آن لذت ببرد. فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از قبیل میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و فرآورده اشتغال در زمان­های متفاوت دارد می­تواند به طریق گوناگون احساس رضایت از شغلش داشته باشد.

تحقیقات نشان داده است افرادی که از رضایت شغلی خوبی برخوردارند میزان استرس آنان در سطح پایین بوده است.

2-2-13-1 مهار استرس با استفاده از رژیم غذایی

چند نوع رژیم غذایی برای کاهش استرس وجود دارد.

غذاهایی که نباید خورد: ممکن است داشتن یک روحیه شاد مسخره به نظر آید؛ اما زمانی که بحث مهار استرس پیش می­آید در صورتی که رژیم غذایی شما سالم و آگاهانه باشد، مسأله فوق دست­نیافتنی نیست.

بکوشید از موارد زیر اجتناب کنید:

– رژیم غذایی درهم و برهم

– الگوی غذایی نامرتب

– پرخوری مداوم

غذاهایی که حتماً باید خورد:

– زمانی که دچار استرس می شوید بدن شما کلسیم خود را از دست می­دهد. پس کلسیم را در سبزی­هایی بیابید که دارای فیبرهای غنی هستند.

– مشغله ما بسیار است، اما اگر غالباً غذاهای تازه مصرف کنید، سالم­تر خواهید بود.

– از نان و حبوبات استفاده کنید.

3 وعده در روز غذا بخورید و هرگز صبحانه را از برنامه غذایی خود حذف نکنید. در صورت عجله در صرف غذا، استرس شدیدتر می­شود.

– برای یک صبحانه سالم قدری آب سیب، موز و گلابی بنوشید. این مواد برای هضم صبحانه، در یک روز سرد و ناخوشایند مفید هستند.

– با آگاهی و بدون وسواس غذا بخورید و به میزان کالری، چربی، نمک و کلسترول نگاه کنید.

– از یک رژیم غذایی سخت اجتناب کنید، زیرا لذت غذا خوردن را از میان می­برد و تقریباً شکست شما را تضمین می­کند.

6 مورد از بهترین ورزش­ها برای کاهش استرس:

– ماشین خود را در پارکینگی که از اداره شما دور است، پارک کنید و بکوشید مقداری از راه را پیاده طی کنید.

– قبل از آن که نان روغنی را روی میزتان بگذارید، ابتدا بیرون قدم و به دوستان خود سری بزنید.

– اگر از قطار زیرزمینی یا اتوبوس استفاده می­کنید، قدری زودتر از منزل خارج شوید و قدم بزنید.

– سعی کنید در اداره هر روز از پله ها استفاده کنید؛ اما سعی کنید که این کار را به­تدریج انجام دهید.

– سعی کنید حمام تان یک طبقه بالاتر یا پایین­تر از بقیه اتاق­های ساختمان باشد.

– در مهمانی هفته آینده بکوشید بایستید و با بقیه صحبت کنید، به جای آن که در یک جا بنشینید.

2-2-13-2 تأثیر خنده بر کاهش استرس

خنده­های دلپذیر نشاط­آور روح و روان است. چند دکتر روان­کاو در مصاحبه­ای درباره روابطه بین شوخ طبعی و شور و شوق عادی برای زندگی و سلامت، نظریاتی به ما ارائه کرده­اند.

دکتر دیوید برسلر می­گوید: به نظر من، تمام مدت با آدم­های جدی سر­کردن، کسالت­آور است. انسان هایی با روحیه خوب به دیگران روحیه می­دهند.

افراد منفی­باف را کنار بگذارید. به میان مثبت­اندیش­ها بروید؛ همان­هایی که شما را بیشتر از خنده و خوشی لبریز می­کنند تا دلتنگی و بدبختی.

دکتر هری السن[63]، الگو داشتن را مطرح می­کند که یکی از سریع­ترین روش­ها برای دستیابی به نعمت شوخ­طبعی است. او می­گوید: شوخ­طبعی روش معینی ندارد؛ ولی برای تسلط بر آن باید آن را دید و شخصاً تجربه کرد.

دکتر فارست پوید گزارش می­کند که خنده، همچون چند دقیقه آرامش­یابی یا پیاده­روی سریع می­تواند شما را دوباره جوان کند.

2-2-13-3 برخورد عملی با استرس

بهترین روش برای برخورد با استرس، برآورد خطرات احتمالی و تصمیم­گیری و اجرای برنامه عملی است. اگر چه انسان در زندگی مدرن، بیشتر از دوره غارنشینی به تفکر سالم نیاز دارد؛ اما نمی­توان زنگ خطرها را نادیده گرفت. فرد ابتدا همه چیز را بررسی می­کند و از احتمال بروز خطر آگاهی می­یابد. اگر خطری وجود داشته باشد، لازم است با آن مقابله کند. چنانچه خطری وجود نداشته باشد یعنی زنگ خطر را اشتباهی احساس کرده باشد آن را خاموش یا کم کنید یا در نهایت آن را نادیده بگیرید.

کنترل استرس و مراقبت از خویش بسیار اهمیت دارد. مراتب مراقبت از خویش شامل این موارد است:

– کاهش یا حذف کافئین (قهوه، نوشابه، چای، شکلات)

– کاهش یا حذف شرایط استرس زا

– بررسی افکار ترس­آور با دوستان قابل­اعتماد

– پذیرش نیاز به مشاوره و روان­درمانی در مواردی که استرس، مشکلات اساسی در زندگی فرد به وجود آورده است.

– انجام تمرین­های روزانه

– اجتناب از داشتن روابط منفی

– اجتناب از مواجهه با برنامه­هایی که باعث افزایش استرس می­شود (تحصیلات، قمار، کار زیاد، روابط نامشروع)

نگرش عملی و باورهای مثبت در مقابله با استرس بسیار مفید هستند. نگرش­ها و باورها می­توانند بر مکانیسم درونی کنترل­کننده استرس تأثیر­گذار باشند.

 

 

2-2-14  عصبانیت و راه­های پیشگیری از آن

معانی لغوی عصب:

1- تافتن، پیچیدن- پیوستن- درخت پیچک- شاخه­های درخت را به هم بستن

معنای پزشکی عصب:

2- تارهای سپیدی که مغز را با اجزاء مختلف بدن حیوانی مرتبط می­سازد

معنای لغوی عصبانی:

منصوب به عصب، با زیادی الف و نون برای تأکید مانند روحانی- جسمانی- نورانی و…

اصطلاح پزشکی:

آن­که روحاً ناراحت است. کسی که تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی از دست داده است.

در واقع عصبانیت حالتی است که ما قادر به کنترل رفتار و حرکات خود نیستیم و تنفر یک حالت شرطی بسیار بد ایست که به ذهن ما خطور می­کند. تعریف دیگری که از عصبانیت شده است این است که: عصبانیت حالت فوق نارضایتی است. وقتی از پدیده­ای یا چیزی خوشمان نمی­آید عصبانی می­شویم و بدین وسیله ناخشنودی خود را ابراز می­کنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل می­تواند مثبت یا منفی باشد (همان منبع).

علل عصبانیت (طبق بارش افکار اعضای کانون قلم):

  • سرخوردگی
  • محرومیت
  • تنبیه
  • تهدید
  • تمسخر
  • تحقیر
  • سروصدا
  • حل مسائل
  • عجز
  • وقتی دیگران مانع ارضای ما می­شوند
  • حس برتر­اندیشی دیگران
  • مقاصد شر و انگیزه­های پنهانی دیگران
  • وقتی زیاد اشتباه می­کنیم
  • سرد و غیر حساس بودن دیگران
  • وقتی نیازهای ما نادیده گرفته می­شود

راه حل­های جلوگیری از عصبانیت:

1- پاک­کردن صورت مسأله

2- نگاه­کردن به آیینه

3- قدم زدن

4- فکر عواقب کار بودن

5- ایمان

6- دین (مثال مالک اشتر)

7- شنا

8- خارج شدن از محلی که باعث عصبانیت شده

9- اعتماد به نفس

2-2-14-1 عصبانیت و راه­حل آن

جنون، شکل پیشرفته عصبانیت است. هراس بی­جهت مانند ترس است، حالتی که در آن ما حتی فاقد کنترل رفتار و دنیای اطرافمان هستیم. تنفر حالت شرطی بسیار بدی از یک فرد است که در فکر ما به وجود می­آید، از تماس با او اجتناب می­کنیم و ممکن است بدترین چیزها را برای او آرزو کنیم، شاید حتی امیدوار باشیم که او مصیبتی را تجربه کند. هر سه هیجانی که در اینجا نام برده شد، هرکدام به شکلی است که در اینجا آن­ها را به­طور ساده عصبانیت خواهیم نامید.

هیجانات ثانویه­ای در حواس ما وجود دارند که از هیجانات دیگر ناشی می­شوند، از قبیل: آسیب دیدن، ترس، گناه، ظلم، یأس و غیره. به طور کلی ما توسط دو باور کنترل می­شویم:

1- ما باور داریم که باید بعضی چیزها را داشته باشیم که دیگران مانع از این شده­اند که ما آن­ها را داشته باشیم. این موارد می­تواند چیزهایی مانند: خواب، غذا، پناهگاه، ­آسودگی فکر، همسر یا اشخاص دیگری که ما به آن­ها وابسته هستیم باشد. بعضی از عصبانیت­هایی که ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یک فرافکنی از احساس عصبانیت نسبت خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیت­ها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم.

2- ما باور داریم شخصی که ما درباره او احساس عصبانیت داریم مسئول این ماجرا است، برای این که ما این­گونه درک می­کنیم. ما باور داریم که اگر آن فرد نبود، ما بدبخت نبودیم؛ آن مرد یا زن مسئول درد و بدبختی ماست. عصبانیت همچنین می­تواند شروعی باشد که دلالت دارد بر تغییر اساسی در یک فرد یا حتی در تمامی یک جامعه. عصبانیت می­تواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می­شود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می­توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را بدست آوریم. نیاز ما با عصبانی­شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی­شود. ما می­توانیم یاد بگیریم که این انرژی را به طرق غیرخشن اظهار کنیم. تکنیک­های گوناگونی برای تخلیه هیجانی این انرژی وجود دارد که به هیچ­وجه به طرف دیگران صورت نمی­گیرد. همچنین مواردی وجود دارد که ما به منظور گرفتن نتیجه به عنوان این که مسئول هستیم ممکن است نیاز به اظهار عصبانیت داشته باشیم. می­توانیم این کار را بدون این که دیگران را فریب دهیم یا به آن­ها آسیب برسانیم انجام دهیم. تنفر از دیگران براساس ضعف و تاحدودی جبران قابلیت­ها است. یک شخص قوی به ندرت متنفر می­شود.

ما عصبانیت خودمان را تا اندازه­ای تشخیص می­دهیم، بیان می­کنیم، راه­های غیرمضر ابراز آن را شرح می­دهیم، و انرژی آن را در جهت مثبت، به سوی قدرتمند شدن خودمان و تغییر اجتماعی متمرکز می­کنیم (براهنی،1370،ص105).

اگر ما بتوانیم در آن موقعیت­ها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم. اعمال مثبتی را که پیش از عصبانیت یا تنفر می­توانیم انجام دهیم عبارت اند از:

1- آیا ما می­توانیم شخص دیگری بشویم؟ ویژگی­های منفی و ضعف­ها را بشناسیم. همه ما عیوبی داریم و لحظاتی وجود دارد که ما به دیگران احترام نمی­گذاریم و آن­ها را دوست نداریم.

2- اگر ما اعتقاد داشته باشیم که اتفاقات تصادفاً رخ می­دهند و اینکه آنچه را در هر لحظه برای روند ترقی خود نیاز داریم به درستی در زندگی معین کنیم، قادر خواهیم بود مسئولیت آنچه را که اتفاق می­افتد بر عهده بگیریم و دیگران را مقسر ندانیم.عصبانیت می­تواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرح­دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می­توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، ما می­توانیم یاد بگیریم.

3- ما نیاز به درک  این مطلب داریم که تنها خالق حقیقت خودمان هستیم و این که مجذوب زندگی هستیم و دیگران با آنچه که ما در درون خودمان احساس و فکر می­کنیم و با آنچه ما یاد می­گیریم هیچ شباهتی ندارند.

4- ما می­توانیم انرژی خود را به سوی تغییر­دادن یا خنثی­کردن آنچه که ما را عصبانی می­سازد هدایت کنیم.

5- ما می­توانیم ویژگی­های منفی و ضعف­هایمان را بشناسیم و بفهمیم و بنابراین درک بهتری از دیگران داشته باشیم.

6- ما می­توانیم بخشیدن را یاد بگیریم و دیگران و خودمان را به صورتی که هستیم دوست داشته باشیم (براهنی،1370، ص106).

 

2-2-15  اضطراب عامل مرگ بیماران قلبی است

پژوهش­گران آمریکایی دریافتند اضطراب طولانی مدت برای مبتلایان به بیماری­های قلبی کشنده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پایگاه خبری نیوکرالا، در این پژوهش محققان دانشکده پزشکی هاروارد با بررسی 516 بیمار قلبی دریافتند، اضطراب شدید و طولانی مدت