ی کند .
به منظور بررسی توانایی پیش بینی کنندگی متغیر امید به زندگی در ارتباط با متغیر بهزیستی روان شناختی در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم ، پس از محاسبۀ ضریب همبستگی که نتایج آن ارائه شد ، از آزمون رگرسیون خطی به روش همزمان (inter ) استفاده گردیده که نتایج حاصله در جدول 5- 4 ارائه شده است .
جدول 5– 4 : آزمون رگرسیون خطی به روش همزمان ( inter )

dF
F
R2 P
(Sig)
t B متغیر پیش بینی کننده متغیر ملاک
1 79/88 475/0 165/0 398/1 126/10 ضریب ثابت بهزیستی روان شناختی
0001/0 42/9 907/0 امید به زندگی

با توجه به نتایج بدست آمده در جدول 5– 4 ، مشخص می گردد که متغیر امید به زندگی (0001/0 = P ) میتواند بخشی از متغیر بهزیستی روان شناختی را پیش بینی نمایند .
مقدار R2 در تحلیل فوق نشان می دهد که 5/47 درصد از تغییرات بهزیستی روان شناختی توسط متغیر امید به زندگی ، قابل توضیح می باشد . همچنین با توجه به 0001 / 0P(regression) = مشخص گردید که مدل مورد نظر ، قابلیت تعمیم به جامعه را دارد .

3-3- 4 : فرضیه فرعی : بین بهزیستی روان شناختی مردان و زنان دیابتی با آسیب شبکیه چشم ، تفاوت وجود دارد .
به منظور بررسی تفاوت مردان و زنان بیمار دیابتی با آسیب شبکیه چشم در متغیر بهزیستی روان شناختی از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شده است که نتایج این تحلیل ها در جداول 6-4 و 7-4 ارائه میگردد .
جدول شماره 6-4 اثر پیلایی ، لامبدای ویلکز ، اثر هتلینگ و بزرگترین ریشه روی
Value F سطح معناداری
اثر پیلای 235/0 05/20 001/0
لامبدای ویلکز 765/0 05/20 001/0
اثر هتلینگ 307/0 05/20 001/0
بزرگترین ریشه روی 307/0 05/20 001/0


جدول شماره7 -4 تحلیل واریانس چند متغیره برای بررسی تفاوت بهزیستی روان شناختی در مردان و زنان بیمار دیابتی با آسیب شبکیه چشم
منبع درجه آزادی مجموع مربعات میانگین مربعات F سطح معناداری
بهزیستی روان شناختی بهزیستی روانشناختی( نمره کل ) 1 99/602697 99/602697 94/3833 0001/0
پذیرش خود 1 75/18408 75/18408 93/1695 0001/0
روابط مثبت 1 04/17013 04/17013 12/1695 0001/0
خود مختاری 1 21/14910 21/14910 15/2487 0001/0
تسلط بر محیط 1 5/19053 5/19053 7/2189 0001/0
زندگی هدفمند 1 22/13373 22/13373 33/1262 0001/0
رشد فردی 1 81/18073 81/18073 21/1825 0001/0
گروه بهزیستی روانشناختی( نمره کل ) 1 39/8 39/8 053/0 818/0
پذیرش خود 1 036/0 036/0 003/0 954/0
روابط مثبت 1 444/0 444/0 043/0 836/0
خود مختاری 1 21/6 21/6 03/1 311/0
تسلط بر محیط 1 02/12 02/12 38/1 243/0
زندگی هدفمند 1 34/5 34/5 504/0 479/0
رشد فردی 1 57/2 57/2 26/0
611/.
درون گروهی (خطا) بهزیستی روانشناختی( نمره کل ) 98 64/15405 2/157
پذیرش خود 98 75/1063 85/10
روابط مثبت 98 91/1004 25/10
خود مختاری 98 5/587 99/5
تسلط بر محیط 98 74/852 7/8
زندگی هدفمند 98 21/1038 59/10
رشد فردی 98 42/970 9/9
کل بهزیستی روانشناختی( نمره کل ) 100 621632
پذیرش خود 100 19587
روابط مثبت 100 18114
خود مختاری 100 15551
تسلط بر محیط 100 19964
زندگی هدفمند 100 14546
رشد فردی 100 19198

همانطور که یافته های جدول فوق نشان می دهد مقادیر F تحلیل واریانس با 05/0 P معنادار نبوده و این بدان معناست که نمرات بهزیستی روان شناختی و ابعاد آن در مردان و زنان ، تفاوت معنی داری نداشته و فرضیۀ مورد نظر را تأیید نمی کند .
5-4 : خلاصه فصل
در این فصل به بررسی و تحلیل نتایج آماری ( توصیفی و استنباطی ) پرداخته شد که در هر مرحله از آزمونهای رگرسیون ، متغیرهای پژوهش حاضر مورد تحلیل قرار گرفتند . همچنین با استفاده از روش MANOVA نیز تفاوتهای دو جنس ( مرد و زن ) در متغیر بهزیستی روان شناختی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصل نشان دادند که فرضیه های شماره 1 و شماره 2 پژوهش تا حدود زیادی مورد تإیید قرار گرفتند و فرضیه فرعی پژوهش حاضر ، مورد تأیید قرار نگرفت .

فصل پنجم

بحث و نتیجه‌گیری


در این فصل با توجه به نتایج به دست آمده از فصل چهارم، ابتدا به بحث و نتیجه‌گیری پیرامون فرضیه‌های پژوهش پرداخته و ضمن مقایسه نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر با سایر نتایج پژوهش‌های پیشین، رد یا تأیید فرضیه‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرند. سپس با بیان محدودیت‌های پژوهش، پیشنهادهایی در جهت تحقیقات آتی مطرح می‌شود.

1-5- خلاصه پژوهش
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش‌بینی‌کنندگی تاب‌آوری و امید به زندگی در ارتباط با بهزیستی روانشناختی در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم مراجعه‌کننده به بیمارستان دکتر خدادوست شهر شیراز بود. بدین منظور نمونه‌ای به حجم 100 نفر زن و مرد بیمار دیابتی با آسیب شبکیه چشم با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس توسط همراهانشان یا محقق (به دلیل آسیب بینایی و عدم توانایی نوشتن) به تکمیل پرسشنامه‌های بهزیستی روانشناختی، تاب‌آوری و امید به زندگی پرداختند.
نتایج به دست آمده نشان داد که تاب‌آوری می‌تواند بخشی از بهزیستی روانشناختی را در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم به صورت مثبت پیش‌بینی نماید. مقدار R2 به دست آمده نشان داد که 6/25 درصد از تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط متغیر تاب‌آوری قابل توضیح می‌باشد. با توجه به 0001/0=P(regression) نیز مشخص گردید که مدل مورد نظر، قابلیت تعمیم به جامعه را دارد. از این رو، فرضیه اول پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. همچنین نتایج حاکی از آن بود که متغیر امید به زندگی نیز می‌تواند بخشی از بهزیستی روانشناختی را در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم به صورت مثبت پیش‌بینی کند. مقدار R2 به دست آمده نیز نشان داد که 5/47 درصد از تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط متغیر امید به زندگی قابل توضیح می‌باشد. از طرفی با توجه به 0001/0= P(regression) مشخص گردید که مدل مورد نظر، قابلیت تعمیم به جامعه را دارد. بنابراین فرضیه دوم پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. و نیز نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که نمرات بهزیستی روانشناختی و ابعاد آن در مردان و زنان، تفاوت معنی‌داری نداشته و از این رو فرضیه فرعی پژوهش مورد تأیید قرار نگرفت.

2-5- بحث و نتیجه‌گیری پیرامون فرضیه‌های پژوهش
فرضیه اول: تاب‌آوری می‌تواند بهزیستی روانشناختی در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم را پیش‌بینی کند.
یافته‌های به دست آمده از آزمون این فرضیه نشان داد که متغیر تاب‌آوری می‌تواند بخشی از بهزیستی روانشناختی را به صورت مثبت پیش‌بینی کند به طوری که 6/25 درصد از تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط متغیر تاب‌آوری قابل توضیح می‌باشد. بر اساس تحقیقاتی که در مورد تاب‌آوری انجام شده می‌توان گفت که تاب‌آوری می‌تواند به عنوان یک متغیر پیش‌بین برای بهزیستی روانشناختی باشد. این یافته با یافته پژوهش‌های مک و وونگ (2011)؛ کوتو و همکاران (2011)؛ توماس و همکاران (2012)؛ پرچ و همکاران (2012)؛ سوری و حجازی (1392) همسو است.
در تبیین یافته فوق می‌توان گفت، بهزیستی روانشناختی در برخی از نظریه‌ها به صورت فرایند شناختی در نظر گرفته شده است که رضایت از زندگی نشانگر آن است (استفن و همکاران، 1999؛ اپستین، 1992؛ مارتین و روبین، 1992). در برخی از نظریه‌ها نیز بهزیستی روانشناختی بر فرایندهای فردی و اجتماعی از قبیل برخورداری از توجه مثبت نسبت به خود و تسلط بر خود و پیوندهای معنی‌دار با دیگران دلالت دارد (روثمن و همکاران، 2003؛ پرتوریس، 1998؛ آدامز و همکاران، 1997؛ ریف و سینگر، 1998؛ کستا و مک‌کرا، 1992). نظریه ریف (1995) که مبنای پژوهش حاضر بوده است، بهزیستی روانشناختی را به معنای تلاش برای استعلا و ارتقاء می‌داند که در تحقق استعدادها و توانایی‌های فرد متجلی می‌شود. بنابراین فردی از بهزیستی روانشناختی برخوردار است که برای ارتقاء خود تلاش می‌کند.
از طرفی در دو دهه‌ی اخیر پژوهشگران دریافتند که افراد موفق در برخورد با مسائل استرس‌زا و فشارها در مقایسه با افراد شکننده در برابر مشکلات، دارای خصوصیات و ویژگی‌های متفاوتی می‌باشند که از این طریق می‌توانند فشار کمتری را تحمل کرده و هر چه سریعتر به نقطه‌ی تعدل روحی برسند. یکی از این ویژگی‌ها در قالب مفهومی با عنوان تاب‌آوری مطرح گردیده است. تاب‌آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (راتر، 2001)، البته تاب‌آوری صرفاً مقاومت منفعل در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدیدکننده نیست، بلکه فرد تاب‌آور، مشارکت‌کننده، فعال و سازنده محیط پیرامون خود است. تاب‌آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و روحی در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز می‌باشد (کانر و دیویدسون، 2003).
تاب‌آوری، از طریق افزایش سطوح عواطف مثبت، باعث تقویت عزت نفس و مقابله‌ی موفق با تجربه‌های منفی می‌شود. بر این اساس، تاب‌آوری از طریق تقویت عزت نفس به عنوان یک مکانیزم واسطه‌ای به انطباق‌پذیری مثبت و بهزیستی روانی منتهی می‌شود و افرادی که از بهزیستی روان‌شناختی بالاتری برخوردارند توانایی سازگاری آن‌ها با مشکلات، بیشتر از کسانی است که از این مزیت برخوردار نیستند. از طرفی، هر چه فرد قدرت بیشتری در تاب‌آوری، مقابله با مشکلات و استرس‌های زندگی داشته باشد کمتر در معرض آشفتگی‌های روانی و هیجانی قرار می‌گیرد و از سلامت و بهزیستی روانی بالاتری بهره‌مند می‌شود. به نظر می‌رسد که افراد تاب‌آور، به طرز خلاقانه و انعطاف‌پذیری به مسائل می‌نگرند، برای حل آنها طرح و برنامه‌ریزی می‌کنند و در صورت نیاز نسبت به درخواست کمک از دیگران دریغ نمی‌ورزند و منابع کاملی برای مقابله با مشکلات دارند که این عوامل باعث می‌شود فرد از بهداشت روانی و بهزیستی روان‌شناختی بالایی برخوردار باشد. بنابراین تاب‌آوری، با تعدیل و کم ‌رنگ‌تر کردن عواملی چون استرس و افسردگی، بهزیستی روانی افراد را تضمین می‌کند (کانر، 2006).
از سوی دیگر، در مطالعات متعددی بیماری دیابت اثرات معکوس و معناداری بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران داشته است (باقری و همکاران، 2005؛ کیسز و همکاران، 2003). کیفیت زندگی در بیماران دیابتی دارای اهمیت است. عدم مراقبت از خود، خوب کنترل نکردن قند خون و افزایش عوارض دیابت منجر به کاهش کیفیت زندگی می‌گردد (کاتسنس و همکاران، 1997). اصلاح کیفیت زندگی نه تنها برای بیمار دیابتی سودمند و با ارزش است، بلکه هزینه‌های مراقبت بهداشتی و پزشکی مرتبط با آن‌ها نیز کاهش می‌یابد (گلسگو و همکاران، 1997). دیابت و عوارض ناشی از آن را می‌توان از طریق مراقب‌های بهداشتی پزشکی و آموزش بهداشت، پیشگیری و … کنترل نمود، که آموزش بهداشت بیماران دیابتی شامل چگونه زیستن با دیابت و چگونگی اصلاح کیفیت زندگی آن‌ها می‌باشد (رومن و هریس ، 1997؛ منسینگ و همکاران، 2001).
بیماری دیابت روی عملکرد فیزیکی، وضعیت روانی، ارتباطات بین فردی، خانوادگی، اجتماعی و به طور کلی سلامت عمومی و بهزیستی روانشناختی بیماران تأثیر منفی دارد (اسکندریان و همکاران، 2009). و می‌تواند علاوه بر ایجاد عوارض فیزیکی و جسمی، علائم روانپزشکی متعددی را نیز ایجاد نماید (سادوک و سادوک ، 2007). و حتی احتمال ابتلا به اختلالات روانی را نیز افزایش دهد (جیمینس- گارسیا و همکاران، 2012). طبق مطالعات انجام شده، کیفیت زندگی در بیماران دیابتی وابسته به انسولین، از سطح پایینی برخوردار است (سانچز و همکاران، 2005).
بیماران دیابتی با مشکلات زیادی در ابعاد کیفیت زندگی مواجه هستند و وضعیت فردی- اجتماعی و اقتصادی این بیماران، تأثیر معنی‌داری بر کیفیت زندگی آنها دارد (قنبری، 1380). همچنین شواهد نشان می‌دهند که دامنه وسیعی از بیماری‌ها (بیماری‌های حاد و بیماری‌های مزمن مانند مولیتپل اسکروزیس، هانتینگتون و دیابت)، نگرش فرد نسبت به ماهیت بیماری، پی‌آمدها، کنترل، طول مدت و علت بیماری در تعیین رفتارهای سالم و بهزیستی روانشناختی مؤثر است (اسریدرهار و مدهو ، 2002).
حال آنکه پیامدهای تاب‌آوری شامل رفتارهای اجتماعی مطلوب، پیشرفت تحصیلی، رضایت از زندگی، شادکامی و عدم رفتارهای نامطلوب مانند بیماری های روانی و عدم ثبات عاطفی و هیجانی می‌باشد (ماستن ورید، 2004). بنابراین رضایت از زندگی و کیفیت زندگی در پژوهش‌های مختلف به عنوان پیامدهای تاب‌آوری آمده‌اند (آنتونوسکی ، 1987؛ سیلیمن ، 1994؛ لازاروس ، 2004؛ ماستن و رید، 2004). همچنین تاب‌آوری با تأثیر بر نوع احساس‌ها و هیجان‌های فرد، نگرش مثبت و در نتیجه رضایت از زندگی را در پی دارد (سامانی، جوکار و صحراگرد، 1386).
در واقع افراد تاب‌آور در برخورد با شرایط استرس‌زا (مانند بیماری) ضمن تلاش برای رسیدن به نقطه تعادل، توانایی‌های خود را به منظور ارتقاء وضعیت موجود به کار می‌گیرند و احساسات و عواطف مثبت را تجربه می‌کنند؛ با توحه به اینکه بهزیستی روانشناختی، تجربه عواطف خوشایند، سطوح پایین خلق منفی و رضایت از زندگی بالا را در بر می‌گیرد (کلارک و گوسن ، 2009). بنابراین افراد تاب‌آور از بهزیستی روانشناختی بالایی برخوردار می‌شوند.
بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم نیز در صورتی که