و اختلاس بوده است،ولی می توان علی رغم قصد وی، تفسیر یاد شده را در جهت تفاوت بین استلاب واختلاس استفاده کرد و چنین گفت: استلاب و اختلاس یعنی گرفتن مال از صاحب آن به طور آشکار (برخلاف سرقت که به طور پنهان انجام می شود)، با این تفاوت که دراستلاب، مال به طور آشکار از صاحب آن گرفته می شود، اگر چه وی غافل از حفظ آن نیست و تمهیدات لازم را برای حفظ آن اندیشیده است و بر این اساس است که استلاب به نهب مال تفسیر شده [62] و نهب در لغت یعنی قهر و غلبه [63]و کسی که غافل از حفظ مال خودش نیست، به قهر و غلبه می توان مال را از وی سلب نمود.

در اختلاس نیز مال به طور آشکار از صاحب آن گرفته می شود، ولی در فرصتی که صاحب مال نسبت به حفظ آن غافل و بی توجه است و چون بی توجه است، برای گرفتن مال نیازی به قهر و غلبه نیست. لذا مرحوم ابن ادریس در تفسیر آن گفته: مختلس کسی است که بدون قهر مال را از صاحب آن سلب می کند.[64] این تفاوت با معنای لغوی اختلاس تطبیق می کند زیرا یکی از معانی اختلاس فرصت مناسب است. الخلسه: الفرصه المناسبه. می توان گفت: بدین سبب است که مرحوم اردبیلی، شبیه چنین تفاوتی را بین مستلب ومختلس قائل شده و می گوید: والمستلب، قیل: هو الذی یسلب المال من القدام; گفته شده، مستلب کسی است که مال را از پیش رو بر می دارد. [65]والمختلس، هوالذی یسلبه من الخلف مختلس کسی است که مال را از پشت بر می دارد.[66] بطور معمول کسی که مال را از پیش رو می گیرد، با قهر و غلبه بر می دارد و کسی که ازپشت بر می دارد، با استفاده از غفلت صاحب مال، بدون قهر و غلبه اخذ می کنند. برخی نوشته های فقهی اهل سنت نیز، معنای اختلاس را ملازم با غفلت می دانند: … اما المختلس، فانه یاخذ المال علی حین غفله من مالکه وغیره.[67]

همانگونه که قبل گفته شد، روشن نیست چرا پاره ای از فقها خواسته اند بین تفسیراستلاب و اختلاس تفاوت بگذارند و چه نکته ای آنان را به بیان فرق بین آن دوکشانده است. مجازات مستلب و مختلس از نظر حکم کلی شرعی، تعزیر است و از این جهت نیازی به بیان تفاوت نیست و بدین جهت مرحوم آیت الله گلپایگانی(ره) می گوید: واما المستلب والمختلس، فقد اختلف فی تفسیرها وحیث ان الحکم هو التعزیر فسواءکانا واحدا او متعددا، فلا اثر لذلک فی المقصود… …واما در تفسیر مستلب و مختلس اختلاف شده است، ولی چون حکم هر دو تعزیر است،تفاوتی در مقصود نمی کند، خواه یکی باشند یا متعدد.

با این حال ممکن است گفته شود، اگر چه مجازات مستلب و مختلس از نظر حکم کلی شرعی، تعزیر است، ولی چون تعیین مجازات (تعزیر) به عهده حاکم شرع یا قانونگذاراست، با توجه به مصالح جامعه و تحلیل حقوقی، کسی که با قهر و غلبه (استلاب)مال را اخذ می کند، بایستی مشمول مجازات شدیدتری نسبت به کسی که مال را بدون قهر و غلبه اخذ می کند، بشود.[68]

بند دوم-اختِلاس در اصطلاح

اما در اصطلاح، اختلاس به معنی ربودن مال منقول دیگری از غیرمعنای غیرحرز به زبانی ساده‌تر اگر بیان شود بهتر است. و از راه حیله و توسل به زور است. از نظر حقوق جزا نیز اختلاس عبارت از تصاحب و بردن وجه یا مال متعلق به دولت و بیت‌المال یا اشیای سپرده‌شده به یکی از کارکنان دولت یا ماموران به خدمات عمومی اعم از رسمی و غیررسمی و سایر نهادهای انقلابی است.

بنابراین اختلاس یکی از تعدیات کارمندان دولت و ماموران به خدمات عمومی است که نسبت به اموال و وجوه عمومی و بیت‌المال یا متعلق به اشخاصی که به آنها سپرده شده است، مرتکب می‌شوند.

به عبارت دیگر، اختلاس نوع خاصی از خیانت در امانت است که ماموران دولتی از طریق تصاحب وجوه و اموالی که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است، مرتکب می‌شوند.  موضوع جرم اختلاس شامل اموال غیرمنقول نمی‌شود و تنها مربوط به اموال منقول است؛ البته اموال منقول موضوع اختلاس در مرحله نخست شامل تمامی اموال منقول متعلق به دولت و بیت‌المال از قبیل وجوه، مطالبات، حواله، سهام، اسناد و اوراق بهادار متعلق به هر یک از سازمان‌ها و موسسات دولتی است و در مرحله بعدی، شامل تمامی اموال متعلق به اشخاص حقیقی است که به کارمندان و مستخدمان دولتی اعم از رسمی و غیررسمی و ماموران به خدمات عمومی و سایر نهادهای انقلابی و شرکت‌های دولتی و موسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می‌شوند، به‌مناسبت انجام وظیفه سپرده شده است. [69]

گفتار سوم-طَرار

بند اول-طَرار در لغت

از جمله مفاهیم مشابه سرقت طر است. طر در لغت به معنای شکافتن و جدا کردن است. طرار، یعنی جیب بر. جیب بری، مانند استلاب و اختلاس یکی دیگر از شکلهای دزدی است و اغلب در مکانهای شلوغ و پرازدحام مانند بازار، صف های اتوبوس و داخل اتوبوس ها اتفاق می افتد. جیب بری به دو شکل ممکن است واقع شود. در یک شکل مجازات آن قطع دست است و آن در صورتی است که مرتکب از جیب داخل که حکم حرز را دارد دزدی کند. در شکل دوم، مجازات آن تعزیر است و آن در صورتی خواهد بود که مرتکب از جیب ظاهر یا رو دزدی کنند زیرا در این فرض جیب ظاهر، حکم حرز را ندارد تامجازات آن قطع دست باشد.[70]

گفتار دوم-طَرار در اصطلاح

طرار یا جیب‌بری شکلی از سرقت است که طی آن پول یا اشیا گران‌قیمت از شخص قربانی دزدیده می‌شود به طوری که زیان‌دیده در لحظه جیب‌بری متوجه دزدی نشود. جیب‌بری نیازمند زبردستی فراوان و شم گمراه کردن افراد است. دزدی که به این ترتیب عمل می‌کند را جیب‌بر می‌نامند.

جیب‌برها و سایر دزدان، به ویژه آن‌ها که به طور گروهی کار می‌کنند، گاهی از روش‌هایی مانند سئوال پرسیدن یا تنه زدن برای پرت کردن حواس قربانی استفاده می‌کنند. برای این که جیب‌بر بتواند حواس قربانی را پرت کند باید دست‌های چالاک، سرعت عمل، توانایی رد گم کردن و برخی مهارت‌های دیگر را داشته باشد[71]

گفتار چهارم- مَنبَج و مَرقَد

بند اول- مَنبَج و مَرقَد در لغت

از دیگر اشکال دزدی که در نوشته های فقهی ذکر گردیده، ربودن مال غیر، بوسیله خوراندن داروی بیهوش کننده به مالباخته یا مجنی ءعلیه و یا خواباندن اوست. دراصطلاح فقه کسی را که به دیگری داروی بیهوش کننده می خوراند، «منبج » می گویند واگر با حیله ای وی را بخواباند« مرقد» می نامند. منبج از« نبج » گرفته شده، نبج،نوعی گیاه بیهوش کننده است. مرقد نیز از ریشه رقاد به معنای خواب است.[72]

بند دوم- مَنبَج و مَرقَد در اصطلاح

این نوع از سرقت در اصطلاح همان بیهوش کردن و از هوشیاری خارج کردن و ربودن اموال شخص  می باشد.که در عرف بین مردم این اصطلاح زیاد مرسوم نیست.[73]

مبحث هفتم-تعریف موسسات بانکی

مؤسّسه‌های مالی و اعتباری نهادهای اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران هستند که برخلاف بانک‌های خصوصی و دولتی، تابع قوانین بانک مرکزی نیستند و به همین دلیل قدرت کسب توان مالی بسیار بالاتر از بانک‌ها دارند. اکثر آن‌ها وابسته به نهادهای دیگری هستند.

.بانک مرکزی ایران، مؤسسه اعتباری را موسسه‌ای می‌داند که از طریق جذب سپرده‌های مجاز بانکی (به استثناء سپرده قرض الحسنه جاری)، اخذ تسهیلات و استفاده از سایر ابزارهای مالی به تجهیز منابع مبادرت نموده و این منابع را به اعطای تسهیلات اعتباری اختصاص داده و یا به هر نحو دیگری به تشخیص بانک مرکزی، واسطه بین عرضه‌کنندگان و متقاضیان منابع مالی باشد.

بیشتر موسسات اعتباری بر خلاف بانک‌های خصوصی و دولتی، پیش از قانون تنظیم بازار غیر متشکل پولی مصوب سال ۱۳۸۳ و با اخذ مجوز از سایر نهادها مانند وزارت تعاون، کشور، نیروی انتظامی و … ایجاد شده‌اند. در حال حاضر اشتغال به عملیات بانکی توسط اشخاص حقیقی و یا حقوقی تحت هر عنوان و تأسیس و ثبت هرگونه تشکل برای انجام عملیات بانکی، بدون دریافت مجوز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ممنوع است.

مبحث هشتم-تعریف بانک

بانک ها موسساتی هستند که از محل سپرده های مردم می توانند سرمایه های لازم را در اختیار صاحبان واحدهای صنعتی، کشاورزی و بازرگانی و اشخاص قرار دهند. تکامل بانکداری به زمانی که نوشتن به وجود آمد