ﻛﻪ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﺮای کسب ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ و فرصت های اﻗﺘـﺼﺎدی ـ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از راه ﻫﺎی ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺷﺎﻧﺲ ﻛﻤﻲ دارﻧﺪ. وی ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧـﻮرد ارز ش های ﺧﺮده ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت، ﺑﻪ وﻳـﮋه ﺑـﻴﻦ ﻫﻨﺠﺎرﻫـﺎ و ارز ش های ﻃﺒﻘـﻪ ﭘـﺎﻳﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺑـﺎ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻣﺴﻠﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﻪ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺑﺮاﺳﺎس ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻃﺒﻘﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ شکل ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﻧـﺪ ، زﻣﻴﻨـﻪ را ﺑﺮای رﻓﺘﺎر ﺑﺰﻫﻜﺎراﻧﻪ ﺟﻮاﻧﺎن ﻓﺮاﻫﻢ میﺳﺎزد (گیسون ،1997).
آدامز و دیگران (1994) در پژوهشی که با استفاده از روش کمی و تکنیک پیمایشی و به صورت پرسشنامه انجام داده اند، روشن ساخته اند که میان بزهکاری و مهاجرت افراد، رابطه ی معناداری وجود دارد. تفاوت های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و رفتاری که مهاجرین در فضای جدیدی که به آن مهاجرت کرده اند با آنها مواجه می شوند؛ شخصیت افراد مهاجر را که حجم عمده ای از آنها را نوجوانان تشکیل می دهند، تحت تأثیر قرار داده و این مسئله به پیدایش و شیوع رفتارهای بزهکارانه از سوی ایشان دامن می زند.
مایرز (1995) نشان داده است که میان رفتارهای بزهکارانه و نمرات آسیب شناسی روانی و برخی اختلال¬های شخصیتی از جمله اختلال شخصیت خودشیفته، رابطه ی معناداری وجود دارد.
اروین (1998) در پژوهشی که راجع به گرایش نوجوانان در دوره ی نوجوانی به ارزش های جدید و متنوع انجام داده است، نشان می دهد که در دوره ی نوجوانی، افراد نوجوان تا حدی خود را با افراد بزرگسال مقایسه کرده و سعی می کنند خود را برخوردار از عقاید و ارزش های خاص این گروه جلوه دهند. طی این شبیه سازی، تأثیرپذیری نوجوانان از گروه بزرگسال نوع تعامل ایشان با همدیگر را تحت تأثیر قرار می دهد. اثر گذاری بزرگسالان بر نوجوانان از یک سو و از سوی دیگر اثرگذاری نوجوانان بر یکدیگر، به همان میزان که ممکن است مثبت و سازنده باشد، می تواند منفی بوده و زمینه ی گرایش ایشان را به رفتارهای بزهکارانه فراهم آورد.
لازاروس ( به نقل از اندلر و پارکر ، 1993) معتقد است استرس زمانی رخ می دهد که مطالبات فراتر از منابع سازشی فرد باشند . مقابله توسط نظریه پرد ازان به عنوان کوشش هایی برای بالابردن سازش بین شخص و محیط و یا به عنوان تلاش هایی برای اداره رویدادهایی که استرس زا درک می شوند ، تعریف می شود (لازاروس و فولکمن، 1984).

جمع بندی:
شخصیت عبارت است از مفاهیم تجربی خاصی که بخشی از نظریه شخصیتی هستند و توسط ناظر به کار برده می‏شوند. به دلیل فقدان یکپارچگی در نظریه شخصیت، ارائه توصیفی از شخصیت که به طور مناسبی تمام عناصر گوناگون و متضاد موجود در این حوزه پیچیده و دشوار از علم را در بر گیرد، مشکل است. بهترین تعریفی که در این جا می‏توان ارایه کرد، تعریفی است که نظر اکثر روان شناسان را در خصوص تقدم کاربرد بر نظریه نشان می‏دهد؛ یعنی، شخصیت انتزاعی آن دسته از خصوصیات پایدار شخصی است که برای رفتار بین فردی او اهمیت زیادی دارد. در کاربرد این تعریف، ما همچنین متأثر از تأکید آلپورت (1937) هستیم که شخصیت دقیقاً همان چیزی است که فرد واقعاً هست؛ یعنی، شخصیت شامل عمیق ترین و نوعی ترین خصوصیات فرد است (سیاسی، 1382).
آلپورت توانست حدود 50 معنا را برای این اصطلاح مطرح کند. تحلیل آلپورت منطبق با تاریخ مفهوم شخصیت بود که با اصطلاح به نقاب آغاز شد. این اصطلاح به نقاب که ابتدا در نمایشنامه‏‏های یونان قدیم به کار برده می‏شد ،اشاره داشت به مضامین مختلف آن که در زمینه‏‏های مختلفی مانند:الهیات، فلسفه، جامعه شناسی، زبان شناسی و روان شناسی راه یافت (شولتز و شولتز، 1381). دامنه ی تعاریف موجود، از فرآیند های درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد در نوسان است. نظری اجمالی به تعاریف شخصیت، نشان می دهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه ی خاص یافت؛ بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی به نوع نظریه هر دانشمند دارد.
مک کراء (1949) و پل کاستا (1942) که در مرکز پژوهش پیری شناسی مؤسسه‏‏های تندرستی در «بالتیمور، مریلند» کار می‏کنند، برنامه ای را در پیش گرفته اند که پنج عامل شخصیت معروف به «پنج عامل عمده» یا « پنج بزرگ» را شناسایی کرد:1- روان رنجور خویی 2- برونگرایی 3- تجربه گرایی 4- همسازی 5- وظیفه شناسی . این پنج عامل با انواع شیوه های سنجش از جمله: خود سنجی‏‏ها، آزمون‏های عینی و گزارش‏های مشاهده گران تأیید شدند. سپس پژوهشگران یک آزمون شخصیت به نام «پرسشنامه شخصیت NEO ساختند (که سه واژه بدست آمده از حروف اول سه عامل اول هستند.) یافته‏‏های هماهنگ این عوامل از شیوه‏‏های سنجش مختلف، پیشنهاد می‏کند که آن‏ها جنبه‏‏های برجسته شخصیت هستند.این عوامل شرح داده شده اند.
در نظریه پنج عامل اساساً پنج عامل را به عنوان تمایلاتی مبنایی که زمینه زیستی دارند، معرفی کرده اند، یعنی تفاوت‏‏های رفتاری مربوط به پنج عامل به ژن‏‏ها، ساختار مغز و مانند آن بر می‏گردد. دراین تمایلات اساسی، آمادگی عمل و احساس به نحوی خاص است و به طور مستقیم تحت تأثیر محیط قرار ندارد. آن‏ها با طرح مجدد مسئله طبیعت در برابر تربیت، نظر خود را به این ترتیب بیان می‏کنند. جان کلام این است که صفات شخصیت، مانند خلق و خو، آمادگی‏‏هایی درونی در مسیر رشد بوده و اساساً مستقل از تأثیرات محیطی هستند (مک کراء و همکاران، 2000؛ کنعانی،1385).
—آیزنک در بحث های خود پیرامون شخصیت دو مسئله ی کلی را مطرح می کند .یکی از این مسائل جنبه ی توصیفی شخصیت است که از دیرباز در روانشناسی مطرح بوده است . مسئله ی دیگر بررسی عوامل سببی است که در جریان آن می کوشد علل زیرساز اختلاف های شخصیت افراد را تجزیه و تحلیل کند.
برونگرایی ـ درونگرایی: بعدی است که دامنه ای بین دو حد انتهایی دارد و در وسط های این دامنه افرادی قرار دارند که نه برونگرا هستند نه درونگرا . از داده های تجربی هم چنین بر می آید که بیشتر مردم در همین منطقه بینابین قرار دارند. نمونه ی بارز برونگرایی کسی است که مردم آمیز است ؛ از مهمانی خوشش می آید ؛ دوستان بسیار دارد ؛ به سخن گفتن با دیگران نیاز دارد ؛ مشتاق تحریک و هیجان است و بطور کلّی فردی تکانشی است . تغییر و دگرگونی را دوست دارد ؛ تمایل به پرخاشگری دارد ؛زود از کوره در می رود ؛ احساس هایش را در اختیار ندارد و آدم چندان باثباتی نیست.
از سوی دیگر نمونه ی بارز درونگرایی فردی کم حرف و به نحوی گوشه گیر است ؛ آدم توداری است ؛ به دور اندیشی تمایل دارد ؛ به احساس های آنی اعتماد نمی کند ؛ تحریک و هیجان را دوست ندارد ؛ زندگی منظم و با قاعده را دوست دارد ؛ به احساساتش کاملاً مسلط است و زود از کوره در نمی رود . با ثبات و تا حدودی بدبین است و برای معیارهای اخلاقی ارزش فراوان قائل است . این دو دسته از نظر سطح پایه ی انگیختگی مغزی با یکدیگر فرق می کنند . برون گراها به خاطر پایین بودن سطح انگیختگی شان به تحریک نیاز دارند و به طور فعال آن را می جویند . درون گراها به خاطر بالا بودن سطح پایه ، از برانگیختگی اجتناب می کنند . در نتیجه به تحریک حسی واکنش شدیدتری نشان می دهند ، به علاوه آنها آستانه ی درد پایین تری دارند .
روان پریشی گرایی (سایکوتیک) :روان پریشی که به عنوان معادل «سایکوز» انتخاب شده است، غالباً شدیدترین حالت در فرد مبتلا به اختلال روانی محسوب می‌شود. در نقطه مقابل وقتی فرد مبتلا، دچار «اختلالات خلقی یا اضطرابی» شناخته می‌شود، هر چقدر هم اختلال شدید باشد، ارتباط بیمار با جهان پیرامون، حفظ می‌شود و یا خدشه‌دار شدن این ارتباط، در حداقل خود است؛ در حالی که فرد روان پریش یا «پسیکوتیک»، معمولاً در جهانی غیرواقعی سیر می‌کند و ذهنیات او با روند منطقی تفکر همخوانی ندارد.
روان پریشی بیشتر در افراد جوان اتفاق می افتد و حدود سه تا پنج نفر از هر صد نفر حالاتی از روان پریشی را تجربه می کنند . این میزان بیشتر از شیوع دیابت ( بیماری قند) می باشد. غالب مردم از این دوره بیماری رهایی پیدا می کنند.روان پریشی ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد و مثل هر بیماری دیگری می تواند درمان شود.روان پریشی انواع مختلفی دارد مانند: اسکیزو فرنیا، افسردگی روان پریشی ، بیماری دو قطبی واختلال هذیانی. اسکیزوفرنیا از موارد شایع بیماری های روان پریش است که حدود5/1 -1 درصد افراد جامعه را در طول عمر مبتلا می سازد .روان پریشی می تواند موجب تغییرات خلق و تفکر و بروز عقاید غیر طبیعی گردد و مجموعه این عوامل باعث می شوند که نتوان احساسات شخص بیماری را درک کرد. برای فهم تجربیات مربوط به روا نپریشی بهتر است به چند علامت مشخص این افراد که عبارتند از:تفکرگیج و مبهم ( سردر گمی) ، اعتقادات غلط( هذیان) و توهم اشاره کرد.

روان نژند گرایی :روان‌نژندی نوعی بیماری روانی یا رفتاری است که اساس عضوی ندارد. در این بیماری اضطراب روانی با حفظ سلامت توان عقلی در شخص پدید می‌آید. روان‌شناسان بر این باورند که نگرانی یکی از مهمترین علامت‌های روان نژندی و بیشترین و رایج‌ترین نوع آن است. نگرانی هم نوع موقت دارد و هم دایمی. برخی از روان‌شناسان نگرانی را چنین تعریف می‌کنند: نگرانی احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر وترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می‌گیرد.
جرم جویی: هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب می شود.

به طور کلی عوامل زیادی بر جرم و جرم جویی تأثیر می گذارند که اهم آنها عبارتند از:1. فقر و بیکاری 2.عوامل درون فردی 3. عوامل برون فردی
اعتیاد : اعتیاد یک بیماری اصلی ، پیش رونده و کشنده است.این عارضه ، نوعی ارتباط تسکین دهنده با یک ماده روان گردان یا تأثیر گذار بر ذهن و یا رفتاری که ما را در برابر میل بیش از حد ناتوان می کند ، می باشد. اعتیاد به عنوان حالتی که در آن بدن انسان برای انجام فعالیت های عادی خود به یک ماده یا یک رفتار خاص وابسته می شود، تعریف شده است. زمانی که ماده مورد نیاز در اختیار بدن قرار نمی گیرد یا انجام رفتاری که شخص معتاد بدان وابسته شده است امکان پذیر نمی باشد، نتیجه کار بروز علائم خماری یا محرومیت است. اعتیاد را می توان اجبار به انجام کاری تعریف کرد که فرد از پی آمدهای زیانبار آن آگاه است. حتی والدین ، همسر و دیگر نزدیکان فرد معتاد به راحتی این واقعیت را که اعتیاد نوعی بیماری است نمی پذیرند. علت این امر آن است که این افراد نیز از لحاظ احساسی در فرایند بیماری فرد معتاد درگیر هستند.ویژگی های شخصیتی یک سازه ی محوری در روان شناسی و علو رفتاری می باشد و برای افراد ، مراکز و مؤسسات مختلف از اهمیت بالایی برخورداراست.بنابراین ،پژوهش های متعددی انجام گرفته است تا پیشایندها و تأثیر آن را شناسایی کنند.تا حدودی،متغیر های متعدد و مهمی شناسایی شده اند که مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد بزهکار و غیر بزهکار یکی از جمله این متغیرها هستند. با وجود این،پژوهش های بیشتری (به ویژه در ایران) مورد نیاز است تا به مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد بزهکار و غیر بزهکار به عنوان متغیرها توجه نمایند که می توانند پیشگیری ، کنترل و درمان را تحت تأثیر قرار دهند.

فصل سوم
روش تحقیق

در این فصل نوع تحقیق جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری ،ابزار مورد استفاده در تحقیق، طرح تحقیق ،روش های آماری (توصیفی و استنباطی)و روایی و پایایی ابزار های گرد آوری اطلاعات مورد استفاده در تحقیق ، بیان شده است.

نوع تحقیق:
پژوهش به صورت توصیفی علی- مقایسه ای انجام شده است. در این نوع تحقیق روابط بین متغیرها بدون دستکاری مورد مطالعه قرار می گیرد.

جامعه آماری :
جامعه آماری در این پژوهش شامل گروهی از جوانان بزهکار و غیر بزهکار شهرستان ماهشهر هستند که در مجموع 420 نفر می باشند.

نمونه آماری و روش نمونه گیری :
نمونه مورد مطالعه گروهی از جوانان بزهکار و غیر بزهکار شهرستان ماهشهر می باشند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند؛ به این ترتیب که نمونه آماری نمونه بزهکار در مراکز پلیسی شهرستان ماهشهر و غیر بزهکار در دانش آموزان مدارس شهر ماهشهر مشخص و انتخاب شدند.
برای حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شده که نمونه را 210 نفر نشان داده است که با توجه به احتمال عدم برگشت پذیری برخی پرسشنامه ها 240پرسشنامه توزیع شد، که از این تعداد 10 پرسشنامه به لحاظ اینکه مقیاس L از حد نرمال(میانگین 8) بالاتر بوده و غیر قابل تفسیر و نمره گذاری بوده اند کنار گذاشته شده، که از این تعداد 220پرسشنامه برگشت داده شد.

جدول شماره3-1:جامعه آماری تحقیق برحسب جنسیت
بزهکار غیر بزهکار
زن مرد زن مرد
تعداد 61 149 52 158
درصد 52/14 47/35 38/12 61/37

جدول شماره2-3:تعداد و در صد نمونه آماری برحسب جنسیت
بزهکار غیر بزهکار
زن مرد زن مرد
تعداد 31 79 39 71
درصد 09/14 90/35 27/22 27/32

نمودار شماره 1: در صد نمونه آماری برحسب جنسیت
جدول شماره3-3:جامعه آماری به تفکیک سن
سن تعداد درصد
غیر بزهکار 12 تا 15 سال 74 61/17
16 تا 18 136 38/32
بزهکار 12 تا 15 سال 141 57/33
16 تا 18 69 42/16

جدول شماره4-3:نمونه آماری به تفکیک سن
سن تعداد درصد
غیر بزهکار 12 تا 15 سال 65 54/29
16 تا 18 45 45/21
بزهکار 12 تا 15 سال 67 45/30
16 تا