تحقیقاتی که به صورت دو به دو از متغیرهای پژوهش حاضر حمایت می کنند مطرح گردید.
بهزیستی ذهنی اصطلاح علمی برای چگونگی ارزیابی فرد از زندگی اش می باشد که بر مبنای احساسات عاطفی مثبت و منفی و بر اساس آنچه برایشان اتفاق می افتد صورت می گیرد (دینر، 2000) در ابتدا فلاسفه اصطلاح بهزیستی ذهنی را به کار بردند؛ بنابراین، دیدگاههای متعددی تلاش کردند بر مبنای دیدگاههای فلسفی به تبیین بهزیستی ذهنی بپردازند که عبارتند از: دیدگاه لذت گرایی: بر شادکامی تأکید داشته و بهزیستی را مبتنی بر کسب لذت و اجتناب از درد می داند. دیدگاه سعادت گرایی: ازافراد می خواهد مطابق خود واقعیشان زندگی کنند. مطابق با این دیدگاه، سعادت وقتی به وجود می آید که فعالیت های افراد با ارزش های آنها سازگار باشد (واترمن، 1993؛ نقل از دارایاپا، 2011). بهزیستی ذهنی شامل 4 مؤلفه می باشد که عبارتند از:
1- رضایت مندی از زندگی: جزء شناختی بهزیستی ذهنی است و شامل فرایند ارزیابی فرد از کیفیت زندگی اش می باشد (دینر، 1993؛ نقل از گارسیا و ارلندسون، 2011).
2- رضایت مندی حوزه ای: به حالتی از رضایت مندی اشاره دارد که که مرتبط با حوزه ها و یا جنبه هایی از زندگی فرد (از قبیل، خانواده، کار، اوقات فراغت و …) می باشد که بیشتر موقتی است و تحت تأثیر شرایط و تغییرات در هر حوزه به طور مستقیم و قوی با رویدادها و موقعیت های زندگی ارتباط دارد (لیکن و هلجن، 1996؛ نقل از شعبانی،1391).
3- عاطفه مثبت: بعد هیجانی بهزیستی ذهنی است و با احساساتی همچون لذت، شادی، قناعت، غرور، شادکامی و وجد همراه است (وین و همکاران، 1989؛ نقل از شعبانی، 1391).
4- عاطفه منفی: بعد هیجانی بهزیستی ذهنی است که احساسات شرم، گناه، غم، اضطراب، افسردگی و خشم را به همراه دارد (وین و همکاران، 1989؛ نقل از شعبانی، 1391).
بنابراین، عوامل درونی و بیرونی می توانند پیش بینی کننده بهزیستی ذهنی باشند که دینر و همکاران (1999)، آنها را به عوامل بالا – پایین (صفات درونی _ فرایندها؛ مثل: عوامل موقعیتی و جمعیت شناختی) و عوامل پایین _ بالا (بیرونی و موقعیت ها، مثل: خلق و خو و شخصیت) تعبیر نمودند (دارایاپا، 2011). شخصیت، الگویی از صفات نسبتاً چایدار و ویژگیهای بی نظیری است که هر دو به رفتار همسانی و فردیت می بخشد (فیست و فیست؛ ترجمه سیدمحمدی، 1391). تلاش برای بررسی و توصیف ویژگی های شخصیت منجر به رویکردهای متفاوتی شد: یکی از مهمترین رویکردها، رویکرد صفات است، این رویکرد ساختار شخصیت را به طور کامل مورد بررسی قرار داده و گستره تفاوت های فردی، اعم از صفات بهنجار و نابهنجار شخصیتی را تعریف و طبقه بندی می کند. حیطه بهنجار شخصیت عمدتاً با نظام های ابعادی توصیف می شود که در حال حاضر، مطرح ترین آنها، مدل پنج عاملی شخصیت می باشد. مدل پنج عاملی (برونگرایی، روان رنجورخویی، سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجارب) توسط کاستا و مک کرا (1992) مطرح شد ( بال،2001؛ نقل از آقایی، 1384). از آنجا که، خلق و خو به عنوان یک عامل آسیب پذیری مهم برای تشکیل طرحواره ها به کار می روند، لذا، مطالعه طرحواره های ناسازگار اولیه، به عنوان یک متغیر درونی برای پیش بینی بهزیستی ذهنی بسیار حائز اهمیت است. طرحواره، بازنمایی شناختی افراد از زندگی است که شامل ریشه عمیق الگوهای تحریف شده افکار در مورد خود، جهان و روابط با دیگران می شود (ساوا، 2009). ریشه تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه، شامل نیازهای هیجانی، تجارب اولیه زندگی و خلق و خوی هیجانی می باشد که به5 حوزه تقسیم می شود. حوزه اول: طرد و بریدگی (رهاشدگی/بی ثباتی، بی اعتمادی/بدرفتاری، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی/بیگانگی)، حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل (وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خودتحول نیافته/گرفتار، شکست)، حوزه سوم: محدودیت های مختل (استحقاق/بزرگ منشی، خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی )، حوزه چهارم: دیگر جهت مندی (اطاعت، ایثار، پذیرش جویی/جلب توجه)، حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (منفی گرایی/بدبینی، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه/عیب جویی افراطی، تنبیه) (یانگ، کلوسکو و ویشار؛ ترجمه حمیدپور و اندوز، 1391). طرحواره های ناسازگار اولیه به مانند شخصیت می تواند بهزیستی ذهنی را تبیین نماید. بنابراین، طرحواره ها به عنوان زیرساخت های شناختی، منجر به تشکیل باورهای غیرمنطقی و ناکارآمد می شوند. این باورهای ناکارآمد اضطراب، افسردگی (عاطفه منفی بهزیستی ذهنی) را به همراه دارد که پژوهشهای بسیاری از آن حمایت می کند.
پژوهش های دندلیجان (2014)، رنر و همکاران (2012)، بورنز، آنستی و ویندسور (2011) نشاد داد که طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند پیش بینی کننده اضطراب و افسردگی (عاطفه منفی بهزیستی ذهنی) باشد. نتایج پژوهش یوسف نژاد شیروانی و پیوسته گر (1388)، رابطه منفی بین رضایت از زندگی (مؤلفه شناختی بهزیستی ذهنی) با طرحواره های ناسازگار اولیه را نشان داد. نتایج پژوهش های گارسیا و ارلندسون (2011)، مالکوک (2011)، بهادری خسروشاهی، هاشمی نصرت آباد و ماشینچی عباسی(1391)، تقی لو، صالحی و شکری (1390)، سروقد، رضایی و فدایی دولت (1390)، دستجردی و همکاران (1389)، میزایی و حاتمی (1389)، خدایی و شکری (1388)، فرشی ، مانی و بخشی پور (1385)، نشان داد که مدل پنج عامل شخصیت، به خصوص برونگرایی و روان رنجورخویی می تواند بهزیستی ذهنی را تبیین نماید. تیم (2011)، بهرامی احسان و بهرام زاده (2011)، اورلینگز _ بونتکویی (2010)، منتظری، یداللهی باستانی، حسینی (1391)، به رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با مدل پنج عاملی شخصیت، خصوصاً روان رنجورخویی دست یافتند. نتایج پژوهش هالورسن و همکاران (2009)، رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، خلق و خو و صفات شخصیت را در افراد افسرده بالینی نشان داد.

فصل سوم
روش پژوهش

مقدمه
در این فصل نوع روش تحقیق، جامعه آماری، حجم نمونه و شیوه نمونه گیری، ابزار جمع آوری اطلاعات، روش اجرای پژوهش و روشهای آماری مورد استفاده در پژوهش مورد بحث قرار می گیرد.
روش پژوهش
روش پژوهش از نوع توصیفی _ همبستگی بود .
جامعه آماری
جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین می باشند .

حجم نمونه و روش نمونه گیری
حجم نمونه
حجم نمونه پژوهش حاضر 400 نفر (210 دختر و 190 پسر) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهر قزوین هستند که به روش SEM انتخاب شدند. در نهایت پس از افت آزمودنی، تعداد حجم نمونه 370 نفر(199دختر و 171پسر)، محاسبه گردید.
با توجه به این که حجم نمونه، یکی از ارکان اصلی هر پژوهش محسوب می شود و تأثیر تعیین کننده ای بر نتایج پژوهش دارد، لازم است تا حجم نمونه پژوهش حاضر با توجه به روش تحلیل داده ها بیشتر مورد توجه قرار گیرد. تمام صاحب نظران حوزه مدل یابی معادلات ساختاری(SEM) با این ایده موافقند که یک نمونه با حجم بزرگتر از نمونه هایی با حجم کوچک می تواند پژوهشگر را در برآورد و تفسیر یافته های (SEM) کمک کند، به این خاطر که نمونه هایی با حجم بزرگتر در مقایسه با نمونه هایی با حجم کوچکتر خطای نمونه برداری کمتری ایجاد می کند (شوماخر و لوماکس ، 2004؛ نقل از تقی لو، 1388). با این همه هیچ روش مطلقی برای تعیین حجم نمونه وجود ندارد. استیون (1993؛ به نقل از مایر، گامست و گوارینو، 2006)، نسبت 15 آزمودنی به ازای هر متغیر مشاهده شده و میشل (1993؛ نقل ازتقی لو، 1388) و مایر، گامست و گوارینو (2006؛ نقل ازتقی لو، 1388)، نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر مشاهده شده توصیه می کنند. بنابراین، در پژوهش حاضر، بر اساس 12 متغیر مشاهده شده و با حداکثر نسبت 20 آزمودنی به ازای هر متغیر مشاهده شده، حجم نمونه 240 نفر خواهد بود لذا برای به دست آوردن نتایج مطلوب، حجم نمونه 400 نفر انتخاب شد تا پس از افت آزمودنی ها، حجم نمونه مطلوبی برای تحلیل داده ها در دست باشد.
روش نمونه گیری
حجم نمونه پژوهش حاضر، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. در روش نمونه گیری چند مرحله ای، افراد جامعه به طور تصادفی با توجه به سلسله مراتبی (از واحدهای بزرگتر به کوچکتر) از انواع واحدهای جامعه انتخاب می شوند (هومن، 1391). در این پژوهش، دانشجویان در دو مرحله، با استفاده از واحدهای نمونه گیری مختلف انتخاب شدند. بدین ترتیب که در مرحله یک، از بین دانشکده های مختلف، دانشکده های برق، حسابداری، معماری، شهرسازی، عمران و حقوق به تصادف انتخاب شدند. در مرحله دوم، از بین ورودی های مختلف، دانشجویان ورودی سال 92 به تصادف انتخاب شدند.

روش گردآوری اطلاعات
پس از آماده سازی پرسشنامه های پژوهش و مشخص شدن گروه نمونه (با توجه به مطالب بخش حجم نمونه و روش نمونه گیری)، برای گردآوری داده ها، دانشجویان دختر و پسر جهت شرکت در این پژوهش تعیین شدند. پس از هماهنگی با مسئولین دانشگاه، هریک از پرسشنامه ها (مقیاس اندازه گیری) در فواصل زمانی لازم توزیع شدند. یکی از محاسن اجرا در فاصله زمانی مختلف جلوگیری از خستگی و بی حوصلگی شرکت کنندگان در پژوهش است. سه مقیاس اندازه گیری (پرسشنامه طرحواره ناسازگار اولیه، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت، پرسشنامه بهزیستی ذهنی) در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. پس از توزیع پرسشنامه ها و قبل از تکمیل گویه ها، محقق از شرکت کنندگان خواست تا پرسشنامه ها را بر اساس دستورالعمل(که در برگه اول بسته پرسشنامه ها قرار داده شده)، تکمیل نمایند. لذا از آنجایی که پرسشنامه های به کار گرفته در این پژوهش، ویژگیهای درونی افراد را مورد ارزیابی قرار می دهد لذا به شرکت کنندگان در این مطالعه، اطمینان لازم جهت محرمانه بودن داده شد.

ابزار گردآوری اطلاعات
در این پژوهش، جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، پرسشنانه طرحواره های ناساز گار اولیه، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت و پرسشنامه بهزیستی ذهنی استفاده شده است.
پرسشنامه جمعیت شناختی
این پرسشنامه محقق ساخته است که برای به دست آوردن اطلاعات جمعیت شناختی دانشجویان به کار می رود که در پژوهش حاضر، این اطلاعات مواردی از جمله: جنسیت، سن، رشته تحصیلی، وضعیت تأهل و ترتیب تولد را در نظر گرفت.
پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه YSQ
این پرسشنامه توسط یانگ (1993) ساخته شد. فرم کوتاه این پرسشنامه دارای 75 گویه است. پرسشنامه از نوع خودگزارشی است که بر پایه ی یافته های اسمیت و همکاران (1995)، شانزده طرحواره، در چهار حوزه را اندازه می گیرد که شامل: 1- حوزه بریدگی (محرومیت هیجانی، بازداری هیجانی، بی اعتمادی/بدرفتاری، انزوای اجتماعی، نقص) 2- حوزه خودگردانی مختل (اطاعت، وابستگی، شکست، آسیب پذیری، رها شدگی، گرفتار، خویشتن دار ناکافی) 3- حوزه محدودیت های مختل (خویشتنداری ناکافی، استحقاق) 4- حوزه معیارهای اغراق آمیز (ایثار، معیارهای سرسختانه) می شود.
سؤالات دارای مقیاس لیکرت 6 درجه ای از کاملاً غلط (1) تا کاملاً درست (6) می باشد. نمره بالا در یک خرده مقیاس معین، احتمال وجود یک طرحواره ی غیر انطباقی را برای آن فرد نشان می دهد. پایایی این پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ94/0 گزارش شده است (غیاثی و همکاران،1387).همچنین، پایایی پرسشنامه طرحواره یانگ با 75 گویه توسط صدوقی و همکاران (1387)؛ والر، مایر و اوهانیان(2001)؛ آهی و همکاران(1385)؛ ریجکبور، ون دن برگ و ون دن بوت (2005)؛ ولبورن و همکاران(2002)؛ گلاسر و همکاران(2002) در مقیاس کلی از 94/0 تا 96/0 و در زیر مقیاسها به طور کل بین 62/0 تا 93/0 بوده است. در پژوهش حاضر، ضریب پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ 94/0 به دست آمد.

پرسشنامه صفات شخصیت (BFI-44)
پرسشنامه پنج عامل بزرگ ، ویژگی های اصلی پنج عامل (برونگرایی، روان رنجورخویی، سازگاری، وظیفه شناسی، پذیرش) را به وسیله عبارات کوتاه اندازه گیری می کند. به عبارت دیگر، احساس نیاز به اندازه گیری مؤلفه های اصلی پنج عامل شخصیت از طریق عبارات کوتاه، جان، دوناهو و کنتل(1991؛ به نقل از کورتکو و هانا، 2004) را بر آن داشت تا پرسشنامه BFI را بسازند. این پرسشنامه امکان اندازه گیری مؤثر و منعطف ابعاد پنج گانه شخصیت را، وقتی که اندازه گیری متمایز وجوه فردی مدّ نظر نیست، فراهم می کند (جان و سریواستاوا ، 1999). پرسشنامه پنج عامل (جان و همکاران، 1991؛ جان و سریواستاوا، 1999؛ به نقل از کورتکو و هانا، 2004)، شامل 44 سؤال کوتاه است که در ایران توسط شکری(1383)، مورد استفاده قرار گرفته که بر اساس مقیاس پنج درجه ای از کاملاً مخالف (1) تا کاملاً موافق (5) درجه بندی می شود. سؤالات با اجماع نظر متخصصان و به کمک تحلیل های تجربی سؤال، برای دست یابی به صفات اصلی که به پنج عامل بزرگ شخصیت اشاره می کنند انتخاب شدند (رامستد و جان، 2007؛ نقل از تقی لو، زارع بهرام آبادی و آرین، 1389). گراوند، شکری، افضلی و طولابی (نقل از شکری و همکاران،1387) در پژوهشی در 419 دانشجو (166 پسر،253 دختر) با هدف بررسی ساختار عاملی BFI به