ی هوش هیجانی:1)شناخت عواطف شخصی. 2)به کار بردن درست هیجانها. 3)برانگیختن خود. 4)شناخت عواطف دیگران. 5)برقراری رابطه با دیگران. ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولاً جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر نمی شود. زوج های ناخرسند بسیاری، وقت و پول خود را صرف یافتن راهی برای احیای زندگی مشترک شان می کنند، و برای رسیدن به خواسته هایشان به هرگونه متخصص و حتی دعانویس، متوسل می شوند. اما اکثر این راهها به بن بست می رسد، زیرابدنبال راهی می گردند که شریک زندگی شان را اصلاح کنند، و نه خودشان را ( گلاسر ،1952).
امروزه در زندگی های مشترک نه یک زن تابع مطلق چارچوب تمایلات مرد خود می باشد، و نه یک مرد در مفهوم قبلی خود می گنجد.تمام این عوارض و تبعات ناشی از زندگی ابزاری امروزی،شرایطی را برای بسیاری از زوجهای جوان فراهم می سازد که یا اقدام به جدایی می کنند، و یا بنا به برخی مصلحت ها، باکوهی از مشکلات و معضلات با نوعی جدایی روانی مواجه می شوند، که به مراتب آثار روحی و روانی آن مخرب تر از طلاق قانونی است(مهرآبادی ،1385).
با توجه به آنچه بیان شد، دراین پژوهش به کمک پرسشنامه های تعیین وتعریف شده و جامعه موردنظر،در صدد پاسخگویی به سؤالات زیر هستیم:
1.آیا بین مؤلفه های ابعاد جهت گیری مذهبی با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد؟
2.آیا بین ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی ارتباط وجود دارد؟
3.آیا بین مؤلفه های هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد؟
تا بتوانیم بررسی کنیم که این متغیرها تاچه حد می توانند بر رضایت از زندگی زناشویی در زوجین تأثیر بگذارند.
1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
از آنجایی که رضایتمندی زناشویی به بهداشت روان زوجین کمک میکند و کسی که ازدواج می کند، انتظار دارد زندگی او با خوشبختی و رضایت همراه شده و از هر لحظه زندگی خود لذت ببرد.ضروری است پیش ازاینکه زوجین به دلیل وجود نارضایتی زناشویی و عدم سازگاری مناسب در طول زندگی با مشکلاتی مواجه شوند، عوامل تأثیر گذار در رضایتمندی زناشویی مورد بررسی و آموزش قرار گیرد. آمار روز افزون طلاق،خشونت خانوادگی و اختلافات خانوادگی نشانگر آن است که رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست؛ و با دید عالمانه به این پدیده نگریسته نشده است. با توجه به این مسئله که نارضامندی زناشویی موجب بروز اختلال های جسمانی و روانی زوجین شده، می تواند موجبات بزه کاری فرزندان را فراهم آورد و در نهایت، ازجانب خانواده های ناسالم، جامعه نیز آسیب خواهد دید.
اکثر محققانی که در حیطه ازدواج مطالعه کرده اند، بیشتر به بررسی زوجهایی پرداخته اند که طلاق گرفته و یا در شرف جدایی هستند. بدین معنی که ملاک رضایت زناشویی همسران را در کنار هم با توجه به کیفیت زندگی و نقش ابعاد مذهب و هوش هیجانی در نظر نگرفته اند.گرچه نظریه پردازان هوش هیجانی، بر اهمیت این مفهوم در حفظ و تداوم رابطه زناشویی و احساس رضامندی از آن تأکید دارند،اما پژوهش های کمی، هوش هیجانی را در زمینه مسائل زناشویی مورد بررسی قرار داده اند. بی شک،این کمبود بررسی های پژوهش به دلیل تازگی مفهوم و دشواری های مربوط به تهیه ابزارهای سنجش معتبر و پایا بوده است(پارسا،1389).
رضایت مندی از زندگی زناشویی یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در زندگی است،که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد؛ با توجه به افزایش طلاق و نارضایتی زوجین از زندگی مشترک و تأثیرات سوء آن بر خانواده و اجتماع،ضرورت توجه به عوامل رضایت مندی زندگی زناشویی از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. از این رو علاقه مند شدم تا رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی بر رضایت مندی زناشویی را مورد مطالعه قرار دهم.
1-4-اهداف مشخص تحقیق
هدف کلی: هدف از این تحقیق رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی فرهنگیان ناحیه 2 رشت در سال 1393 بود، تا بتوان بوسیله این پژوهش و تعمیم آن به جامعه رضایت مندی زندگی زناشویی را افزایش داد.
1-5-اهداف جزیی:
1. بررسی رابطه بین مؤلفه های ابعاد جهت گیری مذهبی با رضایت مندی زناشویی.
2. بررسی رابطه بین مؤلفه های هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی در زوجین.
3. بررسی رابطه بین ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی.
1-6- سؤالات تحقیق:
1.آیا بین مؤلفه های ابعاد جهت گیری مذهبی با رضایت مندی زناشویی رابطه معنادار وجود دارد؟
2.آیا بین مؤلفه های هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی رابطه معنادار وجود دارد؟
3. آیا بین هوش هیجانی با ابعاد جهت گیری مذهبی رابطه معنادار وجود دارد؟
1-7- فرضیه‏های تحقیق:
با در نظر گرفتن مبانی نظری و پیشینه تحقیق، فرضیه های این پژوهش عبارتند از:
1.بین مؤلفه های ابعاد جهت گیری مذهبی با رضایت مندی زناشویی رابطه معنادار وجود دارد.
2.بین مؤلفه های هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی رابطه معنادار وجود دارد.
3.بین هوش هیجانی با ابعاد جهت گیری مذهبی رابطه معنادار وجود دارد.
1-8-تعریف واژه ها و اصطلاحات( مفهومی و عملیاتی):
-تعریف مفهومی ابعاد جهت گیری مذهبی:مذهب با راهنمایی ها وقواعد خاص خود فرد را مجهز می کند که بتواند رفتار مناسبی داشته باشد.دینداری، همان ایمان و اعتقاد قلبی همراه با اعمال شایسته و نیکوست و لازمهء ایمان، علم و آگاهی است(سالاری فر و دیگران،1390).
-تعریف عملیاتی ابعاد جهت گیری مذهبی:در این تحقیق برای جمع آوری داده های مورد نظر در زمینه ابعاد جهت گیری مذهبی از پرسش نامه ابعاد جهت گیری مذهبی ساخته بهرامی احسان استفاده خواهد شد.
-تعریف مفهومی هوش هیجانی:هوش هیجانی یعنی توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران،تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود.
-تعریف عملیاتی هوش هیجانی: در این تحقیق برای جمع آوری داده های مورد نظر در زمینه هوش هیجانی از پرسش نامه هوش هیجانی بار-آن استفاده خواهد شد.
-تعریف مفهومی رضایت مندی زناشویی: رضامندی زناشویی وضعیتی است که در آن زن وشوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند.
-تعریف عملیاتی رضایت مندی زناشویی: در این تحقیق برای جمع آوری داده های مورد نظر در زمینه رضایت مندی زناشویی از پرسش نامه رضامندی زناشویی ساخته جعفر جدیری استفاده خواهد شد.

فصل دوم: مرور منابع-ادبیات تحقیق-پیشینه تحقیق

1-2-پیش در آمد
خانواده بنیادی ترین تشکل اجتماعی و اصلی ترین جزء اجتماع است.دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده،وخانواده سالم در گرو برخورداری افراد از سلامت روانی و داشتن ارتباط مطلوب با یکدیگر است. شناخت عوامل مؤثردر روابط زنا شویی،مهار و مدیریت آن یکی از روش های در خور توجه در حل مشکلات زناشویی و رسیدن به رضایت از زندگی زناشویی به شمار می رود.شناخت این عوامل نه تنها به خانواده درمانگر کمک می کند تا بیماری را تشخیص دهد،بلکه به زوجین نیز یاری می رساند تا با آشنایی با این عوامل به ایجاد،تقویت و یا اصلاح به رضایت مندی دست یابند(فانینگ ،2007).چنانچه روابط زناشویی رابطه ای سست باشد، پایه های لازم برای موفقیت آمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده لرزان و ضعیف خواهد شد. برای زوجی که با هم سازگار نیستند دشوار است که والدین خوبی باشند. رابطه زناشویی باید بر اساس اطمینان و احترام متقابل باشد که دراین امر عوامل عاشقانه و صمیمیت نیز دخالت دارد. بطور کلی کارکرد مطلوب خانواده مفهوم مفیدی است که نه تنها در مورد مشکلات احتمالی بوجود آمده در خانواده بلکه در تعیین اینکه آیا نیازهای زوجین و فرزندان آنها آنچنان که می بایست برطرف می شوند یا نه، نیز مد نظر قرار می گیرد. هر خانواده باید هم نیازهای عاطفی و هم نیازهای اعضای خود را برآورده سازد و کودکان را برای زندگی مستقل در دنیایی که بعدها در آن قرار می گیرند آماده سازد و این مهم فقط در سایۀ روابطی صمیمی و سرشار از رضایت زوجین پدید می آید( بارکر،1986؛ترجمه دهقانی،1382).
در این فصل سعی شده است، عواملی که در افزایش رضایتمندی زندگی زناشویی نقش مؤثری دارند؛ مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد؛ زیرا با افزایش آگاهی در این زمینه می توان از بروز اختلافات و تنش های میان زن وشوهر ها جلوگیری کرد.
در آخر فصل نیز مطالعات انجام شده در زمینه عوامل مؤثر در رضایت مندی زناشویی و هوش هیجانی، در داخل و خارج از کشور آورده شده است،.
2-2-تاریخچه رضایتمندی زناشوی
اگربخواهیم از تاریخچه رضایتمندی زناشویی اطلاعاتی داشته باشیم ابتدا باید به ریشه های خانواده درمانی بپردازیم؛زیرا رضایت مندی زناشویی و بهبود در روابط زن و مرد هدف نهایی خانواده درمانی به شمار می رود. به عبارت دیگر هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل کند و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد( موسوی،1385). آغاز نهضت خانواده درمانی،مقارن اواخر دهه 1940 و اوایل دهه1950 یعنی بعد از جنگ جهانی دوم و گردهمایی مجدد اعضای خانواده بعد از جدایی هاست.با این حال نظریات درباره ریشه ها و سرچشمه های این نهضت به قبل از این دوران بر می گردد.ناتان اکرمن می گوید: به طور کلی می توان گفت که در چهل سال گذشته،آن هم بیشتر تحت تأثیر نهضت انسان گرایانه – اگزیستانسیل،انحراف محسوسی از درمان فردی و فرایندهای روانی به سمت عوامل اجتماعی،محیطی و بین فردی پدید آمده است؛ تحولی که از جمله ثمرات آن،پیدایش روش های گروهی در آموزش،مدیریت و درمان است( هی لی،ترجمه ثنایی،1375).
گلدنبرگ و گلدنبرگ ( 1983 ) به پنج تحول علمی و بالینی ظاهراً متصل اشاره می کند که متفقاً صحنه را برای ظهور خانواده درمانی مهیا ساخته اند.این پنج حوزه عبارتند از:
1- گسترش درمان روانکاوی برای گستره کامل مشکلات عاطفی که سرانجام شامل کار با کل خانواده نیز شد؛
2- معرفی نظریه عمومی سیستمها با تأکیدی که بر شناخت روابط میان اجزای مؤلف یک کل همبسته داشت؛
3- پژوهش راجع به نقش خانواده در پدیدآیی اسکیزوفرنی در یکی از اعضای خانواده؛
4- تحول و ظهور حوزه راهنمایی کودک و مشاوره زناشویی؛ 5- افزایش علاقه به فنون بالینی جدید نظیر گروه درمانی)همان).
برای درک آنچه امروز مورد توجه است ضرورت دارد،هرچند کوتاه،به سیر تحول مشاوره خانواده بپردازیم.سازه های رضایت زناشویی ،سازگاری زناشویی و خرسندی زناشویی از دیر باز در متون روان شناسی،به خصوص در متون خانواده درمانی،به طور گسترده به چشم می خورد.در واقع هدف نهایی تمام خانواده درمانگرها صرف نظر از روش ها و فنون درمانی و نظریاتشان،رسیدن به رضایت و سازگاری خانواده های نامتعادل است(حیدری،1385).
2-3-تعریف رضایت‌مندی زناشویی
انسان برحسب فطرت و طبیعت خود نیازمند همدلی است که با او زندگی کند و در کنار او به آرامش برسد. اساساً وجود یک ازدواج توأم با رضایت محل تبادل و تلاقی احساسات و عواطف مثبت بین زوجهاست و تشکیل خانواده بهنجار نقش بسزایی در بهزیستی جامعه دارد و احساس رضایت نقش بسزایی در کارکردهای بهنجار خانواده دارد (بنائیان،1386). رضایت زناشویی یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد اززندگی زناشویی دارد و آن چیزی است که در زندگی اش تجربه می کند. یکی ازمهمترین تعریف ها توسط هاکینز انجام گرفته است که وی رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند: احساس رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر در هر زمانی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند( قائمی، 1381). الیس رضایت زناشویی را حاصل سازگاری زن و شوهر در ابعاد مختلف زندگی مشترک می داند که استحکام بنیان خانواده را تضمین می کند. رضایت زناشویی عبارت است از احساسات عینی از خشنودی، رضایت ولذت تجربه شده توسط زوجین . رضایت‌مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش‌ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه‌اش تعریف می‌کنندیعنی رضایت‌مندی زناشویی یک پدیده درون‌فردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است. چنین تعریفی از رضایت‌مندی زناشویی، نشانگر آن است که رضایت‌مندی یک مفهوم تک‌بعدی و بیانگر ارزیابی رضایت‌مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی کلی فرد دربار همسر و رابطه‌اش است، و به صورت درونی احساس می‌شود.اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می‌کند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج، به گونه‌ای رفتار، تصور و ادارک می‌کنند که گویا نیازها و انتظار‌هایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد که در روابطشان خلل ایجاد کند. در ازدواج بدون توافق زناشویی، مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آنها را از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز می‌دارد. اغلب زوج‌ها، جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه‌هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می‌‌کنند(کلینکه ، ترجمه محمدخانی،1383).
رضایت‌مندی زناشویی، یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می‌شود. از طرفی رضایت‌مندی زمانی اتفاق می‌افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه‌ها بهنجار گزارش شود. بنابر‌این،محققان برای آسانی در سنجش، همچنین عملیاتی کردن این مفهوم، رضایت‌مندی زناشویی را به چهار بٌعد اساسی تقسیم کرده‌اند که عبارتند از:

الف)