ه هستند و آینده نگری ندارند. با بررسی دقیق به این نکته خواهیم رسید که خود شیفتگی، احساس مسئولیت کم و روان پریشی عوامل مهمی هستند که به پیش بینی خیانت کمک می‌‌کنند.

1-5 عوامل پیش بینی کننده خیانت:
عواملی که می‌‌تواند به ما بگوید چه کسی می‌‌تواند به همسرش خیانت کند را می‌‌توان در سه گروه دسته بندی کرد: عوامل فردی، ویژگی‌های ارتباطی و فرصت‌های پیش آمده عواکل فردی شامل ویژگی‌های شخصیتی افراد، نگرش‌ها و باورهای آنها می‌‌شود که توضیحات ارائه شد. در بحث ویژگی‌های ارتباطی اغلب به نارضایتی زوج‌ها از ارتباط عاطفی و جنسی اشاره می‌‌شود مردان بیشتر از زنان به رابطه جنسی اهمیت می‌‌دهند و لذا نارضایتی مرد از رابطه جنسی می‌‌تواند خیانت وی را قابل پیش بینی کند یا اینکه او را به خیانت بکشد. اما زنان بیشتر از مردان نیازمند برقراری رابطه عاطفی هستند و لذا عدم ارضای عاطفی زن خیانت او را در آینده قابل پیش بینی می‌‌کند. فرصت‌های پیش آمده می‌‌توانند شامل دسترسی آسان به جنس مخالف به جز همسر، مسافرتها و دوری از خانواده، گمنامی و زندگی در شهری بزرگ و سوء مصرف الکل و مواد مخدر و مواردی از این قبیل باشند.
تحقیقات نشان داده است که الکلی‌ها به کرات مرتکب خیانت می‌‌شوند و شریک‌های جنسی متفاوتی را تجربه می‌‌کنند.
نارضایتی از ازدواج می‌‌تواند باعث خیانت شود اما ازدواج موفق هم تضمینی برای خیانت نیست همچنان که گفته شد یکی از پیش‌بینی کننده‌های مهم خیانت نارضایتی و ناخشنوی از زندگی زناشویی و فقدان عشق و عواطف است که این نیز می‌‌تواند یک ویژگی شخصیتی باشد کسانی که از ازدواج خود رضایت ندارند باید انتظار خیانت خود و همسر خود را نیز داشته باشند. جنسیت در بعضی از جنبه‌ها تعیین کنندگی بیشتری دارد. نارضایتی عاطفی جنسی و نارضایتی از ازدواج در هر دو جنس از عوامل ایجاد کننده خیانت هستند. به طور کلی خیانت تنها حاصل هوس‌رانی و ناشی از عوامل غیرقابل پیش‌بینی نیست، بلکه ویژگی‌های شخصیتی و زمینه‌های ارتباطی و اختلالات روان‌شناختی نیز در این امر نقش دارند. همانطور که قبلا هم گفته شد خود شیفتگی، احساس مسئولیت پایین، روان پریشی، دم دمی بودن و نگاه جنسی یا هرزه به دیگران نیز از پیش‌بینی‌کننده‌های خیانت هستند.
نیازهای ارضا نشده و انتظارات برآورده نشده ممکن است ایجاد خلا عاطفی کرده و شخصی در خارج متوجه این نیازها شده و پایه دوستی گذاشته شود. برخی تصور می‌‌کنند که خیانت تنها به ازدواج ناموفق مربوط می‌‌شود اما ازدواج موفق هم نمی‌تواند واکسنی علیه خیانت باشد. تصور بعضی این است کسانی که به اندازه کافی محبت نمی‌بینند ممکن است دست به خیانت بزنند اما عکس این هم صادق است. کسانی که به اندازه کافی محبت نمی‌کنند نیز ممکن است دست به خیانت بزنند. چرا که سرمایه‌گذاری کمتری در روابط می‌‌کنند. در صورت ارضای نیازهای عاطفی، برخی محرک‌ها یا برانگیزاننده‌های محیطی ممکن است مشوق این نوع ارتباط باشند.
محیط‌های خانوادگی، دوستی، کاری و اجتماعی که در آن‌ها روابط و نگرش‌های جنسی آزادانه‌تر پذیرفته و مقبول عموم هستند نیز می‌‌توانند خیانت را توسعه دهند. نداشتن مهارتهای رویارویی یا مهارتهای اجتماعی کافی نیز ممکن است باعث خیانت در زندگی باشد. عدم داشتن مسئولیت و تعهد نسبت به همسر و خانواده پیش بینی کننده خوب خیانت است.
تعهد تربیتی، اخلاقی، شخصیتی و اجتماعی و یا دینی و انسانی نقش عمده‌ای در زندگی مشترک بازی می‌‌کند و احتمال روابط خارج از ازدواج را کاهش می‌‌دهد. تعهد می‌‌تواند ناشی از اجبار فشارهای مالی، داشتن فرزند و یا نداشتن انتخاب‌های دیگر باشد و یا ناشی از وقف کردن خود با رضایت شخصی و بدون اجبار که نشانگر تمایل شخصی به حفظ و ارتقای زندگی مشترک و مانعی برای خیانت است. تعهد ناشی از اجبار و تعهد اختیاری می‌‌تواند به همراه هم باشند. تعهد ناشی از اجبار در زندگی ایجاد ثبات می‌‌کند و تعهد اختیاری زندگی را پرثمر می‌‌سازد.
به رغم نگرش مثبت جهان غرب نسبت به انواع رفتارهای جنسی مثل روابط جنسی قبل از ازدواج، همجنس‌گرایی و آزادی‌های پذیرفته شده زندگی غربی اغلب مردم روابط خارج از ازدواج را نمی‌پذیرند، و این عقیده در دهه‌های گذشته تغییری نکرده است. در یک زمینه‌یابی در اروپا از پاسخ دهندگان سوال شد که به نظر آن‌ها ازدواج یعنی چه؟ اکثر آنان پاسخ دادن که ازدواج یعنی متعهد بودن و وفادار بودن به شریک زندگی. با این حال می‌‌دانیم که اعتقاد به یک عمل اخلاقی مساوی با انجام آن عمل اخلاقی نیست. نگرش‌های عمومی مردم در یک فرهنگ و جامعه در ارتکاب عمل خیانت اثر می‌‌گذارد این نگرش‌ها از طریق والدین، دوستان و هم‌سالان قابل انتقال‌اند رفتار والدین می‌‌تواند متأثر از الگوهای فرهنگی باشد. جوامعی که تغییرات فرهنگی سریع یا الگوهای فرهنگی متفاوتی دارند والدینی به بار می‌‌آورند که الگوهای خاصی برای تربیت فرزند خود ندارند والدین تحت فشار الگوهای فرهنگی هستند و آنها را از محیط پیرامون گرفته و به کودکان خود انتقال می‌‌دهند. و زمانی که کودکان نیز در کنار همسالان خود قرار می‌‌گیرند با توجه به باورها و نگرش‌های غالب در جامعه، نگرش و باورهای خاص آنان را یاد می‌‌گیرند. در صورتی که این باورها در جهت حمایت از همسر و حفظ خانواده باشند و یا چنانچه افراد را به روابط آزاد خارج از ازدواج تشویق کنند، افراد به همانگونه عمل خواهند کرد.
روابط جنسی نیز ماهیت اجتماعی دارند و به طور پیچیده ای با سایر جنبه‌های زندگی اجتماعی پیوند خورده است. روابط جنسی رفتاری اجتماعی است نه تنها به این خاطر که دو نفر در آن درگیر هستند بلکه به این دلیل که ساختار الگوهای فرهنگی در اختیار شریک جنسی، نحوه ابراز تمایلات جنسی و شرایط فعالیت جنسی اثر می‌‌گذارد. خیانت در همه فرهنگ‌ها عملی ناپسند به شمار می‌‌رود، اما واکنش فرهنگ‌های مختلف به آن متفاوت است. با اینکه خیانت به همسر در فرهنگ‌های مختلف غیرقابل قبول است اما در عمل تفاوت‌های عمده‌ی بین فرهنگی در نگرش افراد به خیانت وجود دارد. خیانت زن و مرد در قبایل ماسایی و یا سیبری امری پذیرفته شده است علاوه بر این، در درون یک فرهنگ نیز استانداردهای دوگانه‌ای برای خیانت وجود دارد در اغلب فرهنگ‌ها از جمله فرهنگ ایران خیانت مردان بیشتر پذیرفته می‌‌شود تا خیانت زنان. بعضی فرهنگ‌ها خیانت را برای هر دو جنس منع می‌‌کنند اما تنبیه شدیدتری برای زن در نظر می‌‌گیرند.

1-6 مراحل خیانت همسر:
خیانت همسر بدان صورت نیست که بطور ناگهانی و به یک باره روی دهد. بلکه در این مراحل و شرایطی است که هرکدام زمینه ساز وقوع مرحله بعد می‌‌شود.
برای آشنایی بیشتر و اطلاع یافتن از مراحل آن، بی وفایی و خیانت به همسر را می‌‌توان در چهار مرحله به ترتیب زیر تقسیم نمود:
1-6-1 درگیری ذهنی:
در این مرحله خیانت به همسر جنبه ذهنی دارد و به صورت اشتغال فکری و در ذهن ایجاد می‌‌شود.
1-6-2 اقدام به آشنایی و ارتباط عاطفی:
در این مرحله، همسر اقدام به ارتباط عاطفی با فرد مورد نظر نموده، اما هنوز اثرات محسوسی در زندگی‌اش به وجود نیاورده و کسی هم از این موضوع مطلع نشده است.
1-6-3 عمیق شدن روابط عاطفی و ایجاد ارتباط جنسی:
در این مرحله ارتباط جنسی نیز ایجاد شده و فرد اقدام کننده اوقات بیشتری را برای آن اختصاص می‌‌دهد. و همسرش و اعضای خانواده و بعضی نزدیکان متوجه موارد مشکوک می‌‌گردند.
1-6-4 شدت ارتباط و مطلع شدن همسر:
در این مرحله روابط خیلی پیشرفته‌تر شده، به نحوی که همسر و دیگران از آن بطور کامل مطلع می‌شوند.

1-7 واکنش‌های مرد و زن پس از آشکار شدن خیانت:
1-7-1 واکنش های فرد خیانت شونده:
از نظر تاریخی و تکاملی زن و مرد با چالش‌های متفاوتی برای بقا مواجه بوده‌اند. زنان به دنبال همسری می‌‌گردند که از نظر عاطفی و تأمین معاش، آن‌ها را ارضا کند تا بتوانند برای بقای نسل به تربیت و حفظ فرزندان بپردازند. مردان نیز به دلیل توانایی تولید مثل زیاد به دنبال همسری می‌گردند که توانایی تولید مثل داشته و از نظر روابط جنسی ارضا کننده باشد. لذا موارد مذکور در واکنش زن و مرد به خیانت نقش بسزایی دارند و نوع واکنش آن‌ها را متفاوت می‌‌سازند. پژوهش‌های متعدد در فرهنگ‌های مختلف نشان می‌‌دهد که مردان به دنبال خیانت جنسی همسرشان به شدت دچار آشفتگی روانی می‌شوند و واکنش شدیدتری نسبت به زنان نشان می‌دهند زنان پس از فهمیدن خیانت همسر سعی می‌‌کنند رابطه زناشویی خود را از نو ترمیم کنند و آن را حفظ نمایند، در حالی که مردان به خاتمه رابطه زناشویی تمایل داشته و به دنبال جانشین می‌گردند. برخی از زنان به افسردگی روی می‌‌آورند و زانوی غم در بغل می‌‌گیرند، در حالی که مردان با خشم و عصبانیت رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالی می‌‌کنند. زنان در مورد اهمیت رابطه نامشروع همسر خود مبالغه می‌‌کنند و بهبودی وضع روحی آن‌ها مدت بیشتری طول می‌‌کشد. در مقابل، مردان رنج روحی خود را به مقولات جداگانه‌ای دسته بندی کرده، خیلی زود عنان زندگی خود را به دست می‌‌گیرند. زنان رابطه نامشروع همسر را به بی لیاقتی و عدم جذابیت جنسی خود نسبت می‌‌دهند، در حالی که مردان به عدم کفایت جنسی خود نسبت می‌‌دهند. به طور خلاصه در بیشتر موارد واکنش‌های مردان به خیانت همسر عبارتند از:
1- قطع رابطه زناشویی
2- انتقام گرفتن
3- یافتن معشوقه دیگر برای خود
در حالی که واکنش های زنان نسبت به خیانت عمدتاً عبارتند از:
1- بحث و گفتگو در مورد بی وفایی
2- مواجه کردن همسر با مسئله خیانت و صحبت با او
3- کار بر روی بهبود رابطه فعلی و بازسازی آن
4- بخشیدن همسر
5- انکار خیانت
6- ناامیدی و پریشانی
7- احساس ناامنی و تردید نسبت به خود
8- کاهش عزت نفس
در هرحال پس از آشکار شدن، همسر خیانت کننده در وضعیت دوم واکنش‌های متفاوتی نشان خواهد داد
البته در بخش‌های گذشته به‌ این مطلب اشاره شد که ساختار خیانت به همسر با دروغ و بی‌صداقتی شکل می‌‌گیرد. آنها در حین انجام اعمال و رفتار مرتبط با چنین امری نیز از خود شواهد و مدارکی بر جا می‌‌گذارند که همسر متوجه آن می‌‌گردد و با مطرح کردن آنها فرد خیانت کننده همچنان بر انکارها و نپذیرفتن شواهد و دلایل موجود می‌‌پردازد و گاهی این گونه انکار کردن‌ها حالت و وضعیتی خیلی سطحی و کودکانه به خود می‌‌گیرد چنین رویکردی یکی از شیوه‌های مخرب پس از آشکار شدن است، که بطور معمول حاصلی را به همراه ندارد و مشکلات موجود را هم چنان تداوم می‌‌دهد. البته پس از مدتی این انکار کردن‌ها به پایان می‌‌رسند و همسر به تدریج خیانت صورت گرفته را می‌‌پذیرد و به دو صورت و واکنش‌های بعدی که ذکر خواهد شد، عکس‌العمل نشان خواهد داد.
همسرانی که پس از افشاء شدن با همسر درگیر شده و ناسازگاری‌هایی را ایجاد می‌‌کنند. یکی از بدترین و مخرب‌ترین شیوه‌های برخورد با خیانت همین است که همسر خیانت‌کننده پس از آشکار شدن خیانت صورت گرفته درگیری‌ها و مشکل آفرینی‌هایی را در ارتباط با همسر ایجاد می‌‌کند.
البته یکی از عواملی که باعث ایجاد چنین شیوه‌ای از برخورد در میان همسران می‌‌شود، سابقه‌ای از ارتباط‌های مخرب، آسیب‌زا و مشکل‌آفرین میان همسران وجود داشته و آشکار شدن چنین امری مشکل آفرینی‌های بیشتری را به همراه خواهد داشت. در چنین اوضاع و احوالی خوشبختی ایجاد می‌‌شود که اولین قربانیان آن فرزندان خواهند بود. در عین حال نوع برخورد همسر در‌ این میان نقش تعیین کننده‌ای خواهد داشت. همسرانی که به حالت مچ‌گیری و به نحوی که آبروی همسر به مخاطره بیفتد، واکنش نشان دهند، چنین پیامدهایی را نیز می‌‌تواند به همراه داشته باشد. هم چنین همسر خیانت کننده در صورتی که رفتار و عواطف سالمی نداشته باشد و فرد مهربان و دلسوزی نسبت به همسر نباشد، احتمال نشان دادن این گونه واکنش‌ها خواهد بود. همسرانی که پس از افشاء شدن در جهت ساختن و جبران آسیب وارد شده به ارتباط متقابل و همسر برمی آیند، یکی از سالم‌ترین و سازنده‌ترین واکنش‌ها از سوی همسر خیانت کننده این است که پس از آشکار شدن موضوع و پی بردن همسر به چنین امری، اقرار به اشتباه خود نمودن است و به جای درگیر‌های بی مورد و فرسایش جو خانواده را متشنج می‌‌نماید چنین رویکردی می‌‌تواند عواقب به مراتب بهتر، سالم‌تر و سازنده‌تری را به همراه داشته باشد. در مجموع رویکردهایی که پس از آشکار شدن خیانت انجام گرفته، می‌‌تواند روی دهد به صورت روش‌های ذکر شده فوق بود که به آن اشاره شد. در هر حال بهتر است که همسران با توجه به این مطلب که به ندرت پیش می‌‌آید که همسران پس از خیانت اقدام به طلاق نمایند. البته در مورد خیانت زن این طور نیست، بدین صورت که یک مرد به طور معمول اگر خودش خطایی نداشته و یا عمل خلافی انجام نداده باشد، احتمال جدایی و طلاق خواهد بود. زیرا‌ این امر به تجربه ملاحظه شده که در بعضی مواقع که، بی وفایی و یا خیانت توسط زن انجام می‌‌شود، مرد دیگر نتوانسته با او زندگی‌اش را ادامه دهد. در مواردی که خود مرد نیز به چنین امری اقدام کرده باشد، احتمال روی آوردن به طلاق ضعیف بوده و بیش‌تر سعی به سازش و ساختن می‌‌نمایند. اما در مورد خیانت انجام گرفته از سوی مرد وضع به نحو دیگری است، بدین صورت که زن