فیزیکی را با هم داشته اند. در این خاواده گفت و گو در رابطه با عشق و محبت بین والدین، یا بین والدین و فرزندان اصلاً وجود نداشته و یا بسیار کم بوده است. در اینگونه خانواده ها اعضای خانواده ضمن اینکه یکدیگر را دوست دارند ولی در ارتباط هایشان با یکدیگر احساسات آنها نمود پیدا نمی کند. بیان عاطفی و ابراز احساسات در این نوع خانواده ها به شکل تهیه غذا،در اختیار قرار دادن پول و یا دیگر عوامل ملموس صورت می گیرد.برعکس عضو دیگر ممکن است در خانواده ای بزرگ شده باشد که والدینش برای ارتباط با یکدیگر و فرزندانشان اهمیت زیادی قائل بودهو وقت زیادی صرف آنها کرده اند. در این خانواده اعضاء احساسات خود را به راحتی به صورت کلامی یا با حالات فیزیکی و غیر کلامی نشان می داده اند.تفاوت های فوق در شیوه ابراز احساساتدر خانواده های اصلی، انتظارات زن و شوهری که هر کدام در یکی از آن خانواده ها بزرگ شده اند را از صمیمیت و عشق به صورت متفاوتی شکل می دهد ( همان).زن و شوهر برای پیشگیری از ایجاد مشکل، باید بتوانند درباره ی انتظاراتی که از یک رابطه ی صمیمانه دارند،با یکدیگر صحبت کنند. در این حالت می توانند انتظارات جدید وقابل قبولی را برای همدیگر شکل دهند. در صورتی که زن و شوهر درباره ی صمیمیت و انتظاراتشان از رابطه صمیمانه صحبت نکنند، در گیر استرس ارتباطی می شوند در این حالت اگر باز هم موضوع را پیگیری نکنند و راه حلی را با توافق یکدیگر پیدا نکنند،رابطه به سردی گراییده و احتمال خاتمه رابطه وجود دارد (استریت ، ترجمه تبریزی،1384).
2- 7-2- سن
نزدیکی محل سکونت و شباهت پاره ای ویژگیهای تن مانند رنگ پوست و اندازه قد، آنچنان کافی نیستند که دو فرد را پیوند زناشویی وادارد گو اینکه در این میان متغیرهای دیگری نیز وجود دارد اما نزدیکی سن یکی از بنیادی ترین آنها است. آلن ژیرا می نویسد: آگاهیهای جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام زناشویی آموزنده است و می دانیم که بیشتر اوقات افرادی با هم پیوند زناشویی می بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند. از این رو همسانی سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جوامع باختری از اهمیت بالاتری برخوردار است در نظر بگیریم( الیس ،ترجمه صالحی،1385).
2-7-3- اعتماد و صداقت
زن و شوهر برای وصول اعتماد و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر، در درجه اول هر دو موظف هستند از انجام هر نوع رفتاری که موجب سوء تفاهم می گردد، شدیداً اجتناب کنند. و همچنین از ابزار کلمه یا جمله ای که در طرف مقابل شک و تردید ایجاد می نماید، پرهیز کنند(بارون ،ترجمه کریمی،1389).
2-7-4 درک همسر و تفاهم
زوجین با در نظر گرفتن تفاوتهای فردی بین انسانها، باید شنونده خوبی باشند و با حوصله به سخنان طرف مقابل گوش دهند. هر یک از زن و شوهر ها برداشتی از یکدیگر دارند که قسمتی از آن درست و قسمتی دیگر غیر واقع بینانه است.این دیدگاه ها، مانع بزرگی برای شناخت واقعی طرف مقابل به شمار می آیند.به محض اینکه یکی از طرفین احساس کند که همسر وی در مورد او برداشتی نادرست داشته، اطمینان و اعتمادی که زمینه ساز و لازمه ی زندگی مشترک است را از دست می دهد. این نقطه ی شروع اختلافات بزرگ است (برنشتاین ،ترجمه پورعابدی،1389).
2-7-5- محبت
ابراز محبت به موقع در زندگی مشترک، علاقه، نشاط و طراوت بوجود می آورد( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392).
2-7-6- همکاری
همکاری عبارت است از اقدام مشترک برای دستیابی به هدف های مورد نظر یک زوج. در یک ازدواج منطقی ممکن است علایق و هدف های زن و شوهر متفاوت باشد، اما راه رسیدن به توافق مذاکره ی آنها با هم است.زن و شوهر زمانی احساس زضایت از زندگی زناشوئی دارند که شوهر در کارهای خانه همکاری کند و درآمد خانواده نیز افزایش پیدا کند(همان).
2-7-7- مسائل جنسی
اگر چه زناشویی سعادتمندانه فقط تا اندازه ای مربوط به روابط لذت بخش جنسی است، ولی این روابط یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشویی است، زیرا اگر این روابط قانع کننده نباشد، منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم احساس ایمنی گردد. طبق نتایج تحقیقات انجام شده، مسئله رضایت جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول قرار دارد(همان).
اسپنسر نچر و مک لینی (1993) سه جهت گیری را نسبت به مسائل جنسی اشاره کرده اند که بیشتر نگرشها و ارزش ها ی زوج ها را نسبت به جنس در بر می گیرند. این سه مقوله عبارتند از: جهت گیری های تولید مثل، رابطه ای و تفریحی. کسانی که جهت گیری تولید مثل دارند، معتقدند که هدف امور جنسی تولید مثل است. در جهت گیری رابطه ای، ارتباط وسیله ای برای ابراز محبت و افزایش صمیمیت است. جهت گیری تفریحی ارتباط جنسی را به عنوان یک فعالیت لذت بخش بدون نیاز به پیوند با هم، تلقی می کند. درمانگران در کار با زوج ها به ارتباط جنسی بیشتر بعنوان یک موضوع رابطه ای نگاه می کنند. ارتباط جنسی را می توان به چگونگی بکارگیری جنسیت از طرف زوجها در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر تعریف کرد.امّا در اینجا، آن بطور ویژه به ارتباط برقرار کردن درباره جنس اطلاق می شود. تحقیقات نشان می دهد که ارتباط جنسی رضایت مندانه با رضایت مندی زناشویی همبستگی دارد) هندریک،1994).
2-7-8- صمیمیت
صمیمیت یکی از نیازهای زندگی زن و شوهری است و در عین حال از ویژگی های بارز یک زوج موفق و شادمان است. رابطه ی صمیمانه، با خود افشایی واقعی و درک نیاز های فرد دیگر (همسر) در رابطه برابر، تعریف می شود. البته ایجاد رابطه صمیمانه احتیاج به گذشت زمان دارد. حقیقت این است که در خانواده گسترده در دوره های تاریخی گذشته، اعضای خانواده نسبت به زندگی امروزی فاصله فیزیکی و جغرافیایی کمتری با هم داشتند. در گذشته، محل کار اعضاء خانواده به هم نزدیک تر از امروز بود و مخصوصاً مادران بیشتر وقت خود را در خانه سپری می کردند. امروزه مخصوصاً در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند،فاصله فیزیکی اعضای خانواده، حداقل در بخشی از روز که زن و شوهر خارج از خانه کار می کنند، بیشتر است. در عین حال فشار ناشی از کار و تربیت فرزندان،هر دو عضو زوجو حتی فرزندان راتحت تأثیرقرار می دهد(برنشتاین،ترجمه منشی،1390). در جامعه امروزی، وقت زوج ها برای یکدیگر کم و ارزشمند است و رابطه صمیمانه هم همین طور است. صمیمیت میزان احساس نزدیکی و حمایتی است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر دارند. فاصله فیزیکی می تواند(البته نه لزواً) احساس نزدیک بودن و مورد حمایت واقع شدن را تحت تأثیر قرار دهد. طرق و روش هایی که زوج ها به وسیله آن نزدیکی خود را به همسرشان نشان می دهند،به میزان زیادی از نیازها و انتظاراتی که آنها از خانواده های اصلی کسب کرده اند، اثر می پذیرد( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392). عوامل دیگری که بر چگونگی نشان دادن صمیمیت اثر می گذارند عبارتند از: سبک شخصیتی فرد، سبک ارتباطی زوج ها با هم و مراحل تکامل رابطه زوج. (همان).
استنلی، مارکمن، پترز و لبر بیان کرده‌اند که صمیمیت به هرگونه رابطه یا دوستی اشاره دارد که در بردارنده گرمی، بازبودن و سهیم شدن غیر رسمی‌باشد(جمهری،1393). تعاریف اگرچه به صورت ذهنی استنتاج شده‌اند، یک مبنای نسبی دارند. مک آدامز و ادن در این زمینه به تحلیل اظهارات ذهنی افراد در خصوص معنای صمیمیت پرداخته و آنها را به صورت ماده‌های مقیاسی دارای اعتبار و مطابق با یک نظریه چند بعد نگرانه گردآوری کرده‌اند. در این زمینه از افراد خواسته شد زمانی را به یاد آورند که یک صمیمیت رضایت‌بخش را تجربه کرده‌اند و آنگاه تا جایی که ممکن است و به طور کامل ثبت کنند. او پس از تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط، به استخراج درون‌مایه‌های مشترک پرداخت و از آنها برای فرمول‌بندی یک تعریف دوازده مؤلفه‌ای از صمیمیت بهره برد. این مؤلفه‌ها عبارت‌اند از: استمرار و پایایی، وجد، مسئولیت‌پذیری، مذاکره‌پذیری، همدلی، موافقت، هماهنگی، خودافشایی، آسان‌گیری، محدودیت و تعالی. براساس ادبیات مربوط به موضوعات زناشویی، تعریف زیر از صمیمیت پیشنهاد می‌شود: صمیمت عبارت است از رابطه دیرپای عاشقانه با توجه به سطح تعهد و نزدیکی عاطفی شناختی و فیزیکی که فرد در رابطه متقابل خود با شریکش تجربه می‌کند(خمسه،1391).
با توجه به تعاریف ذکر شده مؤلفه‌های صمیمیت را می‌توان به 9 حیطه تقسیم کرد: صمیمیت عاطفی، صمیمیت روان‌شناختی، صمیمیت عقلانی، صمیمیت جنسی، صمیمیت فیریکی، صمیمیت معنوی، صمیمیت زیباشناختی، صمیمیت اجتماعی تفریحی، صمیمیت زمانی (همان).
2-7-9- توجه و علاقه
تمایل و توجه، یعنی باور داشتن و این باور را انتقال دادن به زوج،دو نشانه مهم تمایل و توجه به همسر، توجه به رفاه او و آمادگی برای کمک و حمایت از اوست (خیرا ، ترجمه حسینی نسب،1387).
2-7-10- مسائل مالی و اقتصادی
فشارهای اقتصادی نیز در زمره عوامل مهم، در بروز ناهماهنگیهای زناشوئی است. زن و شوهری که تحت فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی قرار دارند، درگیر مسائل مختلفی می شوند. این عوامل فشارزا، تعارض های زناشویی و مشکلات موجود زناشویی را افزایش می دهد. زوج ممکن است از نظر روانی درگیر مسائل مالی خانواده شوند. آنها ممکن است به دلیل ساعات طولانی کار و تلاش برای پرداخت هزینه های زندگی،وقت کمتری را به یکدیگر اختصاص دهند و در نتیجه وقت و انرژی کمتری نیز صرف مسائل خانوادگی می کنند. مشکلات اقتصادی ممکن است نسبت به همسر خصومت ایجاد کند صرفاً به این دلیل که نتوانسته امکانات مالی مناسبی را برای خانواده فراهم کند. با افزایش این خصومت، گرما و صمیمیت و کیفیت خوب زندگی زناشویی کاهش یافته و از میزان روابط لذت بخش نیز کاسته می شود کارلسون، 1992).
2-7-11- طول دوره ازدواج
در تجزیه و تحلیل های تکاملی خانواده، توجه اصلی پژوهشگران معطوف به تغییرات مهمی است که در طول زندگی زناشویی یک زوج دارای فرزند رخ می دهد. لونسون و همکاران (1992) پیوندهای بلند مدت زناشویی را مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها نشان داد که هر چه قدر مدت بیشتری از ازدواج می گذرد، رضایت زناشویی افزایش می یابد( رایس، ترجمه فروغان،1388).
2-7-12- فرزندان
تولد کودک نشانه یک تغییر بنیادی در سازمان خانواده است. وقتی کودکی متولد می شود باید نقش های تازه ای ظاهر شود، باید عملکرد واحد زن و شوهری، برای پاسخگویی به وظایف پدری و مادری تغییر کند. در گیری بین نقش والدی و نقش همسری ممکن است به ظاهر ساده و بی اهمیت به نظر برسد امّا برای بعضی از زوج ها مشکلات جدّی ایجاد می کند. بعضی وقت ها نقش های والدینی و نقش همسری ابهام پیدا می کنند. در اینگونه موارد، زوج ها نمی توانند در ایفای نقش والدینی و نقش همسری، موفق عمل کنند و نتیجه ی آن احساس نارضایتی و ناخشنودی و گاهاً تعارضات ارتباطی است. زوج ها ممکن است نتوانند در شکل دادن به یک خانواده ی جدید مستقل، به طور موفقیت آمیز عمل کنند. مخصوصاً زوج هایی که دقیقاً مانند والدین خود نقش ایفا می کنند، در ایفای موفقیت آمیز نقش زوج صمیمی، مشکل پیدا می کنند. زن و شوهری که تلاش می کنند فقط والد خوبی برای فرزندانشان باشند، نمی توانند نیازهای همسر خود را برآورده سازند. ایجاد تعادل بین نقشهای زن و شوهری و والد و فرزندی در تشکیل خانواده سالم اهمیتی اساسی دارد( شعاری نژاد،1388).
2-7-13- قدرت و تصمیم گیری
قدرت میزان نفوزی است که هر فرد در تصمیم گیری ها دارد. درتصمیماتی که برای خانواده اتخاذ می گردد، هر یک از زن و شوهر میزانی نقش دارند. هر چه قدرت فرد نقش مؤثرتری در تصمیم گیری داشته باشد، از قدرت بالاتری برخوردار است. میزان مشارکت هر فرد در فرایند تصمیم گیری،حاکی از میزان قدرت در خانواده است ( گلادینگ، ترجمه ثنایی،1392).
2-7-14- اشتغال
در زندگی زوج های هر دو شاغل انواعی از تعارض های خانوادگی و کاری وجود دارد که تنیدگی های شغلی، فشار کاری زیاد، تعارض نقش، مشکلات مربوط به مراقبت از کودکان، نگهدری از بزرگسالان و مسائل مربوط به تعادل بین شغل، خانواده و نیاز های شخصی، از جمله ی آنها هستند. پژوهش ها نشان داده است که کیفیت زندگی زوج های هر دو شاغل کاملاً بالا است. رضایت تجربه شده توسط زن و مرد در ابعاد مختلف با هم همبستگی دارد. رضایت شغلی با رضایت زناشویی، رضایت شخصی، رضایت خانوادگی و سلامت روانی رابطه دارد( بیکر و اسکات، 1992).
2-7-15- شخصیت
شخصیت به مجمعه ویژگی های فرد، کلیت یا مجموعه خصوصیات مختلفی گفته می شود که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر می روند. این واژه، تعداد زیادی از خصوصیات ذهنی، اجتماعی و هیجانی را نیز در بر می گیرد، خصوصیاتی که ممکن است نتوانیم مسقیماً ببینیم، شاید فرد بکوشد آنها را از دیگران مخفی کند(شولتز ،2013، ترجمه سید محمدی،1392).
2-7-16-صرف اوقات فراغت
بسیاری از زوج ها شاکی هستند که به اندازه ی کافی، زمان را با هم سپری نمی کنند. اما باید توجه داشت که مشکل اصلی، مدت با هم بودن نیست، بلکه مسئله ی اساسی این است که فرصت با هم بودن چگونه می گذرد.مصاحبت و با هم بودن یکی از سرمایه های ازدواج های موفق است که به سادگی و با برنامه ریزی به دست می آید. کافی است زوج ها به فعالیت هایی توجه کنند که هر دو از آن ها لذّت می برند(فانینگ،2007،ترجمه گذرآبادی،1387).
2-7-17-اقوام و دوستان
وظیفه ی