اول- اقامت اجباری یا تبعید
جهت روشن شدن‌ تفاوت‌ بین‌ تبعید و اقامت اجباری، ابتدا مـفهوم اقـامت اجـباری و سپس تفاوت آن‌ با تبعید بررسی خواهد شد.
بند اول-مفهوم اقامت اجباری
معنای حقوقی اقامت، هـمان مـعنای لغوی آن می‌باشد (همان: 1/516‌). اقامت‌ در‌ لغت ماندگار شدن، سکنی گزیدن، (دهخدا، 1373: 2/2663؛ صدری افـشار، 1382‌: 126‌) مـعتدل کردن (عـمید، 1381: 205) می‌باشد.
اقامت اجباری را در اصطلاح حقوقی همان تبعید معنا کرده‌اند‌ (ایمانی‌، 1382‌: 71)؛ زیرا در کیفر تبعید نیز شخص مـلزم بـه اقـامت در مکانی‌ است‌ که‌ دادگاه مشخص می‌کند.
برخی نیز اقامت اجباری در نقطه مـعین را هـمان آزادی‌ِ تحت‌ نظر‌ کامل‌ پلیس می‌دانند (پاد، 1319: 5). یعنی در مکانی که سکونت می‌کند، مانند سایر اشخاص از‌ آزادی‌ مطلق و تام برخوردار نمی‌باشد و بـاید تـحت نظر پلیس که ضابط قوه قضاییه است‌ باشد‌ و این‌ تا حدودی آزادی شخص را محدود مـی‌کند.
بند دوم- تـفاوت تبعید و اقامت اجباری
با تعاریفی که‌ از‌ اقـامت اجـباری شـد، این سؤال مطرح می‌شود که آیا اقامت اجباری همان تـبعید‌ است؟ در‌ پاسـخ‌ باید گفت که ماهیت اقامت اجباری، همانتبعید می‌باشد و همان عناصری که در تبعید وجود دارد‌ در‌ اقامت اجـباری نـیزوجود دارد.
تنها تفاوت بین این تبعید و اقـامت اجـباری در‌ شرایط‌ شـکلی‌ِ‌ آنـهاست. طـبق ماده 14 ق.م.ع. مصوب 1304، محکومان به تبعید بـاید تـحت الحفظ به جایی که‌ محکمه‌ معین‌ می‌کند اعزام شده و در آنجا تحت نـظر بـمانند. در صورت تبعید به‌ خارج‌ از مملکت، مـحکوم علیه را باید تحت الحـفظ تـا سرحد برده از مملکت اخراج کنـند. طـبق‌ ماده‌ 16 نیز، محکومان به اقامت اجباری بدون مستحفظ به نقطه‌ای که مجبور‌ به‌ اقـامت در آنـجا می‌باشند رفته و در آنجا‌ تحت‌ نـظر‌ نـخواهند بـود. این ماده صورت مـلایم‌تری بـه‌ اقامت‌ اجباری می‌دهد و شـخص مـحکوم به اقامت اجباری از آزادی بیشتری نسبت به محکوم‌ به‌ تبعید برخوردار است.
برخی تبعید‌ و اقـامت‌ اجـباری را‌ به‌ لحاظ‌ شیوه اجرا، دو مجازات مـحدودکننده آزادی‌ و مـتفاوت‌ با یکدیگـر مـی‌دانند و دایره آزادیهـای تبعیدی را در مقایسه با مـحکوم به‌ اقامت‌ اجباری، محدودتر دانسته و هر یک را‌ تابع سیاستهای قضایی جداگانه‌ای‌ می‌دانند‌ (اردبیلی، 1382: 166).
در حال‌ حاضر‌ که قـانون مـجازات عمومی به موجب قانون مجازات اسـلامی نـسخ شـده اسـت، آیینـ‌نامه‌های‌ اجرایی‌ مربوط بـه تـبعید و اقامت اجباری‌ که‌ تا‌ حدی متفاوت از‌ هم‌ می‌باشند، جایگزین مواد مورد‌ بحث‌ شده‌اند. این آیین‌نامه‌ها تفاوت شـکلی جـزئی بـا هم دارند. ولی به نظر می‌رسد که‌ رویکرد‌ آیینـ‌نامه مـربوط بـه تـبعید نـسبت بـه‌ آیین‌نامه‌ مربوط به‌ اقامت‌ اجباری‌ سخت‌گیرانه باشد. برای نمونه‌ ماده 1 آیین‌نامه اجرایی قانون اصلاح تبصره الحاقی ماده 19 ق.م.ا. مصوب 23/3/1380 چنین می‌گوید:
دادگاه‌ با‌ توجه به علل و جهات ارتـکاب جرم‌ و شخصیت‌ متهم‌، نوع‌ جرم‌، میزان محکومیت، دوری‌ و نزدیکی‌ محل اقامت اجباری با محل ارتکاب جرم، امکان اشتغال یا عدم امکان اشتغال محکوم علیه در‌ محل‌ و همچنین‌ با در نظر گرفتن نقاطی که از‌ طرف‌ وزارتـ‌ کشـور‌ برای‌ اقامت‌ اجباری مناسب تشخیص داده نشده‌اند، شهری را به عنوان محل اقامت اجباری محکوم علیه معین می‌نماید.
طبق این ماده دادگاه باید به امکان اشتغال محکوم به اقامت‌ اجباری در محل تـبعید تـوجه کند و به این امر بیشتر از ماده 14 آیین‌نامه اجرایی تبصره ماده 297 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 14/6/1380‌ توجه‌ شده است. زیرا در آن آیین‌نامه، تنها بـه بـلامانع بودنِ اشتغال محکوم به تـبعید اشـاره شده است. اما در این آیین‌نامه، دادگاه در مورد این امر مسئول می‌باشد. گویا‌ در‌ تبعید بنا بر سخت‌گیری و شدت می‌باشد، حتی اگر تبعیدی در معاش خود دچار مضیقه شـود. بـر خلاف اقامت اجباری که بـا تـوجه به‌ ضوابط‌ مورد اشاره در این ماده‌، واکنشی‌ ملایم‌تر از تبعید می‌باشد. بنابراین این دو، تفاوت ماهوی ندارند، بلکه با توجه به ظاهر آیین‌نامه، اقامت اجباری مانند گذشته ملایم‌تر از تبعید است‌.
نکته‌ دیگر این است کهـ‌ بـا‌ توجه به ظاهر ماده 1 آیین‌نامه مربوط به اقامت اجباری، محکوم به اقامت اجباری باید از محل ارتکاب جرم دور گردد و اگر فرض شود که محل ارتکاب جرم و محل اقامت محکوم‌ یکی‌ است می‌توان گـفت که اقـامت اجباری مـانند تبعید باعث دور کردن محکوم از محل ارتکاب جرم و محل اقامت او می‌گردد و فرض اینکه اقامت اجباری در محل سکونت محکوم نـیز ممکن‌ است‌، با این‌ برداشت از آیین‌نامه بعید به نظر می‌رسد. هـمان طـوری که از ظـاهر این ماده برمی‌آید به میزان‌ دوری و نزدیکی محل اقامت اجباری با محل ارتکاب جرم نیز اشاره‌ شده‌ است‌؛ یعـنی ‌ ‌فـرد باید به اندازه مسافتی از محل ارتکاب جرم دور گردد و این دور کردن وجه اشتراک ‌‌اقامت‌ اجباری و تـبعید اسـت. بـنا بر مطالبی که بیان شد تبعید و اقامت اجباری در‌ ماهیت‌ تفاوتی‌ با هم ندارند و تنها آیین‌نامه‌های مـربوط به نحوه اجرایشان متفاوت می‌باشد و تفاوت آیین‌نامه‌هایشان در حال‌ حاضر و تفاوت مربوط به ق.م.ع. مـربوط به امور شکلی اسـت.
گفتار دوم-مـمنوعیت از اقامت
محرومیت‌ از اقامت از انواع‌ اقدامات‌ تأمینی‌ِ دورکننده است که در عین حال می‌تواند به عنوان مجازات نیز به کار رود و هدف آن، منع بزهکار از حضور در برخی از مکانهایی است که احتمال می‌رود در آنجا‌ مرتکب جرم گردد. مانند مـحرومیت یا ممنوعیت از اقامت در یک محله معین یا یک مسافرخانه یا قهوه‌خانه خاص و… (شاملو احمدی، 1380: 413). در واقع، ممنوعیت از اقامت نوعی اخراج است‌. همان‌ طور که در اخراج، فرد را از اقامت در مکانی باز می‌دارند و او را از آنجا اخراج می‌کنند، در ممنوعیت از اقامت نیز فرد نـمی‌تواند در مـکانی سکونت گزیند که‌ از‌ اقامت در آن منع شده است و از آن مکان برای مدتی که حکم دادگاه مشخص می‌کند اخراج می‌گردد.
با تعاریف ارائه‌شده، می‌توان ممنوعیت از اقامت را مجازات یا اقدام‌ تأمینی‌ دانست که به موجب آن شخص را از اقـامت در مـکانهایی که احتمال ارتکاب جرم در آن از سوی او وجود دارد یا وجود او برای جامعه خطرناک است‌ و یا‌ اینکه‌ قاضی به هر دلیلی صلاح‌ بداند‌، ممنوع‌ می‌کند. بنابراین، نمی‌توان ممنوعیت از اقامت را از مصادیق تبعید دانست؛ زیرا تبعید همان اقامت اجـباری اسـت که فرد تبعیدی ملزم‌ به‌ سکونت‌ در مکان مشخص‌شده در حکم دادگاه می‌باشد. بر‌ خلاف‌ ممنوعیت از اقامت که فرد را ملزم به سکونت در مکانی خاص نمی‌کند. بلکه با منع کردن او از‌ سکونت‌ در‌ اماکن ممنوعه، آزادی او را تا انـدازه‌ای که نـسبت بـه‌ تبعید و اقامت اجباری کمتر اسـت، مـحدود مـی‌کند.
مبحث ششم- ماهیت تبعید
از آنجا که مجازات یا اقدام تأمینی بودنِ‌ تبعید‌ و همچنین‌ در صورت پذیرفتن آن به عنوان کیفر، صِرف حدی یا تعزیری‌ و بازدارنده‌ بودن آن، مورد اخـتلاف اسـت، در این قـسمت، سعی بر شناسایی ماهیت تبعید به عنوان یکی‌ از‌ واکنـشهای‌ عـلیه جرم است.
گفتار اول- ماهیت تبعید به لحاظ مجازات یا اقدام تأمینی‌ بودن‌
در‌ اینکه تبعید مجازات است یا اقدامی تأمینی، بین صاحب نـظران حـقوق کیفـری اتفاق نظر‌ وجود‌ ندارد‌. به نظر برخی، محاکم این عناصر فـاسد را از محیط اجتماع دور می‌کنند، نه‌ برای‌ اعمالی که مرتکب شده‌اند، بلکه به خاطر وحشتی که در جامعه به وجود‌ آورده‌اند‌ و آن‌ را اقـدامی تـأمینی عـلیه مجرمان خطرناک می‌دانند و مجازات نمی‌شمارند. اما از برخی جهات به‌ مجازات‌ شـباهت دارد؛ زیرا مـانند مجازات اجرای آن، باید در نتیجه حکم قضایی باشد‌ (خامدا‌، 1372‌: 119؛ نوری، 1356: 88). ولی باید گفت که طبق ماده 1 قانون اقدامات تـأمینی و تـربیتی، اقـدامات‌ تأمینی‌ نیز باید در حکم دادگاه قید شود و این امر مختص به مجازات‌ نـیست‌.
از‌ طـرفی، تـبعید را چیزی جز جانشینی زندان با زندان نمی‌دانند. طبق عقیده برخی دیگر از‌ حقوق‌دانان‌، تأمینی‌ بـودن تـبعید بـر ماهیت کیفری آن تغلیب دارد. با توجه به خصوصیتِ‌ طردکنندگی‌ که در تبعید وجود دارد، می‌توان گفت که اگر اجـرای تـبعید توأم با مراقبتهای لازم بر‌ تبعیدی‌ باشد، وجه تأمینی بودن آن بر جنبه کیفری بـرتری دارد و در واقـع‌ رویه‌ عـملی قانون‌گذار بر این بوده که تبعید‌ را‌ به‌ دو صورت مجازات و اقدام تأمینی مقرر کند‌ (خامدا‌، 1372: 120).
در گذشته، تـبعید بـیشتر به صورت مجازات اعمال می‌شد نه اقدام‌ تأمینی‌. برای نمونه، پیامبر اسلام( شـخصی‌ بـه‌ نـام حکم‌ بن‌ العاص‌ را به طائف تبعید کردند به‌ این‌ دلیل که وی با تقلید حرکات، آن حضرت را تمسخر مـی‌کرد. مـورد‌ دیگر‌ شخص مخنّثی است که دست و پای‌ خود را با حنا‌ رنگ‌ می‌کرد و خود را بـه صـورت‌ زنـان‌ می‌آراست که به یفتع تبعید شد (رهامی، 1379: 14). در این موارد، تبعید‌ رنگ‌ مجازات ندارد، بلکه جنبه تأمینی‌ و تـربیتی‌ داشـته‌ و بـرای اصلاح و تربیت‌ شخص‌ تبعیدی اعمال می‌شود و در‌ مقابل‌ کاری که انجام داده، قرار نمی‌گیرد، بلکه اقـدامی پیشـ‌گیرانه است.
علاوه بر این، در‌ ماده‌ 19 ق.م.ا. و بند 2 ماده 3 ق.ا.ت. مجازات تبعید از‌ نوع‌ اقدامات تأمینی‌ و تربیتی‌ می‌باشد‌ (همان). در انتقاد از‌ این نـظر بـاید گفت که در ماده 19، تبعید به عنوان مجازاتی تکمیلی است، نه‌ اقدامی‌ تأمینی، مـگر اینـکه برای جلوگیری از‌ تکرار‌ جرم‌ و درباره‌ مجرمان‌ خـطرناک اعـمال شـود‌.
بنا‌ بر نظرات مختلفی که در مورد ماهیت تـبعید ارائه شـد، ابتدا باید روشن شود که مجازات‌ به‌ چه‌ معناست و فرق آن با اقدامات تأمینی و تـربیتی‌ چیست؟ سـپس‌ مشخص‌ خواهد‌ شد‌ که‌ مـاهیت تـبعید با کدام یک از آنـها مـنطبق اسـت.
مجازات کیفری است که در مقابل جرم ارتـکابی شـخص مجرم و به تناسب آن جرم، بر او اعمال می‌شود‌. ویژگیهایی که برای مجازات برشمرده‌اند عـبارتند از: رنـج‌آوری، رسواکنندگی، معین بودن، قطعی بودن، وجـود هراس در مجرم و جبران ضـرر و زیان نـاشی از جرم. اهدافی که از این ویژگیها محقق مـی‌شوند‌ عـبارتند‌ از: ارعاب، مکافات و سزادهی و اصلاح می‌باشد (اردبیلی، 1382: 128‍ـ134؛ نوربها، 1382: 390ـ396). با توجه به ویژگیها و اهدافی که بـرای مـجازات برشمرده‌اند مشخص می‌شود که جنبه تـنبیهی‌ آنـ‌ بـر جنبه اصلاح و بـازسازگاری غـلبه دارد و هرگاه تبعید با تـوجه بـه اهداف مجازاتها و برای ارعاب و سزادهی به کار رود و جنبه رنج‌آوری و رسواکنندگی داشته‌ باشد‌، ماهیت مجازات دارد، مـانند تـبعید‌ محارب‌.
اما اقدام تأمینی و تربیتی طـبق مـاده 1 ق.ا.ت. تدابیری اسـت که دادگـاه بـرای جلوگیری از تکرار جرم (جـنحه یا جنایت) درباره مجرمان خطرناک اتخاذ می‌کند. طبق‌ این‌ ماده، مجرمان خطرناک کسانی‌ هستند‌ که سوابق و خـصوصیات روحـی و اخلاقی آنان و جرم ارتکابی و کیفیت ارتـکاب، آنـان را در مـظان ارتـکاب جـرم در آینده قرار دهـد، اعـم از اینکه قانوناً مسئول یا غیر مسئول باشند و صدور‌ حکم‌ اقدام تأمینی از طرف دادگاه وقتی جایز است که کسـی مـرتکب جـرم گردیده باشد. ویژگیهایی که برای اقدامات تأمینی و تـربیتی بـرشمرده‌اند، فـقدان صـبغه اخـلاقی ‍ـ بـه این معنا که اقدام تأمینی‌ بر‌ خلاف مجازات‌ نتیجه تقصیر و خطا نیست و هیچ تناسبی با قصد خطاکارانه مرتکب ندارد و هدف سزادهی را دنبال نمی‌کندـ ، نامعین‌ بودن مدت، جلوگیری از تحقیر بـزهکار و تجدیدنظرپذیری است. اهداف این اقدامات‌، پیشگیری‌ با‌ درمان و بازسازگاری، پیشگیری با بی‌اثر ساختن و مراقبت و جانشین کردن مجازاتها با اقدامات تأمینی و تربیتی می‌باشد (اردبیلی، 1382‌: ‌‌135‌ـ142؛ نوربها، 1382: 532 ـ536).
با تعریفی که از اقدام تأمینی و تربیتی‌ ارائه‌ شد‌، بـاید گـفت که دو عنصر مهم آن، جلوگیری از تکرار جرم ـ‌که تنها هدف اقدامات‌ تأمینی و تربیتی دانسته شده است‌‍ـ و اعمال آن در مورد مجرمان خطرناک می‌باشد که‌ در هر صورت در‌ حکم‌ دادگاه قید می‌شود. با توجه به این تـعریف، اگـر تبعید صرفاً برای جلوگیری از تکرار جرم و در مورد مجرم خطرناک اعمال شود، ماهیت تأمینی دارد، مانند تبعید مجرمان به عادت. بنابراین‌ آنچه ماهیت کیفر تـبعید را مـشخص می‌کند، هدفی است که از به‌کارگیری آن حـاصل مـی‌شود؛ در صورتی که با اهداف مجازاتها منطبق باشد مجازات می‌باشد و در صورتی که با هدف اقدامات‌ تأمینی‌ منطبق باشد، رنگ اقدام تأمینی به خود می‌گیرد.
گفتار دوم- ماهیت تبعید بـه لحـاظ حدی، تعزیری یا بازدارنده بـودن
آیا تـبعید به عنوان مجازات، تنها کیفری حدی است که در شرع مقدّر‌ شده‌ یا اینکه به عنوان مجازات تعزیری نیز اعمال می‌شود؟ آیا این کیفر به عنوان مجازات بازدارنده نیز اعمال می‌گردد؟ برای پاسخ به این سؤالات باید دید که آیا مـجازات تـبعید در‌ زمره‌ مجازاتهای تعزیری که در اختیار حاکم قرار گرفته‌اند، مانند حبس، شلاق و… می‌باشد و جایگاهی بین مجازاتهای بازدارنده دارد؟
طبق نظر فقهای امامیه از جمله ابن فهد حلی، تعزیر موکول به نظر‌ امام‌ است‌ که مـی‌تواند ضـرب، حبس یا‌ تـوبیخ‌ باشد‌ (1413: 73 و 89 ـ90). علامه مجلسی نیز حبس را تنها یکی از انواع تعزیر می‌داند