اگر چه از سوی مرد آسیب‌هایی را متحمل شده است، اما به راحتی نمی‌تواند از یک زندگی که سالها برای آن زحمت کشیده شده و به واسطه عملی جفاکارانه از سوی شوهر دست از آن بکشد بنابراین به صلاح، به صرفه و بهتر است که رویکرد و روش ساختن در پیش گرفته شود. همچنین این نکته را نیز لازم است در نظر داشت که حتی در صورت طلاق، با وجود فرزندان، همسران طلاق گرفته ضروری است که همکاری‌هایی را با یکدیگر داشته باشند، به همین جهت در پیش گرفتن رویه‌ای سازنده پس از آشکار شدن به نفع هر یک از طرفین و خانواده خواهد بود. در اینجا برخی از اقدامات احتمالی (همسر خیانت شونده) به صورت مبسوط مورد بررسی قرار می‌گیرد.
1-7-1-1 تداوم درگیری ها:
همانطور که خاطر نشان شد، همسری که مورد خیانت قرار می‌‌گیرد، شرایط بسیار سخت و دشواری را متحمل می‌‌شود. او به واسطه اینکه همسر خیانت کننده را تقصیردار و عامل ناآرامی‌ها و مشکلات موجود می‌‌داند، با او درگیر می‌‌شود البته بعضی از همسرانی که مورد خیانت قرا می‌‌گیرند نیز به واسطه مشکلات رفتاری از قبیل احساس خود کم‌بینی، و کمبود اعتماد به نفس قادر به اعتراض و انتقاد نیستند و پس از روی دادن چنین امری فقط به چند واکنش اعتراض آمیز بسنده کرده و همسر نیز در مورادی همچنان به رفتار سابق خویش ادامه می‌‌دهد. از سوی دیگر بعضی از همسران خیانت کننده نیز دارای رفتارهای ناهنجار و پرخاشگرانه‌ای هستند. و در صورت اعتراض شریک زندگیشان اقدام به رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت‌آمیز می‌‌نمایند. البته بعضی از همسرانی که مورد خیانت قرار می‌‌گیرند، به واسطه کمبود اعتماد به نفسی که به آن مبتلا هستند، توان ابراز وجود در برابر همسر را ندارند. و با کوچکترین واکنش همسر خطاکار عقب‌نشینی کرده و به صورت‌های منفعلانه از خود واکنش نشان می‌‌دهند. در هر حال تعدادی از زوجین پس از آشکار شدن، راه طولانی و فرسایشی نزاع و درگیری را پیش می‌‌گیرند. و غیر از آسیب‌هایی که متحمل شده‌اند در ادامه آسیب‌های دیگری را نیز بر مشکلات سابق خود اضافه می‌‌کنند. گاهی اوقات و در مورادی درگیری پس از آشکار شدن بی‌وفایی و خیانت اجتناب ناپذیر است اما طولانی شدن و تداوم یافتن آن عوارض رویداد پیش آمده را بدتر خواهد نمود. در چنین وضعیتی همچنان صرفه به آن است که مطالب موجود از فرزندان، اعضای خانواده طرفین و سایرین محفوظ بماند. و در صورتی که زوجین فرهنگ مشورت کردن علمی داشته باشند می‌‌توانند از مشاورین خانواده نیز کمک بگیرند.
1-7-1-2 طلاق عاطفی بدون درگیری:
بعضی دیگر از همسرانی که میان‌شان خیانتی اتفاق می‌‌افتد، پس از پشت سرگذاشتن ناآرامی‌ها، تنش‌ها و درگیر‌هایی به ‌‌آرامش نسبی می‌‌رسند. البته بعضی از آنها به اندازه لازم مشکل و ناراحتی هم از خود و از هم روابط موجود و یا فرزندن دارند. و دیگر حال و حوصله و یا توان منازعه و کشمکش‌های بیشتر را ندارند، در همین جهت ترجیح می‌‌دهند که ساکت باشند و بیش از این درگیری‌هایشان ادامه پیدا نکند. اما نوعی سردی در روابط و فاصله میان آنها حاکم خواهد شد. ویژگی بارز چنین وضعیتی، همسر خیانت کننده است که از عمل خود چندان پشیمان و ناراضی نیست و در مورادی همچنان به روابط خود ادامه می‌‌دهد. و در واقع میل و رغبتی هم به اصلاح و مرمت رابطه با شریک زندگی خویش ندارد. همسری که مورد چنین رفتار و برخوردی قرار می‌‌گیرد، خواه و ناخواه نوعی سردی در روابط و عواطف نسبت به طرف مقابل خود پیدا خواهد نمود.

1-7-2 واکنش‌های فرد خیانت کننده:
1-7-2-1 سعی در جبران اعمال و آسیب‌های گذشته خود:
همسر اقدام کننده به خیانت در مورادی متوجه آسیبی که به خود، همسر و فرزندان نموده می‌‌شود. و از عمل خود پشیمان و سعی در ساختن و بازسازی آسیب‌های ایجاد شده می‌‌نماید البته در دو مورد فوق نیز احتمال دارد که شخص به وضعیت سوم نیز برسد در هر حال بعضی افراد با توجه به آگاه شدن همسر و روبه‌رو شدن با پیامدهای مخرب و آسیب‌زا عمل خود از آن پشیمان شده و سعی در جبران اعمال انجام شده بر می‌‌آیند.
1-7-2-2 اقرار به اشتباه انجام شده:
شاید و به احتمال زیاد یکی از سخت‌ترین، مشکل‌ترین وتعیین کننده‌‌ترین قسمت و مرحله بعد از آشکار شدن خیانت به همسر همین باشد که شخص به اشتباه اعتراف نماید البته این عمل با رفتارهای گذشته شخص که سعی در پنهان نگه داشتن چنین امری نموده و دروغ‌های مختلفی را نیز در این باره به شریک زندگی‌اش گفته حال به نحوی عکس وضعیت سابق عمل کند، یعنی بپذیرد که چنین کاری را انجام داده و اشتباه نیز نموده است. البته احتمال دارد که همسرانی قبول داشته باشند که خیانتی را انجام داده‌اند، اما آنرا اشتباه ندانند. این در حالی است که همین افراد حاضر نیستند که چنین عملی از سوی همسرشان سربزند و یا این امر در مورد خواهر یا دخترشان نیز اتفاق بیفتد. در هر حال قبول کردن عمل انجام شده و اقرار به اشتباه انجام گرفته، اولین قدم در راه بهبودی پس از این رویداد است. البته بعضی افراد احتمال دارد که اقرار به اشتباه در برابر همسر برایشان کمی سخت باشد. اما این نکته را نبایستی از نظر دور داشت که هرچیزی در جهان هستی بدون زحمت و هزینه به دست نمی‌آید و برای رسیدن به زندگی به نسبت سالم، بایستی بهای آن را پرداخت و همچنین اقدام به رفتارهای ناسالم آسیب‌زا نیز عوارض خاص خود را دارد که بدیهی و لازم است که شخص خواه و ناخواه با عواقب آن روبرو شود.
با روی دادن خیانت میان همسران آسیب و جراحت شدیدی در روابط متقابل میان زوجین ایجاد می‌‌شود. چنین آسیب و جراحتی خود به خود التیام نمی‌یابد بلکه نیاز به تلاش و همت لازم به ویژه از سوی همسر اقدام کننده به خیانت دارد تا با تلاش‌هایی که از خود نشان می‌‌دهد روحیه آسیب خورده همسر تسکین و التیام دهد. در مورادی ملاحظه می‌‌شود که نه تنها اقدامی جهت جبران آسیب و مشکل ایجاد شده انجام نمی‌گیرد بلکه درگیری‌های موجود روحیه همسر را آزرده‌تر می‌‌نماید، که این امر عواقب نامطلوب و ناخوشایندی را به همراه خواهد داشت آنچه به تجربه ملاحظه شده نشانگر آن است که اکثریت قریب به اتفاق آقایانی که اقدام به خیانت می‌‌نمایند، حاظر به جدایی و یا طلاق از همسر خود نیستند. در واقع انگیزه اصلی آنها همان تجربه هیجان ها، لذت جویی‌ها و تنوع طلبی‌های عاطفی و جنسی است. و قصد جدا شدن از همسر خود را ندارند. و از سویی این تجربه‌ها فقط در شرایطی هیجان و لذت‌های ویژه‌ای را به همراه خواهد داشت که شخص اقدام کننده متأهل باشد. همچنین اغلب خانم‌هایی که مورد خیانت همسرشان قرار می‌‌گیرند بنا به دلایل مختلف قصد ندارند و یا نمی‌خواهند که طلاق بگیرند که عمده‌‌ترین انگیزه آنها حفظ کانون گرم خانوادگی و به فکر آینده فرزندان بودن است. به همین مناسبت آنها بیشتر متمایل به حفظ و ساختن زندگی موجود هستند از این رو بهتر و مناسب‌تر است که رویکرد ساختن پس از تخریب برای هریک از طرفین در نظر گرفته شود. حتی اگر در مورادی همسران بخواهند و یا به این نتیجه برسند که لازم است از هم جدا شوند اقدام به دلجویی نمودن و برطرف کردن کدورت ایجاد شده به مراتب بهتر از رها کردن زخم‌های ایجاد شده موجود در روابط متقابل خواهد بود. زیرا پس از طلاق نیز همسران در ارتباط با فرزندان نیاز به همکاری‌هایی با یکدیگر خواهند داشت. در مجموع احساس مسئولیت در مورد پیامد‌های اعمال و رفتار خود داشتن و جبران خطا و اشتباه، نوعی بلوغ رفتاری و شخصیتی است، که می‌‌تواند نه تنها در جبران آسیب‌ها و آزردگی‌های ایجاد شده یاری‌رسان باشد بلکه در التیام بخشیدن به روابط، اثرات مطلوب و قابل توجهی را به همراه داشته باشد.
1-7-2-3 تکرار نشدن:
تکرار نشدن رفتارهای گذشته یکی از عمده‌‌ترین مواردی است که می‌‌تواند در سلامت ارتباطی همسران نقش سالم و مؤثری را داشته باشد. البته یکی از عمده‌‌ترین منابع نگرانی و اضطراب همسری که مورد خیانت واقع شده همین است که احتمال می‌‌دهد که چنین امری دوباره تکرار شود، به همین جهت با حرکات و رفتارهای مشکوک همسر دچار نگرانی می‌‌شود. همانطور که در بخش‌های گذشته این مطلب عنوان شد خیانت به همسر امری است که می‌‌تواند حالت خوگیری و عادت پذیری داشته باشد. و شخص پس از مدتی بدان وابسته شود. اما با توجه به عواقب ناخوشایندی که به همراه دارد می‌‌تواند جذابیت تکرار شدن آن کاهش یابد. در هر حال تکرار نشدن این یکی از موارد بسیار مهم برای باز گرداندن همسران به شرایط نسبی و متعادل گذشته خواهد بود.
1-7-2-4دلجویی از همسر مورد خیانت قرار گرفته:
تا فردی مورد خیانت قرار نگیرد دقیقاً متوجه شرایط همسر که دچار این وضعیت می‌‌شود، نمی‌گردد. شخصی که مورد خیانت از سوی همسرش قرار می‌‌گیرد، شرایط بسیار سخت و دشواری به وی تحمیل می‌‌شود. آن چه که وضعیت او را با همسری که چنین اقدامی را انجام داده متمایز می‌‌کند. این است که همسر خیانت کننده اگر چه دچار آسیب می‌‌شود، اما او با فراست و اراده خود به چنین امری مبادرت نموده، اما همسری که مورد خیانت قرار گرفته، ناخواسته وارد چنین جریانی می‌‌شود و این رویداد به نحوی غیر مترقبه و ناعادلانه به وی تحمیل می‌‌شود. بنابراین چنین فردی وضعیت به مراتب بدتری خواهد داشت البته اوضاع و احوالی را که همسران متحمل می‌‌شوند، در مجموع چنین شرایطی ارتباط آنان دچار تنش‌ها و ناآرامی‌هایی شده و دل جویی از همسر می‌‌تواند با موانع و دشواری‌هایی توأم شود. همان طور که خاطرنشان شد، پس از گذشت مدت زمانی ‌‌آرامش نسبی میان همسران حاکم می‌‌گردد و در صورتیکه مورد خیانت قرار گرفته مورد دل جویی واقع شود، گره‌های کوری در روابط‌شان مشکلات و آسیب‌های بسیاری ملاحظه می‌‌شود، انگیزه چندانی برای برطرف نمودن مشکلات اضافه شده نمی‌بینند و اقدامی جهت دلجویی از همسر صورت نمی‌پذیرد اما در مجموع تا چنین امری صورت نپذیرد همسران قادر نخواهند بود تا به وضعیتی متعادل و به نسبت سالم بازگردند .

1-8 آثار خیانت:
خیانت به همسر امری است که به واسطه ماهیت آسیب‌زا و مشکل آفرینی که دارد، عوارض نامطلوبی را برای افرادی که به نوعی در آن درگیر می‌‌شوند ایجاد خواهد نمود. البته یکی از ملاک‌هایی که مختل و بیمارگونه بودن یک رفتار به وسیله آن سنجش می‌‌شود، عوارضی است که رفتار مورد نظر می‌‌تواند به همراه داشته باشد. در واقع یک اختلال رفتار را از سوی عوامل مختلفی مثل ملاک‌های آماری، هنجارهای اجتماعی و مشکل آفرینی‌هایی که رفتار مورد نظر برای فرد مبتلا به همراه دارد، می‌‌توان آن رفتار را رفتاری مختل مشکل آفرین و بیمار نامید. البته می‌‌توان گفت خیانت نوعی اختلال و بیماری در رفتار است، زیرا با توجه به عوارض ناهنجار و نامطلوبی که به همراه دارد آسیب‌ها و مشکلات مختلفی را برای هر یک از افراد درگیر ایجاد می‌‌نماید که به قرار زیر است.
1-8-1 آثار خیانت بر روی خود اقدام کننده:
در این بخش آسیب و مشکل آفرینی‌هایی که خیانت برای همسر اقدام کننده به همراه خواهد داشت مورد بررسی قرار خواهد گرفت، عمده‌‌ترین آسیب‌ها و عوارض برای فردی که اقدام به خیانت می‌‌نماید به قرار زیر است:
1- از دست رفتن وجهه و آبرویش نزد همسر، اعضای خانواده و سایرین:
پس از آشکار شدن خیانت همسر اقدام کننده، وجهه و آبرویش نزد همسر، اعضای خانواده و سایرین می‌‌رود
آنچه که مسلم است پس از آشکار شدن خیانت، همسر اقدام کننده نمی‌تواند با اعمالی که انجام داده سربلند و سرافراز نزد همسرش که مورد خیانت قرار گرفته، باشد. بلکه با توجه به اسم آن که خیانت است به عبارتی محبت، توجه، عشق و نیروی جنسی که بایستی صرف همسر می‌‌شده را در مورد فرد دیگری مورد استفاده قرار داده است. چنین اقدام و رفتاری با توجه به اینکه نه تنها رفتاری سالم نبوده بلکه رفتاری ناسالم، بیمارگونه و خیانت آمیز است. و خود همان همسر اقدام کننده نیز نمی‌خواهد و نمی‌پسندد که مورد چنین رفتاری واقع شود. البته در اغلب مواردی که چنین رویدادی در خانواده اتفاق می‌‌افتد، با وجودی که با اعضای خانواده به ویژه همسران تاکید می‌‌شود که موضوع نزد فرزندان و خانواده‌های طرفین پخش نشود همچنان بعضی از اعضای خانواده از آن مطلع می‌‌شوند و همسر اقدام کننده از باب اینکه همسر و سایرین از موضوع آگاه شده‌اند به نوعی شرمنده و خجالت زده می‌‌شوند. بعضی ضررها و آسیب‌ها قابل جبران هستند، اما بعضی از آنها به سادگی نه تنها جبران نمی‌شوند بلکه سالهای متوالی زمان نیاز دارند تا به تدریج بتوانند به حالت عادی و متعادل باز گردد. بنابر این یکی از بزرگترین آسیب‌های خیانت از دست رفتن وجهه و آبروی همسر اقدام کننده پس از آشکار شدن است. علت انکارهای خیلی ساده، سطحی و کودکانه‌ای که پس از کشف انجام می‌‌گیرد به خاطر فاصله گرفتن از آسیب‌ها، اتهام‌ها و عوارض ناشی از آن است.
2- از بین رفتن اعتماد و اطمینان همسر:
از دیگر عوارض نامطلوبی که گریبان همسر اقدام کننده به خیانت را می‌‌گیرد، از دست دادن اعتماد و اطمینانی است که همسر پیش از چنین رویدادی نسبت به او داشته، اما دیگر به او ندارد و حتی اعمال و صحبت‌های صادقانه او نیز مورد شک و تردید قرار خواهد گرفت. ایجاد یک وضعیت توأم با ناباوری و شک و تردید میان این‌گونه همسران هر دو طرف را در وضعیت دشواری قرار می‌‌دهد