تبعید، دادگاه صادر کنندۀ حکم یک نسخه از دادنامه را به دفتر مزبور ارسال خواهد کرد. دادگستری کل استان پس از ثبت اطلاعات مربوط، مراتب را جهت اطلاع به دادگستری شهرستان محل تبعید اعلام می‌دارد. نیروی انتظامی محل تبعید مکلف است به محض اطلاع از خروج غیر مجاز محکوم‌علیه از محل مراتب را سریعاً به دادگستری محل گزارش دهد تا حسب مورد از طریق رئیس دادگستری موضوع به دادگاه صادر کنندۀ حکم اعلام گردد. کسانی که به تبعید محکوم شد‌هاند، چنانچه قبل از پایان مدت محکومیت از محل تبعید خارج شوند، توسط دادگاه صادرکنندۀ حکم بر حسب قوانین جاری نسبت به آنان اقدام خواهد شد.(صادقی،1391).
کسانی که به حکم دادگاه تبعید می‌شوند و پس از اجرای حکم، محکوم به تبعید فراری می‌گردد، مرجع رسیدگی و دادگاه صالح جهت تبدیل تبعید به حبس، دادگاه بدوی است که حکم را صادر نموده و وی را محکوم نموده است.
به منظور حفظ تعادل و توازن در اعزام افراد تبعیدی به شهر‌های مختلف، وزارتخانه‌‌های دادگستری، کشور و اطلاعات تبادل نظر و هماهنگی خواهند نمود. شورای امنیت کشور فهرست شهرستان‌‌هائی را که امکان تبعید محکومان به آنجا میسر نیست را اعلام خواهد کرد. اشتغال محکومان به تبعید به شغل یا حرفۀ معین و مناسب در محل اقامت، مطابق قوانین و مقررات بلامانع می‌باشد.
دادگاه صادر کنندۀ حکم می‌تواند در صورت درخواست محکوم‌علیه و در چارچوب قوانین، بنا به تشخیص و تصمیم خود –در حد ضرورت- به وی مرخصی بدهد. هزینۀ اعزام و اجرای احکام دادگاه‌‌ها از محل اعتبارات قوۀ قضائیه تأمین و بر طبق قوانین و مقررات به نیروی انتظامی پرداخت می‌گردد.(اردبیلی،1388).

نتیجه‌گیری‌
تبعید، یکی از واکنشهای علیه جرم می‌باشد که آزادی تبعیدشده را محدود مـی‌کند. بـا توجه به ریشه «بعد» در این کلمه، تبعید متضمّن دور کردن تبعیدی از موطنش می‌باشد و از‌ آنجا‌ که با‌ نهاد اخراج متفاوت اسـت، در اجـرای آن بـه صرف دور کردن بسنده نمی‌شود، بلکه تبعیدی ملزم به‌ اقامت در مکانی است که در حکم دادگـاه مـشخص مـی‌شود. در‌ واقع‌، تبعید‌ در لغت و در اصطلاح حقوق‌دانان و فقها می‌تواند علی‌رغم برخی اختلاف تعاریف و تعاریف خاص در بـرخی جـرایم مـانند‌ ‌‌محاربه‌ ـ‌که در این مورد تعبیر «نفی من الأرض» آمده است نه تبعیدـ تعبیر‌ به‌ دور‌ کردن و الزام به سکونت در مـحل خـاص شود.
در مورد اقامت اجباری که مترادف با‌ تبعید استفاده می‌شود باید گفت که واژه اقامت اجـباری ریشـه فـقهی نداشته و واژه‌ای‌ جدید است که ریشه‌ در‌ قانون مجازات عمومی سال 1304 دارد. در آن قانون، تبعید و اقامت اجباری بـه لحـاظ شکلی نه ماهوی تفاوتهایی با هم داشتند. در قوانین فعلی نیز این دو تنها تفاوت شـکلی دارنـد‌ و مـترادف با هم به کار می‌روند و تابع دو آیین‌نامه جداگانه بوده و به لحاظ شکلی اندکی با هم تـفاوت دارنـد.
در خصوص ماهیت تبعید باید گفت که هر گاه با اهداف مجازات‌ به‌ کار رود، مـاهیت کیفـری‌اش غـلبه می‌یابد و آنجا که هدف از اعمال آن پیشگیری از جرم باشد و در مقابل مجرمان خطرناک اعمال گردد، ماهیت اقدامات تـأمینی دارد. هـر گـاه مجازات تبعید‌ در‌ شرع برای جرمی مقدّر شده باشد، کیفری حدی است، ولی اگـر مـجازات جرمی واقع شود که در شرع مقدّر نشده، بلکه مجازات آن به حاکم واگذار شده است، کیفری‌ تعزیری‌ اسـت. در قـانون مجازات اسلامی نیز به کیفر تبعید به عنوان کیفری حدی در جرایم زنـا، قـوادی و محاربه تصریح شده است و می‌تواند به عـنوان یکی از تـعزیرات در جـرایمی‌ که‌ حرام‌ شرعی است در نظر گرفته‌ شـود‌.
بـا‌ توجه به موارد یادشده پیشنهاد می‌شود:
1ـ اگر واژه تبعید در ماده 20 ق.م.ا. صرفاً به عنوان مـجازاتی که در فـقه ریشه دارد‌ و برای‌ جرایم‌ شرعی اسـتفاده مـی‌گردد، به کار رود، دیگـر پیشـ‌بینی‌ آنـ‌ به عنوان مجازاتی بازدارنده در این ماده صـحیح نـیست و بهتر است در این موارد از عبارت اقامت اجباری استفاده‌ شود‌. مگر‌ اینکه با تـوجه بـه شدید بودنِ رویکرد آیین‌نامه مربوط به‌ تـبعید، قانون‌گذار با استفاده از کلمـه تـبعید در این مورد در صدد شدت بخشیدن بـه این مـجازات باشد‌. در‌ این‌ صورت بهتر بود قانون موادی را به مجازات تبعید بازدارنده اختصاص‌ مـی‌داد‌؛ زیرا این گـونه فرصتی برای تعیین این مجازات وجـود نـدارد و این امـر مخالف اصل قـانونی بـودن‌ مجازاتهاست‌.
2ـ‌ در مورد ماده 19 ق.م.ا. در جـایی که اقـامت اجباری، کیفری تکمیلی و تعزیری‌ است‌، باید‌ از کلمه تبعید که می‌تواند مجازاتی تعزیری نیز باشد و دارای ریشـه فـقهی است، استفاده‌ می‌شد‌. به‌ نظر مـی‌رسد بـهتر است قـانون‌گذار بـا تـوجه به یکسان بودن تـبعید و اقامت اجباری به‌ لحاظ‌ ماهوی دیدگاه خود را در به کارگیری متفاوت این کلمات مشخص کند تا‌ شـبهات‌ ایجـادشده‌ برطرف گردد. با توجه به اینـکه تـنها تـفاوت تـبعید و اقـامت اجباری در مسائل شـکلی‌ اسـت‌، ظاهراً قانون‌گذار از به کار بردن کلمه تبعید مجازات نسبتاً شدیدتری را با‌ توجه‌ به‌ رویکرد سخت‌گیرانه آیین‌نامه مربوط بـه تـبعید اراده کرده اسـت و جایی که از عبارت اقامت اجباری‌ استفاده‌ می‌کند، دیدگـاه مـلایم‌تری را نـسبت بـه این کیفـر دارد. امـا همان طور‌ که‌ در‌ بالا توضیح داده شد، این نحوه استفاده از واژگان در مواردی مشکل‌آفرین است و پیشنهاد می‌شود‌ که‌ قانون‌گذار‌ صریحاً تفاوت کیفر تبعید با اقامت اجباری را بیان کند. همچنان کهـ‌ طبق‌ تعریفی که یکی از نویسندگان از تبعید نموده است (ر.ک: همین مقاله) این کیفر گاهی به عنوان‌ تتمیم‌ حکم تعزیری یا بازدارنده به کار می‌رود. این عبارت نشان می‌دهد که‌ این‌ نویسنده، تبعید را همان اقامت اجباری دانسته‌ اسـت‌؛ زیرا‌ در مـاده 19 ق.م.ا. آنچه به عنوان کیفری‌ تکمیلی‌ آمده است، اقامت اجباری است نه تبعید، در حالی که وی در صدد‌ تعریف‌ تبعید بوده است. شاید این‌ امر‌ نشانگر این‌ باشد‌ که‌ امروزه حقوق‌دانان هیچ تـفاوتی بـین تبعید‌ و اقامت‌ اجباری نمی‌بینند.
در نتیجه، تبعید گاهی به عنوان مجازات حدّی یا تعزیری‌ (و در‌ جایی که در معنای اقامت اجباری‌ به کار می‌رود به‌ عنوان‌ مجازات تکمیلی بـازدارنده یا تـعزیری‌) و گاه‌ به عنوان اقدامی تـأمینی ـ بـه معنای دور کردن تبعیدی از محل وقوع جرم‌، اقامتگاه‌ و الزام به سکونت او برای‌ مدتی‌ معین‌ در مکانی که‌ دادگاه‌ مشخص می‌کندـ تعیین می‌گردد‌.

فهرست منابع
قرآن کریم
الف : کتاب
1 – فارسی
1-آخوندی ، محمود (1369): آئین دادرسی کیفری ، جلدسوم ، تهران : انتشارات وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی،چاپ دوم.
2-آشوری ، محمد (1387) : آیین دادرسی کیفری ، جلددوم ، تهران : انتشارات سمت.
3-اردبیلی ، محمدعلی (1385) : حقوق جزای عمومی ، جلد اول ، تهران : انتشارات میزان.
4-………………………، (1389) : حقوق جزای عمومی ، جلد دوم ، تهران : انتشارات میزان.
5-انصاری ، قدرت الله (1386) : تعزیرات از دیدگاه فقه و حقوق جزا ، جلد اول ، قم : انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
6-باقرزاده میانجی ، احد (1378) : همکاری های بین المللی در مبارزه با مواد مخدر ، تهران : انتشارات آزا د اسلامی.
7-باهری ، محمد (1389) : نگرشی بر حقوق جزای عمومی ، تهران : انتشارات مجد.
8-پیام ، علی (1385) : حقوق اقتصادی زنان ، کابل : انتشارات حمید.
9-جعفری لنگرودی ، محمدجعفر (1383) : ترمینولوژی حقوق ،تهران : انتشارات گنج دانش.
10-خالقی ، علی (1389) : آیین دادرسی کیفری ،تهران : انتشارات شهر دانش.
11-زراعت ، عباس (1384) : حقوق جزای عمومی تطبیقی ، تهران : انتشارات فکرسازان.
12-…………………، (1389) : شرح قانون مجازات اسلامی ، بخش کلیات (حقوق جزای عمومی) ، تهران : انتشارات ققنوس.
13-سپهوند ، امیرخان (1386) : حقوق کیفری اختصاصی ، جرایم علیه اشخاص ، تهران : انتشارات مجد.
14-سمیعی ، حسن (1333) : حقوق جزا ، تهران : انتشارات چاپخانه شرکت مطبوعات.
15-شامبیاتی ، هوشنگ (1357) : حقوق جزای عمومی ، جلد دوم ، تهران : انتشارات مجد.
16-شمس ناتری ، محمدابراهیم (1378) : بررسی تطبیقی مجازات اعدام ، قم : حوزه علمیه غم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، مرکز انتشارات.
17-صادقی ، محمدهادی (1387) : حقوق جزای اختصاصی ، جرایم علیه اشخاص (صدمات جسمانی) ، تهران : انتشارات میزان.
17-صانعی ، پرویز (1372) : حقوق جزای عمومی (در یک مجلد) ، تهران : انتشارات طرح نو.
18-…………………..، (1382): حقوق جزای عمومی ، جلداول ، تهران : انتشارات گنج دانش.
19-صفاری ، علی (1387) : کیفرشناسی ، تحولات ، مبانی و اجرای کیفر سالب آزادی، تهران : انتشارات جنگل.
20-طباطبایی موتمنی ، منوچهر (1370) : آزادی های عمومی و حقوق بشر ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران.
21-علی آبادی، عبدالحسین (1368): حقوق جنایی ، جلد دوم ، تهران : انتشارات فردوسی.
22-فیض ، علیرضا (1379) : مقارنه و تطبیق در حقوق جزای اسلامی ، تهران : انتشارات وزارت ارشاد.
23-کوشا ، جعفر (1378) : تقریرات درس حقوق جزای اختصاصی (2) ، دوره کارشناسی ارشد ، تهران : دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز.
24-گلدوزیان ، ایرج (1385) : بایسته های حقوق جزای عمومی (1، 2، 3) ، تهران : انتشارات میزان.
25-محمدی ، ابوالحسن (1367) : حدود و تعزیرات ، ترجمه کتابی از مسالک الافهام تالیف شهید ثانی و شرایع الاحکام تالیف محقق حلی ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی.
26-محمدی ، حمید (1378) : ضبط ، مصادره و استرداد اموال ، تهران : انتشارات گنج دانش.
27-معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه (1389) ، آسیب شناسی فقهی قوانین کیفری قانون مجازات اسلامی ، جلد اول ، تهران : انتشارات جنگل.
28-معین ، محمد (1384) : فرهنگ فارسی یک جلدی ، تهران : انتشارات راه رشد.
29-مکارم شیرازی ، ناصر (1383) : تعزیر و گستره آن ، گردآورنده ابوالقاسم علیان نژادی ، قم : انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب.
30-منتظری ، حسینعلی (1371) : مبانی فقهی حکومت اسلامی ، احکام و آداب اداره زندان ها و استخبارات ، جلد چهارم ، ترجمه و تقریر ابوالفضل شکوری ، تهران : انتشارات تفکر.
31-میرمحمدصادقی ، حسین (1389) : حقوق جزای بین الملل ، تهران : انتشارات میزان.
32-…………………..، (1390): حقوق کیفری اختصاصی ، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی ، تهران : انتشارات میزان.
33-…………………….، (1393) : حقوق کیفری اختصاصی ، جرایم علیه اشخاص ، تهران : انتشارات میزان.
34-نوربها ، رضا (1373) : زمینه حقوق جزای عمومی ، تهران : انتشارات دادآفرین.
35-ولیدی ، محمدصالح (1373) : حقوق جزای عمومی ، جلد اول ، تهران : انتشارات سمت.
36-…………………………، (1374) : حقوق جزای عمومی ، جلد سوم ، تهران : انتشارات داد.
37-……………………..، (1385) : حقوق جزای عمومی ، جلد چهارم ، تهران : انتشارات داد.

2-عربی
1-الموسوی الگلپایگانی ، السیدمحمدرضا (1414ه. ق.) : الدرالمنضود فی احکام الحدود ، جلد دوم ، قم : انتشارات دارالقرآن کریم.
2-خویی ، ابوالقاسم (1382) : مبانی تکلمه المنهاج ، ماهیت حقوقی دیه و تحلیل میزان و نوع آن (محمد عارفی مسکونی) ، تهران : انتشارات دانشور.
3-راغب اصفهانی ، حسین بن محمد (1383) : المفردات (ترجمه غلامرضا خسروی حسینی) ، تهران : انتشارات مرتضوی.
4-شهید ثانی ، زین الدین بن علی بن احمد (1380) : تحریر الروضه فی شرح اللمعه (علیرضا امینی و محمدرضا آیتی) ، تهران : انتشارات سمت.
5-……………………………………………………….، (1391): شرح اللمعه ، جلد سیزدهم ، کتاب حدود (ترجمه علی شیروانی) ، قم : انتشارات دارالعلم.
6-……………………………………………………….، (1390): شرح اللمعه ، جلد چهاردهم ، کتاب قصاص و دیات (ترجمه علی شیروانی) ، قم : انتشارات دارالعلم.
7-شهیداول ، شمس الدین محمد بن مکی (1387) : لمعه دمشقیه (ترجمه سید عباس حسینی نیک و ابولفضل احمد زاده) تهران : انتشارات مجد.
8-صاحب جواهر ، محمدحسن بن باقر (1362) : جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام ، جلد چهل و یکم ، بیروت : انتشارات داراحیا و التراث العربی.
9-محقق حلی ، جعفر بن حسن (1408ه. ق.) : شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، جلد دوم ، قم : انتشارات موسسه اسماعیلیان.
10-موسوی خمینی ، روح الله (1384 ه. ق.) : تحریرالوسیله ، جلد 2 ، تهران : انتشارات مکتب علمی اسلامی.
ب : نشریات
1-اردبیلی ، محمدعلی (1375): مسئولیت کیفری ناشی از فعل غیر در حقوق ایران ، تهران ، مجله تحقیقات حقوقی.
2-حاجی ده آبادی ، احمد (1390) : تاملی پیرامون مجازات حبس در نظام حقوقی اسلام ، تهران ، مطالعات فقه و حقوق اسلامی.
3-صدرزاده ، افشار (1383) : سلب مالکیت به سبب منافع عمومی ، تهران ، نشریه دانشکده حقوق.
4-گلدوزیان ، حسین جانی ، ایرج ، بهمن (1384) : اصل شخصی بودن مجازات ، تهران : مجله تحقیقات حقوقی.
5-مالمیر ، محمود (1387) : حبس های کوتاه مدت در نظام کیفری ایران ، تهران ، فصل نامه حقوق ، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی.
ج : پایان نامه
1-تقی خانی ، بهروز (1351) :