دیگری که زن و شوهر با آن روبرو هستند، جدا شدن از خانواده های اصلی آنان و تبادل نظر و توافق بر سر برقراری روابط متفاوتی با والدین، خواهر و برادران خود و فامیل همسر است. روابط سالم در حد مناسب می تواند رضایت زناشویی را افزایش دهد. قطع رابطه با دوستان و خانواده ها نیز می تواند به کاهش رضایت زناشویی منجر شود (همان).
2-7-18- تحصیلات
با افزایش سطح تحصیلات، آگاهی و دانش افراد و نحوه مقابله آنها با مشکلات، به طور گسترده ای متفاوت شده و عملکرد آنها بهتر خواهد شد. اما گاهی اوقات اختلاف سطح تحصیلات در بین زن و مرد ممکن است موجب اختلاف زناشویی شود. چنین به نظر می آید که در صورت اختلاف در مدارج تحصیلی، تفاوت هایی در نحوه ی تفکر و ارزش ها و حتی علایق افراد به وجود می آید. از طرفی بالاتر بودن تحصیلات زن از شوهر نسبت به زمانی که سطح تحصیلات مرد از همسرش بالاتر است، مشکلات بیشتری می تواند در بر داشته باشد. البته این امر بدین معنی نیست که اصلاً نباید زن و مردی که سطح تحصیلات متفاوتی دارند، با هم ازدواج کنند. واقع بینی در ازدواج، از ایده ال نگری اهمیت بیشتری دارد( گاتمن ،ترجمه مصباح،1384).
2-7-19- اعتقادات مذهبی
مذهب یکی از جلوه های لطیف ذهن انسانی است که از سرچشمه های معنوی و الهی تغذیه می کند. به رغم دگرگونی های جوامع جدید صنعتی که گاه در راستای تضعیف حس مذهبی جوانان و استقرار گونه ای خرد گرایی محض و جدایی پدیده های حیاط از ابعاد دینی حرکت کرده اند، تأثیر اعتقادات مذهبی بر کردار جوانان قابل توجه است. ازدواج با افراد ناهمسان از لحاظ مذهبی را می توان نشانه ضعف کنترل های اجتماعی دانست. بر اساس مطالعاتی که بر روی ازدواج های همسان و ناهمسان از لحاظ مذهبی صورت گرفته، معلوم شده است که اکثر ازدواج های ناهمسان از نظر مذهب با شکست روبه رو شده اند. میزان طلاق در این گونه ازدواج ها بیشتر از ازدواج های همسان است. پایبندی های مذهبی زوج می تواند باعث ایجاد اعتماد و احترام مقابل شده و رضایت زناشویی را افزایش می دهد. عدم پایبندی به مسائل مذهبی می تواند بی تعهدی را در رفتار زوج ایجاد کرده و از این طریق، باعث کاهش رضایت زناشویی می شود ( ماهیار،1385).
2-8- رضایت‌مندی زناشویی از دیدگاه اسلام
آیا دینداری به رضایت بیشتر از زندگی زناشویی می انجامد؟ در اکثر پژوهش های صورت گرفته در کشورهای مختلف ، مشاهده می شود میان دینداری و مؤلفه های رضایت مندی زندگی، خشنودی و مؤلفه های روان سالم همبستگی معنادار وجود دارد.تحقیقات نشان داده است افرادی که دست کم یک بار در هفته به کلیسا می روند، از زندگی خود بسیار راضی هستند (هارت،1990). قران کریم با تأکید تمام،اعلام می کند که آرامش روان،فقط در سایه توجه به خداوند امکان پذیر است. علامه طباطبایی(ره) این حصر را بدین گونه تبیین می کند که هم و غم انسان ، دستیابی به سعادت و ایمنی از بدبختی است. انسان در این راه به هر وسیله ای که دسترسی داشته باشد، چنگ می زند،ولی همه این وسایل و اسباب، اگر از یک جهت غالب و توانا باشد،از جهت دیگر مغلوب و نا توانند، جزء خداوند متعالی که توانای مطلق است و ناتوانی در او راه ندارد (آذربایجانی،1390).
دین اسلام با تأکید بر انجام آموزه‌هایی مانند احکام، آداب و رسوم و اخلاقیات، به‌ویژه در بُعد روابط خانوادگی، این مهم را یکی از روش‌های ایجاد سازگاری و رضایت می‌داند که پژوهش‌های گسترده‌ای نیز در‌این‌باره انجام شده است. برای مثال، نتایج تحقیقی که با هدف بررسی رابطه تقیدات مذهبی و سازگاری زناشویی انجام شد، نشان می‌دهد که تقیّدات مذهبی زوجین با سازگاری زناشویی رابطه همبستگی معناداری دارد. میزان رابطه همبستگی تقیّدات مذهبی با سازگاری کلی هفتاد درصد بود که در ابعاد گوناگون سازگاری زناشویی بررسی شد. بیشترین میزان رابطه با بعد توانایی حل تعارض با شصت درصد و کمترین میزان با بعد روابط جنسی سی درصد بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که میزان سازگاری زناشویی در بین زوجینی بیشتر است که تقیّدات مذهبی آنها پس از ازدواج بیشتر شده است. به این معنا که با افزایش تقیّدات مذهبی، میزان سازگاری زناشویی نیز بیشتر می¬شود و این رابطه احتمالاً‌ دو‌جانبه است. به عبارت دیگر، افزایش سازگاری زناشویی نیز موجب افزایش تقیدات مذهبی در بین زوجین می‌شوداسلام برای تنظیم روابط زن و شوهر، برای هر یک از آنها توصیه‌هایی دارد که متناسب با ابعاد روان‌شناختی آنهاست. در کلمات اولیای دین، به دو نکته مهم روان‌شناختی درباره زن اشاره شده است؛ اولین نکته، به تفاوت روانی زن با مرد باز‌می‌گردد. ویژگی‌های روانی و شخصیتی زن، با مرد متفاوت است. بنابراین، مرد نباید بر اساس ویژگی‌هایی که در خود و سایر مردان می‌بیند، زن را بسنجد و انتظار داشته باشد که از لحاظ روانی کاملاً‌ با او هماهنگ باشد. اگر مرد بر‌این شیوه، اصرار ورزد، به شخصیت زن ضربه زده و موجب آسیب روانی او می‌شود( همان). نکته دیگر، توصیف زن در کلمات اولیای دین به ریحانه است. این واژه به لطافت، آسیب‌پذیری، عاطفی و احساسی بودن زن اشاره دارد. در مقابل، صفت قهرمانی از زن نقل شده است. از تقابل این دو کلمه می‌توان برداشت کرد که عناصر زیباشناختی، آرامش‌بخشی و عاطفی، در زن غلبه دارد و کمتر باید از او سخت‌رویی و استواری را انتظار داشت (آرین،1380).
با نگاهی کلی به توصیه‌های اخلاقی اسلام که با هدف کارایی بیشتر خانواده و در نتیجه رضامندی زناشویی مطرح شده است، به مفاهیم زیر دست می‌یابیم:
صداقت‌: صداقت از صفات مؤثر در روابط خانوادگی است که زمینه اعتماد و برقراری رابطه به شمار می‌رود. عدم صداقت در زن یا شوهر، فضای خانواده را به بی‌اعتمادی و بدبینی می‌کشاند و زمینه اختلاف را فراهم می‌سازد(مصلحی،1392). اولیای دین به دلیل تأثیر دروغ‌گو‌یی در تخریب اعتماد در روابط بین‌فردی، بر صداقت و دوری از دروغ و ملاک ایمان مردم را راست‌گویی اعلام می‌کنند‌؛(نحل: 105) راست‌گویی زمینه اعتماد متقابل و در نتیجه، رابطه دوستانه و صمیمی را فراهم می‌کند( همان).
خوش‌بینی: خوش‌بینی به مسائل زندگی و تبیین‌های خوش بینانه از حوادث ناخوشایند، بر توانایی رویارویی با مشکلات تأثیر می‌گذارد. در متون دینی، بر خوش‌بینی به برادران دینی و تفسیر و تعبیر رفتار آنها به بهترین وجه تأکید شده است( آذربایجانی). خوش‌‌‌‌‌‌زبانی: اسلام درباره رابطه کلامی سفارش‌های زیادی به زن و شوهر کرده است. در حدیثی امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «در هر حال با زنان سازش و مدارا کنید؛ با آنها گفتار خوش نشان دهید، باشد که آنان نیز کردار خوش نشان دهند»( همان). همچنین در حدیث دیگری، امام سجاد(ع) می‌فرماید: «گفتار خوش، مال را زیاد و رزق را فراوان می‌کند؛ موجب محبوبیت در خانواده و ورود به بهشت است» (همان).
گذشت و عفو: زن و شوهر ممکن است گاهی درباره یکدیگر مرتکب خطا و اشتباه شوند؛ چه بسا زن در مسئله خانه‌داری، پخت‌و‌پز، توجه به فرزندان و رعایت حق شوهر دچار خطا گردد. مرد نیز ممکن است در رفتار و کردار، اخلاق و روش، کارگردانی منزل و قضاوت در حق زن دچار اشتباه شود؛ اشتباه و خطایی که از هر دو طرف قابل گذشت و اغماض و عفو است. در حدیثی از امام صادق(ع)آمده است که سه چیز از مکرمت‌های دنیا و آخرت است: «گذشت از کسی که بر تو ستم کرده، صله رحم با رحمی که با تو بریده و بردباری نسبت به آن‌که در حق تو به نادانی رفتار کرده است» ( مصلحی،1390).
بر‌اساس آموزه‌های دینی، یکی از مهم‌ترین مسائلی که زمینه آرامش و رضایت از زندگی زناشویی را فراهم می‌سازد پایبندی زوجین به دستورات مذهبی است.خوشبختی زناشویی زمانی تحقق می‌یابد که زن و شوهر ارتباط خوبی با مبدأ داشته و برای معاد خود نیز کار نیک انجام دهند و پایبند به احکام و دستورات الهی باشند، نه اینکه مسائل زندگی آن‌قدر آنها را سرگرم کند که از یاد خداوند غافل شوند (منافقون، 9) و یا به ‌خاطر، خانواده از رعایت وظایف دینی فاصله بگیرند (تمیمی، 1386).پایبندی یا عدم پایبندی به دستورات الهی توسط آن دو، زمینه را برای رضامندی و یا نارضامندی زندگی زناشویی فراهم می‌آورد.زندگی بدون تعارض، در سایه توجه به مسایل معنوی و پرورش اعتقادات مذهبی است. ارزش‌ها به زندگی معنا می‌بخشند و پناهگاهی در اوج بحرانی زندگی، همانند غم و اندوه و فقدان و ماتم، تلقی می‌شوند. اعتقادات مذهبی، زیربنایی برای شکل‌دهی به سبک زندگی مذهبی است. این مسئله موجب می‌گردد تا فرد مسلمان نسبت به پرورش معنویت در خود و نزدیکانش دارای مسئولیت و نقشی ویژه باشد
ارزش‌ها به زندگی معنا می‌بخشند و پناهگاهی در اوج بحران زندگی، همانند غم و اندوه و فقدان و ماتم، تلقی می‌شوند. اعتقادات مذهبی، زیربنایی برای شکل‌دهی به سبک زندگی مذهبی است. این مسئله موجب می‌گردد تا فرد مسلمان نسبت به پرورش معنویت در خود و نزدیکانش دارای مسئولیت و نقشی ویژه باشد. بر اساس آموزه‌های دینی، آن زندگی‌ای شیرین و گواراست که معنویت در آن رشد یابد و زندگی رنگ خدایی به خود گیرد .در مقاله‌ای که به تبیین دین، دینداری و شاخص‌های آن از نگاه علامه طباطبایی می‌پردازد، درباره حد نصاب دینداری اظهار می‌دارد: دینداری، همان ایمان و اعتقاد قلبی همراه با اعمال شایسته و نیکوست و لازمه ایمان، علم و آگاهی است(همان) . بنابراین، علمِ تنها بدون التزام و دلبستگی و اینکه عملی به دنبال نداشته باشد، دینداری نیست. همچنین اعتقاد بدون عمل نیز دینداری نیست و شخص معتقدی را که عملی به جا نیاورد، نمی‌توان دیندار به‌شمار آورد، بلکه از نظر علّامه طباطبائی، اعتقادی که همراه عمل نباشد، در حقیقت اعتقاد و ایمان نیست و تنها علم و آگاهی به حقانیت دین است. عمل تنها نیز ایمان و دینداری به‌شمار نمی‌آید؛ چرا‌که اعمال ظاهری با نفاق و دورویی قابل جمع است. منافق کسی است که اعمال ظاهری را انجام می‌دهد و چه‌بسا از حقانیت اعتقادات اسلام نیز آگاه بوده و حقیقت برایش روشن شده باشد، ولی از آنجا‌که دلبستگی و التزام به آن ندارد، نمی‌توان او را دیندار به‌شمار آورد. خلاصه اینکه، با توجه به مراتب و درجاتی که برای اسلام و ایمان وجود دارد، نخستین مرتبه ایمان را باید حد نصاب دینداری برای فرد و جامعه به‌شمار آورد و آن اعتقاد اجمالی همراه با انجام بیشتر احکام اسلام است (همان).رسول اکرم(ص) می‌فرمایند:
توجه به این مفاهیم و ملاحظه نتایج پژوهش‌های انجام‌شده، نقش تقیدات مذهبی را در رضایت و سازگاری زناشویی مورد تأیید قرار می‌دهد؛ تقیداتی که در این پژوهش‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند عبارتند از: اقامه نماز، روزه، تلاوت قرآن، انجام امر به معروف و نهی از منکر، انجام واجبات دینی از روی علاقه، نوع پوشش، گرایش به مد روز، رعایت حد در پوشش، ارتباط با نامحرم، توجه به مادیات، اعتقاد به پول به‌عنوان حلّال همه مشکلات، اعتماد به مذهب به‌عنوان کلید خوشبختی، میزان توکل به خدا برای حل مشکلات زندگی. بی‌تردید انسان‌های خداشناس و دین‌باور و کسانی که از احکام و شریعت اسلام پیروی می‌کنند، ملاک تدین را به‌عنوان یکی از معیارهای اصلی در انتخاب برای ازدواج مورد توجه قرار می‌دهند؛ پوشش، حجاب و نگاه خود را محافظت می‌کنند (سه عاملی که زمینه انحرافات اخلاقی هستند)؛ همسر خود را به‌عنوان بنده خدا قبول داشته و از ظلم و ستم بر او پرهیز می‌کنند. در روابط خود با همسر، ضمن رعایت اصول بهداشتی با صداقت، عطوفت و مهربانی رفتار می‌کنند و تمام رفتار و کردارشان حتی روابط جنسی با همسر جهت‌گیری الهی دارد. بنابراین، می‌توان انتظار داشت که رضایت زناشویی متأثر از میزان تقیدات مذهبی افراد باشد. بر این اساس، می‌توان میزان پایبندی مذهبی و رشد معنوی افراد را به‌عنوان عامل مهم در میزان سازگاری و رضایت زناشویی معرفی کرد (احمدی،1385).
ماهونی و همکاران با تجزیه و تحلیل مشاهداتشان نشان دادند که جنبه‌های گوناگون عملکرد زناشویی شامل رضایت زناشویی، تعداد برخوردها و خشونت فیزیکی با فعالیت‌ها و اعتقادات مذهبی در ارتباط است، به این صورت که زوج‌های دارای اعتقادات مذهبی بالاتر، رضایت زناشویی بیشتری داشته و برخوردها و خشونت‌های آنان نسبت به هم کمتر است. به همین دلیل، درک ارزش‌های دینی درباره ازدواج برای سلامت رابطه زوجین اهمیت زیادی دارد.( عسگری فر،1380). هانلر و گنچوز نیز معتقدند نگرش مذهبی می‌تواند در ارتباط زناشویی مؤثر باشد؛ زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزش هاست که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متأثر سازند( خدایاری فرد،1386).
2-9- عواملی که سبب می شود دینداری، به رضایت بیشتر از زندگی بیانجامد:
2-9-1- عامل حمایت اجتماعی:
گروهای مذهبی،یکی از منابع عمده حمایت اجتماعی به شمار می روند. شرکت فعال متدینان در فعلیت های اجتماعی و دینی، یک شبکه اجتمتعی قابل اعتماد فراهم می کند که در هنگام مشکلات و ناراحتی ها، به صورت غیر رسمی حمایت لازم را از افراد به عمل می آورند و از دردهای آنان می کاهند.
2-9-2- عامل تقرب به خداوند:
حمایت اجتماعی، یگانه عاملی نیست که سبب می شود دینداری به رضایت بیشتر از زندگی بینجامد. معلوم شده است که « تقرب به خداوند، قطع نظر از حضور در مسجد یا کلیسا، با رضایت و خشنودی از زندگی همبستگی