مدرس استثنایی انجام داد، از آزمون افسردگی بک و اضطراب کتل برای سنجش میزان افسردگی و اضطراب آن­ها استفاده کرد. نتایج محاسبات آماری نشان داد که معلمان زن مدراس عادی نسبت به معلمان زن مدارس استثنایی از افسردگی نسبتاً خفیف­تری برخوردارند.

به نقل از مجله روان­شناسی بالینی درسال 1999 در دو گروه از دانشجویان برزیلی کالج در حد وسیعی مورد مطالعه قرار گرفت (تعداد 845 زن و 235 مرد) مقیاس اندازه­گیری BDI (تست افسردگی بک) بر طبق مشخصات جامعه سنجی و بیان معانی آن از اندازه­های آیتم­های انفرادی آن برای مجموع افراد مورد آزمایش با توجه به جنسیت آن­ها مورد مقایسه قرار گرفتند. نمره­های تست BDI برای زنان درصد بالاتری را نشان می­داد.

ملکی و دیگران (1372) میزان و شدت شیوع افسردگی و اضطراب را در میان دانشجویان رشته­های مختلف علوم پزشکی همدان را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق آن­ها نشان می­دهد که 1/27% از دانشجویان در آزمون افسردگی یک نمره­ای معادل یا بالاتر از 18 داشته­اند. در این تحقیق رابطه برخی متغیرها مثل، وضعیت خانوادگی، مالی و اجتماعی، شغلی، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، رشته و سال تحصیلی، سرابق ابتلاء به بیماری جسمانی و روانی با افسردگی و اضطراب دانشجویان مورد مطالعه قرار گرفته است.

در تحقیقی که توسط فصیحی و مرادی (1384) هدف پژوهش بررسی رابطه میان افسردگی معلمان زن و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان آنان در پایه پنجم دوره ابتدایی با توجه به نقش تعدیل­کننده حمایت اجتماعی است. روش تحقیق تجربی است. جامعه آماری شامل دانش­آموزان سال پنجم ابتدایی شهر اهواز است که از میان آن­ها 120 نفر به شیوه تصادفی چند مرحله­ای برای بررسی انتخاب شده­اند. افزون بر آن، کلیه دانش­آموزان کلاس­های معلمان زن نمونه تحقیق هم در این مطالعه شرکت داشته­اند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش­نامه حمایت اجتماعی (فیلیپس و دیگران، 1986) و مقیاس افسردگی بک بوده است. یافته­ها نشان می­دهد که همبستگی میان پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان و افسردگی در معلمان زن برخوردار از حمایت اجتماعی بالا و پایین به ترتیب برابر با 27 و 34 است که از لحاظ آماری معنی­دار است. همبستگی میان حمایت اجتماعی معلمان زن و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان آنان 66 است.

تحقیق آیلار وفایی (1377) در بین معلمان زن ابتدایی ایرانی نیز حاکی از استرس شغلی بیشتر در زنان نسبت به مردان است. یک تحقیق دیگر که به وسیله رضایی (1368) انجام شده است نشان می­دهد که معلمان زن مرد در مقایسه با زنان بیشتر دچار استرس هستند و مسائل و مشکلات مالی مهمترین منبع استرس میان آنان است.

در پژوهشی که توسط سعیده شکوهی در سال 1386 در دانشگاه پیام­نور سبزوار با عنوان بررسی و مقایسه میزان افسردگی و اضطراب معلمان زن مدارس عادی و استثنایی سبزوار مورد پژوهش قرار گرفت؛ یافته­های این پژوهش بیا­ن­گر این مطلب بود که بین اضطراب و افسردگی معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی شهر سبزوار تفاوت معناداری وجود ندارد.

همچنین در پژوهشی دیگر که در سال 1388 توسط پیام طاهری انجام شد میزان افسردگی و اضطراب دانش­آموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی بررسی و مقایسه شد. نتایج این پژوهش که مربوط به مقطع کارشناسی رشته­ی روان­شنانسی عمومی دانشگاه پیام­نور بود نشان داد که بین میزان افسردگی و اضطراب دانش­آموزان دختر و دانش­آموزان پسر مقطع راهنمایی تفاوت معناداری وجود دارد.

مونا امیری (1389) دانشجوی دانشگاه آزاد شهر گرگان به کمک اساتید راهنمایش پژوهشی انجام داد که در آن سعی بر آن داشته تا تفاوت رفتارهای معلمان زن افسرده و معلمان زن عادی را با هم بررسی کند. نتایج پژوهش وی نشان داد که افراد افسرده و مضطرب در تبیین رویدادهای ناخوشایند به صورت یکسان عمل کرده و این رویدادها را به عوامل کلی و پایدار نسبت می­دهند اما در بعد منبع تفاوتی با افراد عادی ندارند. افراد افسرده نسبت به افراد عادی رویدادهای خوشایند را ناشی از عوامل بیرونی­تر، اختصاصی­تر و ناپایدارتری می­دانند.

مهریان و یوسفی (1385) در پژوهشی با عنوان «فرسودگی شغلی معلمان زن استان لرستان و راه­های مقابله­ای آن» فرسودگی شغلی را در میان این معلمان زن مورد بررسی قرار دادند و به این نتایج رسیدند: 1- معلمان زن استان لرستان دارای فرسودگی شغلی هستند و درصد بالایی از فرسودگی شغلی بالا رنج می­برند 2-معلمان زن نسبت به معلمان مرد از فرسودگی شغلی بالاتری برخوردارند. 3- معلمان زن دارای سابقه خدمت 21 سال و بالاتر نسبت به دیگر معلمان زن فرسودگی شغلی بیشتری را تجربه می کنند. 4- معلمان زن شاغل در دوره ابتدایی میزان فرسودگی شغلی بیشتری نسبت به دیگر دوره­ها دارند. 5- معلمان زن دارای مدرک تحصیلی دیپلم و پایین­تر میزان فرسودگی بالاتری دارند.

اناری (1383) در پایان­نامه کارشناسی­ارشد خود با عنوان «رابطه جو سازمانی با استرس شغلی معلمان زن مدارس متوسطه شهر همدان» به بررسی درباره­ی این موضوع پرداخت. نتایج تحقیق وی نشان داد که بین جو سازمانی و استرس شغلی معلمان زن رابطه معناداری وجود دارد و همچنین رابطه بین شاخص­های جو سازمانی و استرس شغلی معلمان زن معنادار است.

ارشادی (1384) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی بر فرسودگی شغلی معلمان زن مقطع راهنمایی اهواز» به این نتیجه رسید که از جمله عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر احساس فرسودگی شغلی معلمان زن مدارس این شهر می­تواند مشکلات مالی آن­ها باشد. مشکلاتی اعم از حقوق ماهیانه ناکافی، عدم پرداخت به موقع اضافه کاری­ها، عدم دریافت پاداش نقدی در مقابل موفقیت­های شغلی شان و غیره.

2-3-2 پیشینه خارجی

جانستون[67] در یک بررسی در سال 1993، از معلمان زن مقطع ابتدایی و دبیرستان خواست تا از میزان کارهایشان در یک هفته کاری یادداشت روزانه­ای تهیه کنند که در آن روز به فواصل 15 دقیقه­ای تقسیم شده بود. در پایان روز از معلمان زن خواسته می­شد که اگر در طول روز دچار استرس شده­اند، گزارش کنند که چه کاری برای مقابله با آن انجام داده­اند. طی یک هفته کاری، راهبردهای اساسی­ای که معلمان زن گزارش کردند، دریافت حمایت از همکاران در مدرسه بود که آن را در پی صحبت از دلتنگی­هایشان به دست آورده بودند کارکنان ارشدی که معلمان زن را حمایت کرده بودند مورد تشویق خاص قرار گرفتند.

در مطالعه­ای که توسط زونگ[68] در کشور کره در سال 1996 انجام گرفته، نشان­دهنده­ی­ میزانی از افسردگی در بین 953 تن از معلمان زن فیلیپینی، تایوانی و آمریکایی دانشکده می­باشد. از نتایج ارزیابی از افسردگی و اهمیت آکادمیک آن در بین معلمان زن با استفاده از مقیاس­های استاندارد گزارش شده، 930 معلم پرسش­نامه افسردگی بک را کامل کردند و در مورد نحوه سازگاری اجتماعی و شخصی آنان گزارشاتی جمع­آوری گشته و مورد بررسی قرار گرفتند. در این تحقیق مشاهده شد که کاهش فعالیت­های تحقیقی و مشکلات بین فردی در 92% از معلمان زن وجود دارد. در تمامی سطوح افسردگی، اختلالات عاطفی، بی کفایتی، اضطراب و تشویش و بی­علاقگی به محل کار بیشتر شایع بوده است.

پژوهش­ها در زمینه تأثیر تفاوت­های جنسیتی در استرس شغلی نتایج متفاوتی را نشان داده است، چنان که در نظر دو عاملی هرزبرگ، زنان و مردان نظرات مشابهی درباره جنبه­های درونی کار ابراز داشته­اند. این نتیجه با تحقیقات بیشتر در آمریکا و هندوستان تأیید شده است. این یافته­ها حاکی از آن است که تفاوت­های جنسی در نگرش به خصوصیات شغلی، یا کم است یا وجود ندارد. در حالی که برخی تحقیقات، تفاوت قابل­توجهی در نگرش به جنبه­هایی از شغل از جمله حقوق، فرصت­های ارتقاء و پیشرفت شغلی، ارتباطات بین فردی و علایق شغلی یافته­اند. چندین مطالعه نشان داده که مردان بیشتر روی حقوق، فرصت های ارتقاء و پیشرفت شغلی و جنبه های دیگر از کار اهمیت قائلند و زنان بیشتر کیفیت خوب ارتباطات بین فردی را ترجیح می­دهند.

کالبرگ از پژوهش خود روی 36 نفر از معلمان زن سوئدی دریافت که وسعت مدرسه و فضای فیزیکی آن رابطه بسیار زیادی با سلامت روانی معلمان زن دارد.

2-4 جمع­بندی و چهارچوب نظری تحقیق

با مطالعه در مبانی نظری و پیشینه تحقیق و انجام مصاحبه­های اکتشافی و … مشخص شد که زمینه اضطراب و افسردگی نظریه­های متفاوت مطرح شده است از جمله می­توان به نظریه­های آدلر، راجرز، کلی، روتر، کارن هورناکی، گلاسر و فروید، پریس و ارنست میلگارد در زمینه­ی اضطراب اشاره کرد و همچنین می­توان از افرادی مثل میلر، سالیون، جورج کلی، بک، فروید و الکساندر لوئی نام برد که در زمینه­ی افسردگی مباحث و نظریه­های متفاوتی داشته­اند.

مؤلفه­هایی که در این پژوهش به عنوان مؤلفه­هایی از متغیر افسردگی به آن­ها پرداخته شده عبارتند از:

تنش ارگی: عاملی است که نشانگر درجه اضطرابی است که پس از اعمال فشار در فرد به خاطر برآورده شدن نیازهای او بوجود می­آید (کراز، 1988ص149).

گرایش به گنهکاری: احساسی است که منشأ آن تمایل سرشتی فرد به مضطرب بودن است و به معنای اضطراب و افسردگی ای است که فرد پس از انجام کاری به آن مبتلا می­شود (رحیمی،1379ص148).

گرایش به پارانویایی: حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق­العاده و خارج از اندازه­ای که به سلامت جانی و مالی خود می­دهد، خود را شکنجه می­دهد. این گونه افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماوراء طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده­شان را تهدید می­کند و همه در فکر توطئه چینی بر ضد آن­ها هستند (تهرانی،1379ص184).

نیروی من: در تعریف نیروی من می توان این­طور گفت: ظرفیت مهار کردن بلافاصله عوامل استرس­زا و کنار آمدن با تنش­ها به نحوی واقع­گرایانه (رحیمی، 1379ص159).

 

تحول هوشیاری نسبت به خود: این عامل ظاهراً درجه انگیزش برای یکپارچه کردن رفتار فردی است در حول و حوش احساسی از خویشتن که پذیرفته و هشیار است و ضوابطی که از نظر اجتماعی مورد تأیید­اند. فقدان این توحید یافتگی رفتار در حول و حوش مفهوم روشنی ازخود ، یکی از علل عمده گسترش اضطراب است (کراز، 1988 ص149).

نظریه­های افسردگی نظریه­های اضطراب
ملانی کلاین: افسردگی در اثر ترس به وجود می آید. آدلر: اضطراب احساس حقارت است.
کامرون: افسردگی احساس عدم سازگاری در فرد است. راجرز: اضطراب نتیجه ادراک تهدیدآمیز
بیبرینک:  افسردگی ناشی از تعارضات ناخودآگاه بین خود و فراخورد او کلی: اضطراب نتیجه شناخت عدم کافیت
الکساندر لوئی: افسردگی حالت شدید غم و اندوه در فرد است. روتر: اضطراب منکعس­کننده تفاوت و اختلاف بین نیازها
  کارن هورنالی: اضطراب احساس تنهایی و درماندگی
  گلاسر: رفتار غیرمسؤلانه باعث اضطراب می­شود.
  فروید: اضطراب درد روانی است.
  الیس: اضطراب نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی
  پرز: اضطراب در نتیجه رهایی وضعیت موجود و تفکر درباره آینده

 

 

 

 

 

فصل سوم

فرآیند اجرای پژوهش


3-1 مقدمه

در این فصل تلاش پژوهش­گر بر این است تا خواننده را با روش و مراحل انجام کار تحقیقی خود آشنا کند. نوع آزمون و شیوه­ی اجرای آن، همچنین تعداد افراد شرکت کننده و اینکه این افراد از چه جامعه آماری انتخاب شده­اند در این فصل شرح داده می­شود. هر آزمون به صورت جداگانه در بخش ابزار پژوهش معرفی شد و شیوه­ی نمره­گذاری و اعتبار و روایی آن آزمون مشخص شد.

3-2 روش پژوهش

این پژوهش در حیطه پژوهش­های کاربردی و از نوع میدانی است. زیرا نتایج آن فقط به جامعه مورد مطالعه قابل تعمیم می­باشد و از ابزار میدانی برای جمع­آوری داده­ها استفاده شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی است زیرا اندازه متغیرها توسط پژوهش­گر است تغییر نکرده و پژوهش­گر صرفاً میزان افسردگی و اضطراب در معلمان زن مدارس استثنایی و عادی را مقایسه و توصیف کرده است.

3-3 جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه­ی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی دوره ابتدایی ناحیه 4 شهر کرج که تعداد آن­ها برابر آمار و اسناد ناحیه4،  105 نفر معلم استثنایی و 273 نفر معلم عادی است که همگی معلمان زن هستند و در مدارس پسرانه و دخترانه مشغول به کارند.

3-4 نمونه مورد پژوهش

با توجه به جامعه­ی آماری که برابر با 378 نفر و با استفاده از جدول مورگان تعدد نمونه برابر با 190 نفر تعیین می­گردد که برای جلوگیری از هرگونه احتمال تعداد 200نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. روش نمونه­گیری، طبقه ای تصادفی بود.

3-5-1 روش نمونه­گیری

برای انتخاب نمونه پژوهش از روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای یا نسبی استفاده شد. بدین ترتیب که 56 نفر از مدارس استثنایی و 144 معلم از مدارس عادی به­صورت تصادفی انتخاب گردیدند.

 

 

 

جدول 3-1 : توزیع فراوانی نمونه­ی آماری بر حسب رشته تحصیلی

جنسیت مدارس عادی مدارس استثنایی جمع نمونه ها
زن 56 144 200

 

3-6 ابزار اندازه­گیری

ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل :

الف) آزمون اضطراب کتل[69]

ب) آزمون افسردگی بک[70]

می باشد.

3-6-1 معرفی آزمون اضطراب کتل

مقیاس اضطراب کتل براساس پژوهش­های گسترده­ای فراهم شده و احتمالاً مؤثرترین