پیدامی کند.
د) حفظ ابهام از طرف دست اندر کاران سیاست گذاران دولت ها در مفهوم واقعی امنیت تا بتوانند در چنین فضای ابهام آمیز هر گونه اقدامات نظامی،امنیتی و سیاسی خودرا در راستای تامین امنیت توجیه کنند و یا در بعضی مواقع با بزرگ جلوه دادن تهدیدات در صدد بهره برداری های سیاسی خود برآیند. بنا براین عوامل مذکور سبب آن گردیده است که تا یک تعریف کلی از امنیت ارایه نگرددو این عدم درک کلی و یا عدم ارایه تعریف واحد از امنیت تنها درمحدوده دیدگاهای صاحب نظران مسائل امنیتی محصور نمانده بلکه سیاستگذاران امنیتی واحدهای سیاسی نیز از این امر متآثر می باشند.سیاستگذاران مذکور سیاست های امنیتی را نه بر مبنای یک درک کلی از امنیت بلکه به اساس منافع سیاسی،اقتصادی،استراتژی و جغرافیای خود وضع می کنند که در اکثر مواقع این گونه سیاست ها از آنجائیکه با منافع امنیتی واحد های سیاسی دیگر در تصادم قرار می گیرد خود به عامل امنیت زدا در سطح بین المللی تبدیل گردیده و پدیده معمای امنیتی را بوجود می آورد. پدیده معمای امنیتی به این معنی است که افزایش امنیت یک جامعه و یا دولت به طور خودکار باعث کاهش امنیت دولت دیگر می شود.
ولی باوجودی آن مشکلات مذکور سبب آن نگردیده که صاحب نظران مسائل امنیتی درباره این مفهوم ارایه نظر نکنند بلکه هرکدام دیدگاهای خود در این خصوص ارایه کرده،که ما بطور مختصر بعضی ازین نظریات یادآوری می کنیم.
ایان بلانی (Ian Bellany) تعریف ذیل را از امنیت ارایه کرده است: ” امنیت یعنی رهایی نسبی از جنگ”(بوزان ،1378 :ص26 ). طوری که دیده می شود این صاحب نظر، امنیت را در رابطه به جنگ تعریف کرده که این تعریف در شرایط امروزی قابل اما و اگر های جدی می باشد. درست است که امنیت بیشتر در رابطه با جنگ معنی پیدا می کند اما مواریدی نیز وجود دارد است که در آن جنگی اصلا مطرح نیست ولی امنیت خودبه عنوان یک نیاز جدی مطرح است.مانند امنیت غذایی و یا امنیت در مقابل بعضی امراض مهلک و غیر قابل علاج که حیات انسان را حتی در امن ترین جامعه نیز مورد تهدید قرار می دهد.
صاحب نظری دیگری بنام لارونی مارتین (lurene Martin) در خصوص تعریف امنیت می گوید که :” امنیت عبارت از تضمین رفاه آتی می باشد” این تعریف گرچه بر مبنای یک نگرش وسیعتری از امنیت صورت گرفته اما اینکه آیا امنیت بخودی خود بتواند باعث تضمین رفاه گردد جای سوال است.اما در این امر شکی وجود ندارد که امنیت از لازمه های رفا می باشد.
جان ئی.مورز (John E.Morrz) می گوید که امنیت عبارت از رهایی نسبی از تهدیدات زیان بخش می باشد . هم چنان به عقیده آرنولد ولفرز”Arnold Wolfers” امنیت در معنای عینی آن فقدان تهدید نسبت به ارزشهای کسب شده و در معنای ذهنی امنیت عبارت از فقدان هراس از اینکه ارزشهای مزبور مورد حمله قرارگیرد.به همین قسم “دومینیک داوید” نیز تعریف از امنیت ارایه کرده است که به عقید وی امنیت عبارت از:”ایجاد فضایی که درآن فرد یا جمعی خود شان را در وضعیت آسیب پذیر احساس نمی کنند و تهدید متوجه آنها نیست و فقط ابزار رفع تهدید در اختیار آنها قرار می گیرد.چینن فضای امنی را می توان به کمک سیاست های دفاعی و دفاع نظامی ایجاد و یا تقویت کرد( دومینیک،1385: ص 1).هم چنان صاحب نظری دیگری بنام داریوش آشوری تعریف که ازامنیت ارایه کرده قرار ذیل می باشد: امنیت در لغت عبارت از حالت فراغت از هرگونه تهدید یا حمله ویا آمادگی برای رویارویی با هرتهدید و حمله می باشد. که در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت “امنیت فردی” ، “امنیت اجتماعی” ، “امنیت ملی” و ” امنیت بین المللی” به کار برده می شود.
– امنیت فردی: حالتی است که درآن فرد فارغ از از ترس آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند.
– امنیت اجتماعی: نیز حالت فراغت همگانی از تهدید است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا فردی یا گروهی در تمامی یا در بخشی از جامعه پدید آورده.
– امنیت ملی: حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت ،دارایی ،یا خاک خود به سر برد.
امنیت بین المللی: نیز حالتی است که در آن قدرتها در حالت تعادل و بدون دست یازی به قلمرو یکدگر به سر برند ووضع موجد در خطر نیفتد(آشوری ،داریوش،1376: ص 38).
بنا براین تعاریف مندرج در فرهنگ های لغات و تعاریف ارایه شده توسط صاحب نظران در باره مفهوم امنیت بر روی “احساس آزادی از ترس”و “احساس ایمنی” که ناظر بر امنیت مادی و روانی است تاکید دارند .و یا به عباره دیگر امنیت یک پدیده دووجهی می باشد که از یک سو به معنی “ایمنی در مقابل حمله،استواری ونفوذناپذیری،قابلیت اعتمادواطمینان از عدم شکست و یا تسلیم واز سوی دیگر به معنای عدم اضطراب از تشویش و خطر اشاره دارد. نقط ای که به این ارتباط باید یاد آور گردد این است که امنیت به مفهوم جامع و مطلق خود از دایره دستیابی کامل خارج می باشد.بدلیل آنکه مجموعه بزرگی از تهدیدات ، خطرات ، تردیدها بر سرنوشت همه انسانها سایه افکنده است که رفع تمام این تهدیدات و خطرات از توان انسانها خارج می باشد. تلاشهای که از طرف ارگانهای مسئول دولتی و غیر دولتی در راستای تامین امنیت هم صورت می گیردبر این مبنا استوار است که تا سرحد امکان بتوان امنیت را افزایش داد.علاوه برآن در خصوص عدم دست یابی به امنیت کامل ،حقیقی و مطلق بعضی دانشمندان دو دیدگاهی دیگری را مطرح کردند. که دیدگاهی اولی یک نوع دید بدبینانه نسبت به طبیعت بشر دارد یعنی به عقیده پیروان این دیدگاه از آنجائیکه بشر ذاتا جنگ طلب و شرور می باشند واز طرفی هم سازش بین منافع دولتها دور از امکان به نظر می رسد بنا به این دو مسئله است که موانع بزرگ فرا روی تحصیل امنیت کامل به وجود می آورد.
و دیدگاهی دومی بر این نقطه تاکید دارد که ما فقط می توانیم که از امنیت کم و زیاد برخوردار بود به جای آنکه احساس شود حالت امنیت کامل یا عدم کامل وجود دارد. در این دیدگاها واقعیت با هر کدام که باشد نتیجه همان است که دست یابی به امنیت کامل دور از امکان می باشد.در عوض ما می توانیم تصور کنیم که بطور کلی امنیت یک کالای عمومی جهانی می باشد که همه اعضای جامعه چه در سطح فردی و یا سطح دولتی همه سعی می کندبا استفاده از ابزارهای دست داشته خود آنرا بدست بیاورد. بنا ما در بخش دوم این رساله در پی آن هستیم تا دریابم که جهانی شدن به عنوان یک نظام با شعارهای جهانی چه تآثیر می تواند بر امنیت داشته باشد.که این تاثیر را ما در سه سطح به بررسی می گیریم یعنی جهانی شدن وامنیت فردی ، جهانی شدن وا منیت ملی و جهانی شدن وامنیت جهانی .
2-1-3-1 ابعاد امنیت
امنیت دارای دو بعد داخلی و خارجی است که با یکدیگر مرتبط هستند . در بعد داخلی تهدید های آشکار و پنهان در درون مرزها ناامنی بوجود می آورد از قبیل تهدیدات سیاسی ( شورش ، جدایی طلبی ، انقلاب …) ، بحران های اقتصادی ، نظامی ( جنگ داخلی و …) و آشوب های اجتماعی که هر کدام مردم را تحت فشار قرار می دهند. در بعد خارجی نیز امنیت می تواند از ناحیه مسائل سیاسی ، نظامی و اقتصادی ( تحریم های اقتصادی ، تعرفه ها …) تهدید شود.
2-1-3-2 ویژگی های امنیت
1- نسبی بودن امنیت : در جهان امروز دستیابی به امنیت مطلق ناممکن است زیرا قدرت که مبنا ی تحصیل امنیت محسوب می شود ، متغیر ، متفاوت و نسبی است و به تبع آن امنیت حاصل برای دولت ها نیز نسبی می باشد. بنابر این با تغییر میزان قدرت و وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل حتی قوی ترین دولت ها نیز امنیت مطلق ندارند . به طور خلاصه امنیت مطلق دست یافتنی نیست و هیچ نوع نظم اجتماعی نمی تواند همه ی بی ثباتی ها ، خطرها ، ویرانی ها و مرگ را از بین ببرد.
2-ذهنی بودن امنیت : اصولا احساس امنیت یا عدم امنیت یک برداشت یا امر ذهنی است که ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی ، اخلاقی ، فرهنگی مردم و رهبران یک کشور دارد.
3-تجربه ناپذیر بودن امنیت : بدین معنی که امنیت در مقابله کردن با حاکمیت و استقلال یک کشور رابطه ا ی مستقیم دارد . یعنی اگر در شهر یا استانی از یک کشور جنگ داخلی یا ناامنی پدید آید ، نمی توان ادعا کرد چون در دیگر شهرها امنیت به هم نخورده است ، امنیت ملی کامل است.
2-1-3-3 تحول امنیت
آنطوریکه در ابتدا اشاره ای به این موضوع داشتیم که امنیت در زبان انگلیسی از واژه Security که انشعاب یافته از واژه ‌Secure است گرفته شده و در زبان فارسی معادلهایی چون امن، محفوظ، مطمئن، محفوظ داشتن، تامین کردن و … برای آن آورده می‌شود. به طور کلی واژه امنیت عمدتا به نوعی احساس روانی اطلاق می‌گردد که در آن به خاطر مبرا بودن، از ترس، وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل می‌گردد. پدیده‌هایی که ممکن است باعث ترس شده و آرامش و اطیمنان خاطر افراد را مختل سازند، بسیار متعدد و در عین حال پیچیده‌اند. با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات و نیازهای انسانها، متغیرهای جدیدی برای تعریف امنیت وارد عرصه می‌شوند. برای مثال امروزه پدیده‌هایی چون تخریب محیط زیست از مهم‌ترین عوامل بر هم زننده امنیت بشر تلقی می‌شود در حالی که تا صد سال پیش چنین چیزی اصلا متصور نبود.از آغاز دوره نظام وستفالیایی تا دهه‌های اخیر امنیت بین‌المللی عمدتا در قالب امنیت نظامی تعریف می‌گردید، در حالی که امروزه محوریت امنیت نظامی زیر سؤال رفته است و امنیت بین‌المللی در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تعریف می‌گردد. باری بوزان از محققان برجسته مطالعات امنیتی، امنیت اجتماعات بشری را که غالبا در شکل امنیت بین‌المللی تعریف می‌گردد، به پنج مقوله تقسیم نموده است: نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی. به طور خلاصه امنیت نظامی به اثرات متقابل تواناییهایی تهاجمی و دفاعی مسلحانه دولت و نیز برداشت آنها از مقاصد یکدیگر مربوط است؛ امنیت سیاسی بر ثبات سازماندهی دولتها، سیستمهای حکومتی و ایدئولوژیهای ناظر است که به آنها مشروعیت می‌بخشد؛ امنیت اقتصادی یعنی دسترسی به منابع، مالیه و بازارهای لازم برای حفظ سطوح قابل قبولی از رفاه و قدرت دولت؛ امنیت اجتماعی، به قابلیت لازم برای حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی با شرایط قابل قبولی مربوط است؛ و امنیت زیست محیطی نیز بر حفظ محیط زیست بشری به عنوان سیستم پشتیبانی ضروری که تمامی حیات بشری بدان متکی است، ناظر می‌باشد. این پنج بخش جدا از یکدیگر عمل نمی‌کنند، بلکه هر یک از آنها دارای کانون مهمی در دوران مسئله امنیت و روشی برای تنظیم اولویتها بوده و از طریق ارتباطات قوی همگی به همدیگر متصل هستند.بطور خلاصه تغیرات که در مفهوم امنیت از نگاه تاریخی رونما گردیده قرار ذیل می باشند:
1- قبل از 1945 : د راین دوران امنیت جنبه ی نظامی دارد و توصیه ی سیاستمداران و نظامیان در آن دوره این است که دولت ها با داشتن توان نظامی برتر ، امنیت بیشتری به دست آورند. یعنی آمادگی نظامی هدف ایده آل امنیت به حساب می آمده است.
2- از 1945 تا 1990 : مفهوم امنیت گسترده تر شد و دیگر محدود به مسائل نظامی نماند . معنی قدرت از شکل نظامی آن به اشکال اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نیز تعمیم یافت.
3- از 1990 به بعد : در این دوران جهان به مثابه یک دهکده است و مفهوم امنیت در دوره نخست بعد نظامی – سرزمینی یک جانبه دارد و نه مانند دوره ی دوم ابعاد مختلف نظامی اقتصادی سیاسی و اجتماعی یک جانبه ، بلکه به دلیل یکدست شدن جامعه ی جهانی همه ی مسائل به یکدیگر مرتبط و نزدیک می شود که یکی از این مسائل امنیت است . به عبارت دیگر در چنین جهانی ، امنیت یک کشور مساوی با امنیت همه است و برعکس.. یعنی مفهوم امنیت یک مفهوم متقابل مساوی و یکسان برای همه ی دولت ها است .
به نظر می‌رسد پس از اینکه امنیت فردی مورد شناسایی قرار گرفت، افراد برای تحقق و تحکیم امنیت و جایگاه خود ناگزیر از عضویت در اجتماعات یا گروههای مختلف اجتماعی هستند. این سطح از امنیت تحت عنوان امنیت اجتماعی (Societal Security) مورد توجه و بحث قرار می‌گیرد. امنیت اجتماعی، نوع و سطحی از احساس اطمینان خاطر است که جامعه و گروه در آن نقش اساسی دارد.
2-1-4 تفاوت امنیت اجتماعی و تامین اجتماعی
در مقابل مفهوم امنیت اجتماعی که ناظر بر تدارک سلامت افراد جامعه در مقابل اقدامات خشونت آمیز و رفع دغدغه‌های ذهنی (احساس عدم امنیت) شهروندان است، مفهوم تامین اجتماعی((Social Security فقط به نگرانی‌ها و معضلات جامعه در موارد و مواقع خاص می‌پردازد.
بنابراین ناامنی اجتماعی موردنظر این پژوهش عبارت است از مجموعه حرکت های عمدی و تحولات عادی که اطمینان خاطر افراد و انسجام گروه های اجتماعی را مخدوش می‌سازند.
براساس چهار مولفه مذکور می‌توان تصریح نمود که امنیت اجتماعی مفهومی کاملاً متمایز از تامین اجتماعی می‌باشد. مرجع تامین اجتماعی فقط بخشی از افراد جامعه است در حالیکه امنیت اجتماعی، کلیت جامعه را مد نظر دارد که در قالب گروههای مختلف اجتماعی خود نمایی می کنند.
2-1-5 تفاوت امنیت انسانی و امنیت اجتماعی
در مفهوم امنیت انسانی بر مرجعیت فرد تاکید می‌شود و عنصر اساسی مورد نظر در این مفهوم، فرد است نه گروه و حتی جامعه.
2-1-6 تفاوت امنیت اجتماعی و