دهای مختلف سرقت، می­خواهند از جامعه انتقام بگیرند.

 

گفتار سوم- علل اجتماعی اقتصادی سرقت از موسسات بانکی

اهمیت شرایط اجتماعی و اقتصادی در تبیین علل سرقت بر کسی پوشیده نیست ،”لا کسانی ” درباره تاثیر محیط اجتماعی می گوید که اگر نتوان آن را عامل انحصاری شناخت ولی برترین و مهمترین عامل سرقت و دیگر بزهکاری ها است نظراو را میتوان در دو فرمول زیر خلاصه کرد:

  • هرجامعه فقط دارای تبهکاران مخصوص بخود است.
  • محیط اجتماعی به مثابه مزرعه ای ویژه کشت تبهکاری است میکروب قابل کشت درآن ،تبهکار است واهمیت این عنصر فقط آنگاه آشکار می شود که محیط مناسب برای رشد خود بیابد.

برخی از عوامل اجتماعی – افتصادی سرقت را می توان به شرح زیر دانست:

  • فقر مادی: فقر ومحرومیت مادی را شاید بتوان گفت ازمهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است فردی که دچار این آسیب است ازیک سوازلحاظ روانی احساس حقارت ومغبون بودن می کند وازجامعه طلبکار می شود وازسوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت وفقر خود می پندارد نوعی احساس انتقام کشی دراوپرورش می یابد به این ترتیب کوشش اوبرای فقر زدایی چه بسا درمجاری غیر قانونی وضد اجتماعی فتاده به سرقت یا جنایت کشیده شود برای مثال درسالهای اخیر بر اثر رشد تورم وفاصله گرفتن هزینه ها ازدرآمدها ،نرخ سرقت،درجامعه ما رو به تزاید بوده است اکثر این سارقان ازقشر فقیر جامعه بوده،ازدرآمد کمی برخوردارند[84].
  • فقر فرهنگی: روانشناسان اجتماعی جرم وکجرویها را سرپیچی از نجارها،رسمها،سنتها وقوانین جامعه می دانند. رسمها وسنتها وقوانین هرجامعه به عنوان مجموعه ای از ارزشهای فرهنگی آگاهانه یا ناآگاهانه­ای است که از نسلهای قبل به نسلهای بعد منتقل می شود مورد احترام است و تجاوز به آن جرم محسوب می گردد.

فقر فرهنگی نقش اساسی درایجاد جرم دارد دزدان اکثرا بی سوادند وبی سوادان دراثر فقدان امکانات رشد فکری برای پیشرفت وترقی خود ازشیوه های دیگر فرهنگی مثلا ازتوانمندی های جسمی بهره می گیرند”ساترلند”درتبیین علل جرم به عوامل قومی،مهاجرت،ناسازگاریهای برخی ازگروهها وعدم رشد خرده فرهنگها توجه دارد وتبهکاری را مساله ای ناشی از تعارض فرهنگی می شناسد[85].

  • طبقاتی بودن جامعه ونابرابریهای اجتماعی: نظریه تضاد بر پیامدهای شخصی واجتماعی تمرکز ثروت وقدرت دردست عده ای معدود درجامعه تکیه دارد طرفدان این نظریه تا حدی تبیینهای متفاوتی را درباره چرایی بروز نا برابریهای اجتماعی عنوان می کنند “چامبلیس وسیدمن” عقیده دارند که چنین شرایطی در هر جامعه عنوان پیچیده ای که دارای نظام طبقاتی باشد به وجود می آید. “کوئینی “نظام سرمایه داری را منشاء چنین نابرابریهایی می داند.

“کوهن” آسیب شناس اجتماعی پاره فرهنگها را از مشخصه های اصلی جوامع طبقاتی می داند که احتمال کجرویهای اجتماعی را فزونی می بخشند زیرا عواملی چون سرقت دربین برخی از گروههای نوجوان وجوان ممکن است بصورت هنجار درآمده باشد درحالی که همین عمل ازنظر غیر عادی ونا به هنجار تلقی شود.

  • شهر نشینی وزاغه نشینی: گسترش بی رویه شهرها وانبوهی جمعیت هردو ازعوامل جرم زا هستند درشهرها فرد با روابطی دست به گریبان است که غیر شخصی بوده غالبا آنچه را می خواهد دراین گونه روابط نمی یابد وبا مسایلی ناشی ازضعف روابط شخصی یعنی آنچه که بی توجهی نسبت به شناخت واقعی او است مواجه می شود.

افرادی که درمحله های پرجمعیت شهرهای بزرگ زندگی می کنند با شرایط اجتماعی واقتصادی سختی روبرو بوده مشکلات عدیده ای را به دوش می کشند زندگی برای کودکان درچنین شرایطی مانند زندانی است که هیچ راه گریزی بر آن متصور نیست انبوهی وتراکم جمعیت که ازویژگیهای محله ها وزاغه ها است موجب می شود تا فردبتواند درزندگی داخلی وخصوصی خود مسایل ومشکلات شخصی را بروز دهد ناچار آن راازدیگران پنهان می دارد ازاین رو سرقت،فحشاء اعتیاد ودیگر آسیبهای اجتماعی که به طور عجیبی در مکانهای شلوغ وفقیر نشین شهری رواج دارد ازبین نخواهد رفت مگراینکه شرایط وعوامل اقتصادی واجتماعی که موجب پیدایی این مسایل شده دگرگون شود وازبین برود[86].

  • ازهم پاشیدگی خانواده وعدم امنیت عاطفی کودک: آسیب شناسان اجتماعی یکی از عمده ترین علل بزهکاری کودکان را ستیز درخانواده می دانند ومعتقدند جدایی والدین نقش بسیار منفی وویرانگری در شخصیت کودکان دارد وزمینه را برای ارتکاب بزهکاری درآنان فراهم می آورد بیشتر بزهکاران آغاز سرکشی خود را جدایی پدر ومادر ،اختلاف خانوادگی ومتشنج بودن خانواده ذکر کرده اند جای تردیدی نیست که خانواده نقش مهمی را درپایه ریزی شخصیت کودک بر عهده دارد کودک امنیت عاطفی خود را که درشکل ذهنی شخصیت اواهمیت به سزایی دارد در آغوش خانواده به دست می آورد بنابراین هرنوع خدشه ای که به این امنیت عاطفی وارد شود درروند طبیعی شکل گیری شخصیت کودک اختلال ایجاد می کند.

طبیعی است که یک شخصیت دارای اختلال گرایش به بزهکاری دارد تا به یک شخصیت طبیعی وسالم .ازاین رو فردی که دارای اختلال شخصیت است خود را به انواع بزهکاری وازجمله سرقت آلوده سازد.

  • معاشرت با دوستان ناباب: “ساترلند”درنظریه پیوند افتراقی(انتقال فرهنگی) خود می گوید: رفتارمجرمانه مانند هرنوع رفتار دیگری آموختنی است ازاین رو داشتن دوستان ناباب وتاثیر معاشرت با آنها درکشیده شدن فرد به سوی سرقت نقش اساسی دارد به موجب تحقیقی که درایران انجام شده 42 درصد سارقان تحت بررسی دوستان نابابی داشته و75 درصد آنها با چنین دوستانی رفت وآمد زیاد وطولانی داشته اند[87].
  • بیکاری: بیکاری عامل مهم دیگری درایجاد فقر است وفقر نیز از عوامل اصلی سرقت وجرم محسوب می شود بیکاری ازدو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد:

یکی وجود فرصتهای اضافی وخالی بودن اوقات فراغت:وقتی افراد جامعه به ویژه جوانان فرصتهای اضافی داشته باشند واین فرصت ها ازمجرای درست وصحیح نتواند مورد استفاده قرار گیرد طبعا به روشهای غیر اصولی وضد اجتماعی کشیده می شوندموارد بسیاری ازدزدیها یا تبهکاریها که ازروی بی حوصلگی یا برای تنوع وسرگرمی صورت می گیرد نمونه هایی ازاین نوع است.

ودیگر نداشتن درآمد کافی برای گذراندن زندگی: هرفرد بیکارناچارباید به نحوی زندگی خود را بگذراند وبرای این گذراندن باید درآمدی داشته باشد چون کسب چنین درآمدی نمی تواند ازراهها وشیوه های درست وقانونی تامین شود چه بسا فرد به راههای غیر قانونی کشیده شود وازطریق دزدی هزینه گذران زندگی خود را تامین کند.

  • مهاجرت به شهرها واثرات روانی-اجتماعی آن:اثرات هرنوع مهاجرت در دگرگونیهای اجتماعی کم وبیش مشابه است اما ازنظر جرم شناسی مهاجرت روستائیان به شهرها حایز اهمیت خاصی است مهاجرت مشکلات عدیده را درپی دارد جوانان یا خانواده هایی که به انتظار داشتن زندگی بهتر وبا امید یافتن کاری مناسب به شهرهای بزرگ روی می آورند درمشکلات فراوانتری غرق می شوند وچون به خواسته های خود نمی رسند به کارهای خلاف وغیر قانونی کشیده می شوند براساس پژوهشی درایران “مهاجرت”درزندگی 33 درصد سارقان تحت بررسی به صورتهای مختلف نقش داشته است.

اثرات روانی مهاجرت مهمتر ازتاثیر مادی آن است معمولاشهریها به روستاییان به نظر حقارت نگریسته وازلحاظ فرهنگ خود را برتر می دانندودر محافل خود آنان را نمی پذیرند جوانانی که به تنهایی محیط خانواده را رها می سازند وبه امید تحقق بخشیدن به آرزوی خود زادگاه خویش را ترک می کنند غم انگیزترین سرنوشت مهاجران را دارند وظن بروز حالات انحرافی وارتکاب جرایم در آنان بیش ازمهاجران خانوادگی یا گروهی ودسته جمعی است[88].

مبحث چهارم-آثار و پیامد‌های سرقت از موسسات بانکی

امروزه به خاطر پچیدگی روابط اجتماعی و وجود رابطه اجتناب نا پذیر در زندگی شهروندان، سرقت نه تنها که باعث از بین رفتن اموال شخصی افراد می‌شود بلکه به بیش‌تر از آن امنیت جامعه را نیز متزلزل می‌سازد و از طریق دیگر انگیزه کار و تلاش و سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد. سرقت موجب افزایش هزینه‌های تولید می‌شود