ه وجود دارد؟
سؤال چهارم: آیا طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه بین صفات شخصیت (برونگرایی، روان رنجورخویی، پذیرش، سازگاری و وظیفه شناسی) و بهزیستی ذهنی را میانجیگری می کند؟
برای پاسخ به سؤالات پژوهش حاضر، از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. به همین دلیل داده ها با هدف آزمون چگونگی برازش مدل مفهومی پژوهش (شکل 4-1)، با داده های گردآوری شده ادامه یافت.

شکل 4-1: مدل مفهومی پژوهش

همچنان که در شکل 4-1 دیده می شود، در مدل مفهومی پژوهش حاضر متغیرهای مشاهده شده صفات شخصیت (برونگرایی، روان رنجورخویی، سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی)، متغیر مکنون طرحواره های ناسازگار اولیه (گسیختگی، خودمختاری آسیب دیده و حریم های آسیب دیده)، در قالب یک متغیر مکنون بهزیستی ذهنی (رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و عاطفه منفی) را پیش بینی می کند. همچنین، شکل 4-1 نشان می دهد که دو متغیر بهزیستی ذهنی و طرحواره های ناسازگار اولیه به واسطه نشانگرهای خود سنجیده می شوند. به همین دلیل و بر اساس اصول تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری، لازم بود تا پیش از آزمون مدل ساختاری پژوهش، مدل اندازه گیری مورد ارزیابی قرار گیرد. بدین معنا که قبل از آزمون مدل ساختاری، لازم بود تا با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مشخص شود، نشانگرهای طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی ذهنی تا چه اندازه از توان لازم برای اندازه گیری متغیرهای مکنون متناسب با خود برخوردارند.

آزمون مدل اندازه گیری پژوهش
مدل اندازه گیری پژوهش حاضر را دو متغیر مکنون طرحواره های ناسازگاراولیه و بهزیستی ذهنی تشکیل می دهند و چنین فرض شده است که متغیر مکنون طرحواره های ناسازگاراولیه به وسیله سه نشانگر گسیختگی ، خودمختاری آسیب دیده و حریم های آسیب دیده و متغیر مکنون بهزیستی ذهنی به وسیله رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و عاطفه منفی سنجیده می شوند. به منظور آزمون مدل اندازه گیری پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار AMOS 6.0 و برآورد بیشینه احتمال (ML) انجام شد، بررسی شاخص های برازندگی بدست آمده نشان داد که مدل داده ها برازش ندارد. (52/26 = (8, df= 370(X2(N=
با توجه به این که شاخص کای اسکوئر شدید تحت تأثیر حجم نمونه قرار دارد، بنابراین دیگر شاخص های برازندگی مورد بررسی قرار گرفت. (079/0 RMSEA = , 938/0 AGFI = , 976/0 GFI = ,965/0 CFI =)
ارزیابی شاخص های برازندگی دیگر نشان داد که مدل با داده های گرد آوری شده برازش مطلوب دارد. با وجود این ارزیابی شاخص¬های اصلاح شده نشان داد که با ایجاد یک کوواریانس بین خطاهای مربوط عاطفه مثبت و رضایت از زندگی شاخص مجذورکای تقریباً 12 واحد کاهش خواهد یافت. جدول 4-8 شاخص¬های برازندگی مدل اولیه و اصلاح شده اندازه¬گیری در تحلیل عاملی تأییدی را نشان می¬دهد.

جدول4-8: شاخص های برازندگی مدل اولیه و اصلاح شده اندازه‌گیری
شاخص ‌های برازندگی 2 /df2 RMSEA GFI AGFI CFI
مدل اولیه 52/26 13/3 079/0 976/0 938/0 965/0
مدل اصلاح شده 1 35/14 05/2 053/0 988/0 963/0 986/0
نقاط برش قابل قبول
(میرز و همکاران ..، 2006) 05/0

08/0 95 90/0 95/0

براساس جدول فوق همانطور که در شکل 4-2 دیده می شود با ایجاد یک کوواریانس بین خطاهای مربوط عاطفه مثبت و رضایت از زندگی مدل اصلاح شد و در نهایت شاخص¬های برازندگی حاصل شد که نشان داد متغیرهای مکنون بهزیستی¬ذهنی و طرحواره های ناسازگار اولیه به صورت قابل قبولی متغیرهای مکنون مرتبط با خود را می¬سنجند. جدول 4-9 برآورد پارامتر استاندارد نشده ، پارامتر استاندارد شده ، خطای استاندارد و نسبت بحرانی را برای هر یک از نشانگرهای طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی ذهنی نشان می¬دهد.

جدول 4-9: پارامترهای مدل اندازه گیری در تحلیل عاملی تأییدی
متغیرهای مکنون- نشان¬گر برآورد پارامترb پارامتراستاندارد B خطای استاندارد نسبت بحرانی
طرحواره-حریم های آسیب دیده 691/0 478/0 055/0 **66/12
طرحواره- خودمختاری آسیب دیده 63/2 688/0 321/0 **19/8
طرحواره- گسیختگی 42/3 893/0 430/0 **95/7
بهزیستی ذهنی –عاطفه مثبت 711/0 674/0 105/0 **77/6
بهزیستی ذهنی –عاطفه منفی 590/0 713/0 061/0 **67/9
بهزیستی ذهنی – رضایت از زندگی 310/0 726/0 037/0 **46/8
01/0 P** ، 05/0 P*

براساس جدول فوق همه بارهای عاملی استاندارد بزرگتر یا تقریبا برابر با 47/0 هستند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که طبق دیدگاه تاباچینک و فیدل (2001؛ به نقل از کلاین ، 2005) بارهای عاملی بزرگتر از 47/0 خوب و مناسب محسوب می¬شود. بنابراین براساس نتایج جدول 4-9 می¬توان گفت نشانگرها در اندازه¬گیری متغیرهای مکنون مرتبط با خود، از توان قابل قبولی برخوردارند. شکل 4-2 مدل اندازه¬گیری پژوهش و پارامتر های آن با استفاده از داده¬های استاندارد را نشان می¬دهد.

شکل 4-2 : مدل اندازه گیری پژوهش و پارامتر های آن با استفاده از داده های استاندارد.

آزمون مدل ساختاری
پس از اطمینان از توان نشانگرها در اندازه¬گیری دو متغیر مکنون بهزیستی¬ذهنی و طرحواره ناسازگار اولیه، مدل ساختاری پژوهش با استفاده از روش مدل¬یابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. بررسی شاخص¬های برازندگی نشان داد که منطبق بر انتظار، مجذورکای بدست آمده نشان از عدم برازش مدل با داده‌ها دارد. اما به دلیل حساست بالای شاخص مجذرکای به حجم نمونه بالا، دیگر شاخص¬های براندگی مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد مدل با داده¬ها برازش مطلوبی ندارد.
) 53/106 = X2 , 905/0 CFI= , 952/0 GFI= , 882/0 AGFI= , 89/0 (RMSEA=
به همین دلیل در مدل ساختاری روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت و ملاحظه شد که عامل وظیفه شناسی نه با بهزیستی ذهنی و نه با طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه معناداری ندارد. به همین دلیل پس از حذف متغیر مشاهده شده عامل وظیفه شناسی شخصیت بار دیگر شاخص های برازش مدل ساختاری مورد ارزیابی قرار گرفت. (32/80 X2= , 926/0CFI= , 961/0 GFI= , 903/0 AGFI= , 079/0= (RMSEA

جدول 4-10: ضرایب مسیر کل، مستقیم و غیر مستقیم بین صفات شخصیت، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی ذهنی
اثر کل اثر مستقیم اثر غیرمستقیم
مسیرها پارامتراستاندارد B خطای استاندارد پارامتراستاندارد B خطای استاندارد پارامتراستاندارد B خطای استاندارد
روان¬رنجورخویی – بهزیستی **443/0- 038/0 **350/0- 058/0 **093/0- 030/0
برونگرایی – بهزیستی **322/0 039/0 **264/0 060/0 **058/0 022/0
گشودگی – بهزیستی 091/0 043/0 *107/0 058/0 016/0- 020/0
سازگاری – بهزیستی 029/0 042/0 046/0- 046/0- **075/0 024/0
روان¬رنجورخویی – طرحواره **267/0 048/0 – – – –
برونگرایی – طرحواره **166/0- 049/0 – – – –
گشودگی – طرحواره 046/0 043/0 – – – –
سازگاری – طرحواره **215/0- 057/0 – – – –
طرحواره- بهزیستی **347/0- 067/0 – – – –

جدول 4-10 نشان می¬دهد ضریب مسیر کل( مجموع اثرات مستقیم و غیر مستقیم) بین عامل روان¬ رنجورخویی و بهزیستی¬ذهنی منفی و در سطح 01/0 معنادار است( 01/0 P، 443/0 – = β). ضریب مسیر کل بین عامل برون¬گرایی و بهزیستی¬ذهنی مثبت و در سطح 01/0 معنادار است (01/0 P، 322/0 – = β). ضریب مسیر کل بین عامل گشودگی و بهزیستی¬ذهنی مثبت و در سطح 05/0 غیر معنادار است (05/0 P،091/0 – = β) وضریب مسیر کل بین عامل سازگاری و بهزیستی¬ذهنی مثبت و درسطح 05/0 غیرمعنادار است. (05/0 P، 029/0 – = β).
براساس جدول 4-10 ضریب مسیر ضریب مسیر کل( مجموع اثرات مستقیم و غیر مستقیم) بین عامل روان رنجورخویی و طرحواره مثبت و در سطح 01/0 معنادار است ( 01/0 P، 267/0 – = β)، ضریب مسیر کل بین عامل برون¬گرایی و طرحواره منفی و در سطح 01/0 معنادار است(01/0 P، 166/0 – = β) ضریب مسیر کل بین عامل گشودگی و طرحواره مثبت و در سطح 05/0 غیر معنادار است (05/0 P، 046/0 – = β) و ضریب مسیر کل بین عامل سازگاری و طرحواره منفی و در سطح 01/0 و در نهایت ضریب مسیر بین طرحواره و بهزیستی ذهنی منفی و (01/0 P ، 215/0 (β= – معنادار است.
همچنین جدول4- 10 نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه بین روان رنجورخویی و بهزیستی ذهنی را به صورت منفی و معنادار(01/0 P ، 093/0 (β= – رابطه بین برونگرایی و بهزیستی ذهنی(01/0 P ، 058 /0 (β= و رابطه بین سازگاری و بهزیستی ذهنی (01/0 P ، 075/0 (β= را به صورت مثبت و معنادار میانجیگری می کند. شکل 4-3 روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش را نشان می دهد.

شکل 4-3 روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش

لازم به توضیح است که مجذور همبستگی های چند گانه برای متغیر بهزیستی ذهنی 472/0 بود که نشان می دهد متغیرهای صفات شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه در کل 2/47 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کند. همچنین مجذور همبستگی های چند گانه برای متغیر طرحواره های ناسازگار اولیه 179/0 بود که نشان می دهد متغیرهای صفات شخصیت تقریبا 18 درصد از واریانس طرحواره های ناسازگار اولیه را تبیین می کند.

براساس یافته های فوق می توان به سوالات پژوهش جواب داد:
سؤال اول: آیا بین صفات شخصیت (گشودگی، سازگاری، وظیفه شناسی، برون گرایی و روان رنجورخویی) و بهزیستی ذهنی رابطه وجود دارد؟
بین عامل های شخصیت برونگرایی به صورت مثبت و معنادار و روان رنجورخویی به صورت منفی و معنادار با بهزیستی ذهنی رابطه دارندو آن را پیش بینی می کند. و سه عامل دیگر (گشودگی، سازگاری، وظیفه شناسی) با بهزیستی ذهنی رابطه معنادار ندارند.
سؤال دوم: آیا بین طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی ذهنی رابطه معنادار وجود دارد؟
براساس نتایج جدول 4-10 طرحواره های ناسازگار اولیه با بهزیستی ذهنی رابطه منفی و معنادار دارد و آن را پیش بینی می کند.
سؤال سوم: آیا بین صفات شخصیت (گشودگی، سازگاری، وظیفه شناسی، برون گرایی و روان رنجورخویی) و طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه وجود دارد؟
در پاسخ به سوال سوم یافته های جدول 4-10 نشان می دهد که از بین عامل های شخصیت عامل های گشودگی و وظیفه شناسی با طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه معنادار ندارد و عامل روان رنجورخویی به صورت مثبت و معنادار و برونگرایی و سازگاری به صورت منفی و معنادار با طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه دارد و آن را پیش بینی می کند.
سؤال چهارم: آیا طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه بین صفات شخصیت (برونگرایی، روان رنجورخویی، گشودگی، سازگاری و وظیفه شناسی) و بهزیستی ذهنی را میانجیگری می کند؟
در پاسخ به سوال چهارم یافته های جدول 4-10 نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه بین عامل روان رنجورخویی و بهزیستی ذهنی را به صورت منفی و معنادار، میانجیگری می کند، رابطه بین عامل برونگرایی و بهزیستی ذهنی را به صورت مثبت و معنادار و رابطه بین عامل سازگاری و بهزیستی را به صورت مثبت و معنادار میانجیگری می کند.

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

مقدمه
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گر طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی می باشد که در این فصل تلاش می شود تا به تبیین تحلیل داده هایی که در فصل چهارم مورد بررسی قرار گرفت، پرداخته شود. سپس محدودیت های پژوهش و در نهایت، با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی مورد بحث قرار می گیرد.
تبیین نتایج پژوهش
سؤال اول : آیا بین صفات شخصیت ” پذیرش، سازگاری، وظیفه شناسی، برون گرایی، روان رنجورخویی ” و بهزیستی ذهنی رابطه وجود دارد؟
ضرایب مسیر کل در پژوهش حاضر نشان داد، عامل برونگرایی به صورت مثبت و معنادار وعامل روان رنجورخویی به صورت منفی و معنادار بهزیستی ذهنی را پیش بینی می کنند. بنابراین، به نظر می رسد برونگرایی، بهزیستی ذهنی را به شکل مثبت تحت تأثیر قرار می دهد زیرا با هیجان مثبت مرتبط است و بیشتر با عاطفه مثبت واکنش نشان می دهد، در حالی که روان رنجورخویی، رابطه قوی با هیجانات منفی دارد و بیشتر با عاطفه منفی واکنش نشان می دهد (راستینگ و لارسن، 1997؛ لوکاس و فوجیتا، 2000؛ نقل از لارسن و اید، 2008؛ گارسیا و ارلندسون، 2011).
این یافته ها، همسو با سایر پژوهش هایی است که نقش صفات شخصیت را در پیش بینی بهزیستی ذهنی مورد بررسی قرار داده اند. پژوهش های (دنیو و کوپر، 1998؛ فارنهام و چنج، 1999؛ دینر، 2000؛ ویترسو، 2001 ؛ هیز و جوزفه، 2003؛ لارسن و اید، 2008؛ استیل، اسمیت وشولتز، 2008؛ لوکاس و دینر، 2008؛ مالکوک، 2011؛ گارسیا و ارلندسون، 2011؛ لامرز و همکاران، 2012؛ رومرو و همکاران، 2012) از نظریه کاستا و مک کرا (1980) حمایت می کنند و معتقدند پنج عامل شخصیت که ماهیّتی بیولوژیک دارند عنصر کلیدی برای تبیین بهزیستی ذهنی به شمار می روند. از میان پنج عامل، بیش از همه، ویژگی های روان رنجورخویی و برونگرایی،