رحمه، فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب الیم [بقره/ ۱۷۸] ای کسانی که ایمان آورده‌اید درباره کشتگان، بر شما حق قصاص مقرر شده است: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر کس که از جانب برادر دینی‌اش یعنی ولیّ مقتول، چیزی در حق قصاص به او گذشت شود، باید از گذشت ولیّ مقتول به‌طور پسندیده پیروی کند و با رعایت احسان، خون‌بها را به او بپردازد. این حکم تخفیف و رحمتی از پروردگار شماست، پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وی را عذابی دردناک است
2-( محمدیان، علیرضا، قصاص در حقوق کیفری ایران، تهران، انتشارات خط سوم، 1382، بدون نوبت چاپ):
قصاص در لغت فارسی به معنای مجازات، عقاب، سزا، جبران، تلافی و رفتار با فاعل مثل آنچه او مرتکب شده، یا معامله به مثل آمده است. در لغت عرب قصاص اسم مصدر از ریشه “قص یقص” به معنای پیگیری نمودن نشانه و اثر چیزی است. در فرهنگ المنجد آمده است: «القصاص، الجزاء علی الذنب، ان یفعل بالفاعل مثل ما فعل؛ یعنی قصاص، کیفر گناه را گویند، با مرتکب جنایت آن شود که با دیگری کرده است.» طریحی در مجمع البحرین در رابطه با لغت قصاص گفته است: «القصاص بالکسر اسم لاستیفاء و المجازاه قبل الجنایه من قتل او قطع او ضرب أو جرح و أصله اقتفاء الاثر فکان المقتص یتبع أثر الجانی فیفعل مثل فعله»؛ یعنی گرفتن حق و کیفر دادن جنایتکار را در برابر قتل یا بریدن یا ضرب‌وجرح، قصاص گویند. اصل این کلمه از ردیابی و پیگیری است، مثل این است که قصاص کننده جنایتکار را تعقیب کرده و او را به کیفر پاداش می‌رساند. در اصطلاح فقهی، قصاص پیگیری و دنبال نمودن اثر جنایت است. به گونه ای که قصاص کننده عین عمل جانی را نسبت به او انجام دهد. به‌عبارت‌دیگر، قصاص انجام عملی مثل عملی است که فاعل آن انجام داده است
3-( محسنی، ارسلان، پایان نامه مطالعه تطبیقی قصاص در حقوق جزای ایران و فرانسه, به راهنمایی: ایرج گلدوزیان، دانشگاه تهران):
فقهای شیعه راجع به نحوه قصاص مرد در قبال کشتن زن اتفاق نظر دارند، بدین صورت که قصاص مرد در صورت قتل زن مشروط به پرداخت نصف دیه به بستگان مرد است و هیچ قول مخالفی از ایشان در این زمینه نقل نشده است.در کلمات فقهاء از شیخ صدوق در مقنع، شیخ مفید در مقنعه، سیدمرتضی در انتصار و ابوالصلاح حَلَبی در کافی، شیخ طوسی در نهایه و خلاف و سایر فقهای متقدم تا علامه حلی که منتهای سلسله متقدمین است و نیز در بین متأخرین از شهیدین تا صاحب جواهر اعتقاد بر این است که قصاص مرد در ازای کشتن زن منوط به پرداخت فاضل دیه است که بدلیل جلوگیری از تطویل بحث از ذکر اصل کلمات خودداری می شود اما دلایل شیعه،عمده دلایل فقهای شیعه مبنی بر پرداخت نیمی از دیه در موردی که مردی در قبال کشتن زنی قصاص می شود، روایات مستند متعدد و اجماع فقهاست و در این مورد کمتر به قرآن استناد شده است ولی به لحاظ اینکه فقهای اهل سنت برای اثبات نظر خویش که عدم لزوم پرداخت دیه است به قرآن استناد کرده اند.
4-( احتشامی، هادی، «عفو در نظام حقوق کیفری ایران»، پایان نامه فوق لیسانس ، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۳):
در قانون الواح دوازده گانه روم که به قولی اولین قانون مدون و مکتوب است مجازات قصاص برای بعضی از جرائم علیه افراد مانند بریدن عضوی از اعضای بدن انسان، شکستن استخوان‌ها و قتل نفس، مورد قبول و پذیریش قرار گرفته است. در مجموعه قوانین حمورابی نیز اصل معروف «چشم به جای چشم و دندان به جای دندان» مورد تاکید است. به‌موجب قانون مذکور قتل عمدی مشروط بر این که قاتل و مقتول از لحاظ طبقه اجتماعی با یکدیگر هم‌پایه و هم رتبه بوده یا این که قاتل از طبقه اجتماعی پست‌تر و مقتول از طبقه اجتماعی بالاتر به حساب آید موجب قصاص بوده است. به عبارت دیگر، هم‌کفو بودن طرفین از شرایط قصاص به حساب می‌آمد. در رابطه با صدمات وارد بر اعضا مانند جراحات و شکستن عضو نیز تحت شرایطی در قانون مذکور مجازات قصاص تعیین گردیده بود. به موجب مواد ۱۹۶ و ۱۹۷ مجموعه قوانین حمورابی، اگر کسی چشم کسی را بیرون آورد، در عوض چشم او را بیرون می‌آورند، اگر کسی استخوان دیگری را شکست آنان (قضات) استخوان او را می‌شکنند. ماده ۲۰۰ قانون مزبور در مورد شکستن دندان صریحاً یادآور می‌شود که «اگر کسی دندان دیگری را که با او هم‌پایه و هم‌رتبه است بشکند، قضات باید همان دندان او را بشکنند.
5-(آقاوردی،‌ علی، «موانع قصاص نفس در شریعت اسلام» پایان نامه ، دانشگاه شهید بهشتی، سال تحصیلی ۷۰):
قصاص اصطلاحی فقهی و به معنای مجازات مجرم، به تناسب جرم، است. بشر در زمان‌های قدیم برای مجازات مجرمان حدی قائل نبود و ارتکاب جرم ناچیزی کافی بود تا در حق مجرم، مجازات نامحدودی اعمال شود. در شرایع الهی و ادیان آسمانی، قانون قصاص وضع شد که به موجب آن مجازات مجرم متناسب با جرم انجام شده مقرر گردید. اصل قانون قصاص موجب بازدارندگی از وقوع جرم می‌شود، چرا که اگر کسی بداند در مقابل هر جرمی که مرتکب شود، قصاص خواهد داشت، از ارتکاب جرم دوری می‌کند. به همین دلیل قرآن کریم می‌فرماید: «ولکم فی القصاص حیره یا اولی الالباب [بقره/ ۱۷۹] ای صاحبان خرد، قصاص برای شما موجب حیات و زندگی است.
6-سوالات تحقیق
1-اگر مسلمانی ،فرد غیر مسلمانی را بکشد قصاص می شود؟
2-آیا کیفر قصاص از دیدگاه فقها و حقوق دانان متناسب با جرم می باشد یا خیر؟
3-دین در اجرای کیفر قصاص چه تاثیری دارد؟
4-قانون گذار در قانون مجازات 1392 چه تغییراتی را در بحث قصاص غیر مسلمانان به وجود آورده است؟

7-فرضیات تحقیق
1- به نظر می رسد اگر مسلمانی ،فرد غیر مسلمانی را بکشد قصاص نمی شود.
2- به نظر می رسد کیفر قصاص از دیدگاه فقها و حقوق دانان متناسب با جرم می باشد.
3- به نظر می رسد دین در اجرای کیفر قصاص تاثیر مستقیم دارد.
4- به نظر می رسد در قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲، بر خلاف قانون پیشین با تفصیل بیشتری به احکام و جزئیات جنایت‌های ارتکابی میان مسلمانان و غیرمسلمانان پرداخته شده و علاوه بر کلیات، بالغ بر ۱۰ ماده به این امر اختصاص یافته است،در حالیکه در قانون مجازات قبل چنین نبوده است.
8-روش تحقیق
روشی که برای این تحقیق به کار گرفته شده است روش توصیفی–تحلیلی است. برای این منظور از ابزارهایی استفاده خواهد شد، از جمله، استفاده از منابع موجود در کتابخانه ها و بانک های اطلاعاتی. پس ازجمع آوری منابع و فیش برداری از آن ها، به تشریح و تحلیل مطالب، شناسایی معضلات مربوطه و راه های احتمالی پاسخگویی به آن ها، پرداخته خواهد شد. این پژوهش اساسا با استفاده از آخرین و جدیدترین مقالات وکتاب ها و اسناد حقوقی و هم چنین منابع معتبر الکترونیکی انجام خواهد شد.روش تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش تحلیلی استنباطی است.
9-موانع تحقیق
-هزینه ی بالا و زمان بر بودن انجام تحقیق
-تغییرات عمده و اساسی در قانون مجازات 1392

فصل دوم-ادبیات و پیشینه تحقیق

بخش اول-مفهوم شناسی تحقیق
مبحث اول-تعریف قصاص
گفتار اول-تعریف قصاص در لغت
یکی از موارد حقوق کیفری در اسلام، قصاص است. قصاص در لغت به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است. قصاص مصدر«قاصّ یقاص»است. «قص اَثَرهُ» یعنی از او پیروی کرده است. شخص نقال و قصه گو را «قصاص» می گویند، چون از آثار و حکایت پیشینیان،پیروی و آن ها را برای آیندگان بازگو می کند.
گفتار دوم-تعریف قصاص در اصطلاح
در اصطلاح،«پی گیری نمودن و دنبال نمودن اثر جنایت است به گونه‌ای که قصاص کننده همان جنایتی که جانی بر او وارده ساخته است بر خود او وارد نماید»
در اصطلاح فقها نیز شبیه معنای لغوی قصاص مورد عنایت قرار گرفته است:
قصاص عنوانی است که برای انجام دادن مثل جنایت ارتکاب یافته، نظیر قتل، قطع، ضرب و یا جرح به کار می رود و ریشه ی آن پیروی کردن از اثر است؛ چون قصاص کننده اثر جنایتکار را پیروی می کند و کاری مانند کار او انجام می دهد.
مبحث دوم-تعریف دیه
گفتار اول- تعریف دیه در لغت
دیه از ریشه ی کلمه «ودی» به معنای راندن و رد کردن است. از لحاظ فقهی فقهای امامیه تعاریف مختلفی از دیه دارندکه به لحاظ اختصار به ذکر نمونه ای از این تعاریف می پردازیم، البته ذکر این نکته نیز ضروری است که اکثر فقهای امامیه، و به خصوص متقدمانی مثل شهید اول و شهید ثانی تعریفی برای دیه ذکر نکرده اند و فقط به ذکر مصادیق آن پرداختند اما بعضی ازفقهای عظام متأ خر شیعه تعاریفی در خصوص دیه ارائه کرده اند که ما فقط به ذکرتعریف امام خمینی و حضرت آیه الله العظمی خویی بسنده خواهیم کرد. امام خمینی در خصوص دیه اظهارمی دارند: «دیه مالی است که به سبب جنایت برنفس یا عضو واجب می شود و فرق نمی کند که از طرف شارع میزان آن معین شده باشد یا معین نشده باشد، و گاهی دیه فقط بر آن چه معین شده اطلاق می گردد و آن چه را که معین نشده است ارش یا حکومت می نامند…».
گفتاردوم- تعریف دیه دراصطلاح
آیت الله العظمی خویی دیه را با عبارات ذیل تعریف نموده است: «دیه مالی است که در جنایت بر نفس، اعضا ویا ایراد جرح و مانند این ها (از طرف شارع) مقرر و معین گردیده است». تفاوتی که بین این تعریف و تعریف امام وجود دارد، این است که دیه را تنها برموردی اطلاق است که مقدار ان ازطرف شارع معین شده است. درحالی که سایر فقها از جمله امام خمینی دیه را بر مالی اطلاق می کنند که به سبب جنایت واجب می شود؛خواه مقدار آن ازطرف شارع مشخص شده وخواه نشده باشد. بنا به نظر ما این تعاریف جامع و مانع نیستند؛ خداوند متعال می فرماید: «هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر این که این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند، و(در این حال) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند با ید یک برده ی مؤمن را آزاد کند و خون بهایی به کسان او بپردازد مگر این که آن ها خون بها را ببخشند…»
مبحث سوم-مفهوم قصاص نفس
گفتار اول- مفهوم قصاص نفس در لغت
قصاص در لغت به معنی سزای کار بد دادن است که، یکی از مجازات‌های پنج گانه در حقوق کیفری ایران می‌باشد. به معنای تلافی و استیفای عین جنایتی است که بر مجنی علیه وارد شده است.که به معنای روح، عین، و خون آمده است و کلمه نفس مؤنث است اگر از آن ارادۀ معنای روح را بکنی و مذکّر است اگر از آن اراده معنای شخص را بکنی و به قصاص در جنایت قتل عمدی قصاص النفس می‌گویند.
گفتار دوم- مفهوم قصاص نفس در اصطلاح
مقنن چه در قبل از انقلاب یا بعد از آن قتل را تعریف نکرده است و فقها هم در صدد تعریف کاملی از قتل نبودند.قتل عمد ازهاق النفس المعصومه المکافئه عمدا و عدواناً یعنی خارج کردن نفسی که محترم و مورد حمایت قانون است و هم کفو و برابر در دین و حرّیت و غیره می‌باشد بصورت عمدی و عدوانی که بدون اذن شارع می‌باشد. سلب حیات ارادی از انسانی که مورد حمایت قانون است بر خلاف عدالت بوسیله انسان دیگر را گویند.
مبحث چهارم-قصاص عضو
«وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ…» . ابوالفتوح رازى برخى از احکام فقهى چنین جنایتى را در ذیل آیه فوق آورده است: ۱. اگر جماعتى در جراحت عضوى مشارکت کنند، مثلاً دست کسى را ببرند یا چشم وى را بر کنند، وى مى تواند از همه قصاص خواهد. مذهب شافعى و ربیعه و مالک و احمد و اسحاق همین است؛ البته به نظر ما به این شرط که فاضل دیه را بپردازد. ۲. اگر کسى چشم کسى را عمداً بکند یا چیزى بر آن بزند به قصد کور کردن و چشم او را تلف کند، باید قصاص شود، لکن چون قصاص باید به اندازه باشد و او چه بسا نبیند و نتواند به اندازه چنین کند، باید براى قصاص وکیل بگیرد، و وکیل مخیر است که به انگشت قصاص کند یا به آهن یا به چوب یا هر چه خواهد. فقها در اصل گرفتن وکیل مخالفتى ندارند، ولى در آلت قصاص اختلاف دارند. شافعى دو قول دارد: یکى اینکه مى تواند با انگشت قصاص کند، و دیگر اینکه قصاص جز با آهن روا نیست. ۳. اگر روشنایى چشم را از بین ببرد، اما حدقه بر جا باشد، باید پاره پینه اى را تر کنند و به دور چشم او بگذارند تا مژه آسیب نبیند. آن گاه آهنى گرم را به چشم او نزدیک کنند تا به تدریج روشنایى چشم او برود. شافعى مى گوید این رواست. اما اگر با دارویى بتوانند، روشنایى را از بین ببرند چنین کنند و اگر این کار جز با از بین رفتن حدقه ممکن نباشد، نباید قصاص کرد و باید دیه گرفت.

مبحث پنجم-ماهیت حقوقی شرط همتایی در دین
پرسشی که در خصوص شرط همتایی در دین در بحث قصاص نفس مطرح می شود این است که از دیدگاه حقوق جزای عمومی این شرط از موارد سقوط مجازتها است یا از موانع و علل رافع مسئولیت کیفری یا عنوانی دیگر دارد؟
فقها این شرط را غالبا زیر عنوان شرایط قصاص بررسی کرده اند یعنی شرایطی که موجب می شود قصاص ثابت شود از جمله شهید اول ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله مجلسی اول و مجلسی دوم ، آیت الله بهجت ، آیت الله فیاض کابلی و شیخ بهایی ، ولی قانون گذار ما در زیر عنوان شرایط قصاص این شرط را پیش بینی نکرده است . یکی از محققان در خصوص این موضوع می نویسد: « در رابطه با عوامل سقوط مجازات قصاص آراء و نظریات متعددی وجود دارد برخی از حقوقدانان عرب شرایط سقوط قصاص