در روابط‌شان دچار مشکل هستند. هم چنین بیش‌‌ترین آسیبی که به فرزندان وارد می‌‌شود، در داخل خانواده انجام می‌‌گیرد. از سوی دیگری از شناخت‌های نادرستی که برای بعضی از پدران و مادران ایجاد می‌‌شود، بدین صورت است که فرزند را پند و اندرز و نصیحت تربیت می‌‌نماید، در صورتی‌که این اعمال، رفتار و عملکرد والدین است که نقش اصلی را در تربیت فرزندان بر عهده دارد. با توجه به این مطلب که جنس مذکر در مجموع آسیب پذیری به مراتب بیشتری را در مقایسه با جنس مونث دارد. به همین جهت پسرهایی که در خانواده شاهد و ناظر خیانت پدرشان باشند، این امر می‌‌تواند تا حد و اندازه‌ای باعث بدآموزی شود. البته بعضی از پسرها پدرشان را الگوی رفتاری برای خود انتخاب نمی‌کنند و به قول معروف، ادب را از بی ادبان یاد می‌‌گیرند. اما در مواردی نیز ملاحظه شده که بعضی پسرها حتی با وجود تنفری که از پدرشان دارند، دقیقاً رفتارهای او را نمونه برداری می‌‌کنند و رفتاری مشابه با او خواهند داشت. در هر حال در خانواده‌هایی که خیانت روی می‌‌دهد، اگر به درستی با پیامدهای آن برخورد نشود، چنین امری می‌‌تواند باعث بدآموزی شود. در واقع مردی که اقدام به خیانت به همسرش می‌‌نماید، به نحوی غیرمستقیم به فرزندش به ویژه اگر پسر هم باشد، به نوعی می‌‌آموزد که چنین اقدامی را درآینده نسبت به همسرش انجام دهد. زیرا به طور معمول این گفته‌های پدر و مادر نیست که فرزندان را تربیت می‌‌کند، بلکه رفتار و عملکرد والدین جهت دهنده و الگوی رفتاری فرزندان می‌‌شود.
1-8-3-2 از دست رفتن آرامش و افت تحصیلی:
در خانواده‌ای که خیانتی روی می‌‌دهد، مجموعه‌ای از تنش‌ها، منازعه و درگیری‌ها میان والدین ایجاد می‌‌شود. این گونه اختلاف‌ها به دلیل اینکه ماهیت‌شان با سایر اختلاف‌ها و درگیری‌های همسران متفاوت است. درگیری‌ها خیلی شدیدتر و پردامنه‌تری را به همراه دارد. فرزندان در خانواده نیز واکنشی که نسبت به محیط خانواده نشان می‌‌دهند، متفاوت است. بعضی از فرزندان به واسطه برون‌گرایی‌شان ناراحتی و نگرانی خود را واضح و آشکار در عمل بروز می‌‌دهند و بعضی دیگر بروز نداده، اما در اعمال و رفتارشان دچار مشکل و افت تحصیلی می‌‌شوند و یا در بلند مدت دچار رفتارهایی ناهنجار می‌‌شوند. در هرحال این امر طبیعی و بدیهی است که ‌‌آرامش والدین باعث ‌‌آرامش فرزندان می‌‌گردد و هم چنین تنش‌ها و درگیری‌های ناشی از خیانت والدین به راحتی به فرزندان نیز منتقل خواهد شد.
1-8-3-3 جبهه گیری و در گیری در مقابل خیانت:
فرزندان به طور معمول نوعی احساس همدردی نسبت به مادرشان که خیانتی نسبت به وی اعمال شده خواهند داشت. این از ویژگی‌های هر فردی است که در ارتباط با رویدادها و وقایعی که اتفاق می‌‌افتد، قضاوت می‌‌کند. هنگامی که در خانواده چنین موردی پیش می‌‌آید، فرزندان نسبت به آن چه که اتفاق افتاده قضاوت می‌‌کنند و در صورتی که یکی از والدین در حق دیگری بی عدالتی و اجحافی کرده باشد، آنها متأثر از چنین امری پیش خود قضاوت و اقدام به جبهه گیری‌هایی می‌‌نمایند. زیرا چنین امری درگیری‌های ذهنی و در مواردی بین فردی قابل توجهی را برای فرزند به همراه خواهد داشت.
1-8-3-4 کمبود توجه و مراقبت نسبت به فرزندان:
نیروی فکری و ذهنی که صرف خیانت می‌‌شود، مانع از رسیدگی و توجه لازم به فرزندان می‌‌شود،
فردی که درگیر خیانت به همسر می‌‌شود، به واسطه ماهیت هیجان‌زایی و مخفیانه بودنی که این امر دارد، مقدار قابل ملاحظه‌ای از نیروی فکری و ذهنی‌اش را به نحوی خارج از هنجار مصرف می‌‌کند، طوری که این امر باعث می‌‌شود تا شخص توجه لازم و طبیعی را به همسر و فرزند نداشته باشد. در هر حال و با توجه به نکات و مطالبی که مطرح شد. در شرایطی که خیانتی در خانواده میان همسران روی دهد، مشکل آفرینی‌های زیادی را ایجاد می‌‌کند و این امر جو عاطفی و ارتباطی زوجین و خانواده را برهم زده و اثرات مخربی را روی فرزندان خواهد داشت. هم چنین این امری طبیعی است که چنانچه زوجی نتوانند، زن و شوهر خوب و مناسبی برای هم باشند، در اجرای وظایف والدینشان با دشواری‌ها و مشکلاتی مواجه خواهند شد. بنابراین خیانت با توجه به پیامدهای بسیار و مخربی که روی زوجین و به ویژه همسری که مورد خیانت قرار گرفته دارد. خواه و ناخواه در فرزندان نیز پیامدهای مخربش را به همراه خواهد داشت. هم چنین این نکته به تجربه ملاحظه شده که همسر خیانت کننده، فقط توجه و مراقبت‌هایش از همسر کاسته و یا گرفته نمی‌شود، بلکه فرزندان نیز به نوعی دچار کمبودهایی از بابت توجه و مراقبت خواهند شد. در هر حال روی دادن چنین امری به واسطه مشکل آفرینی‌ها، آسیب‌ها و پیامدهایی که به همراه دارد، نه تنها خیانت به همسر است، بلکه خیانت به فرزندان نیز خواهد بود. در واقع فردی که به همسرش خیانت می‌‌کند، به نوعی به فرزندان و خانواده نیز خیانت می‌‌نماید.

1-9 سرانجام‌ خیانت:
در این بخش به بررسی این موضوع پرداخته خواهد شد که خیانت‌ها به طور معمول دارای چه سرانجام و نهایتی هستند، که در مجموع می‌‌توان سرانجام و نهایت آنها را به سه دسته عمده به صورت زیر تقسیم کرد:
1-9-1 بعضی از خیانت‌ها پایان کم آسیب‌تری را داشته و پس از مدتی پایان یافته و همسر، خانواده و سایرین از آن آگاه نمی‌شوند:
این امر به تجربه در میان بعضی همسران ملاحظه شده که یکی از طرفین اقدام به برقراری ارتباط عاطفی و یا جنسی می‌‌نماید، اما شریک زندگی از این موضوع مطلع نمی‌گردد. البته درصد چنین مواردی که همسر از آن مطلع نشود، خیلی کمتر از مواردی است که شریک زندگی از آن آگاه می‌‌گردد، زیرا و به طور معمول همسران حس و ادراکی فوق العاده قوی در این زمینه دارند که چنان‌چه همسر ارتباطی با فردی از جنس مخالف داشته باشد، به راحتی از این امر مطلع می‌‌شوند. علت اینکه همسری از ارتباط عاطفی و یا جنسی شریک زندگی‌اش با فردی از جنس مخالف آگاه نمی‌شود، یا به این دلیل است که خیانت بنا به دلایل مختلفی و در کوتاه مدت به پایان رسیده و یا از قبل فاصله عاطفی قابل ملاحظه‌ای میان زوجین وجود داشته است.
این نکته‌ای بسیار مهم در خیانت به همسر است که ارتباط‌هایی که به درازا بینجامد، شواهدی را به مرور از خود به جا خواهد گذاشت و همین امر باعث می‌‌گردد تا همسر از موضوع باخبر شود. البته از دیدگاه جرم‌شناسی، هر جرم و عمل خلافی که انجام می‌‌شود، فرد انجام دهنده‌ی خلاف یا جرم ردپا و اثری را از خود به جای می‌‌گذارد، که اگر به درستی با موضوع برخورد شود، شواهد به جا گذاشته نشان خواهد داد که چه کسی و چگونه عمل خطا و یا خلاف مورد نظر را انجام داده است. هم چنین زمان و طول دوره‌ای که شخص اقدام به چنین عملی می‌‌نماید نیز تاثیر به سزایی را در پوشیده ماندن و یا آشکار شدن موضع دارد. بنابراین و چنان چه این امر در کوتاه مدت به پایان برسد، احتمال افشاء شدن آن خیلی کمتر خواهد بود تا زمانی که چنین امری به درازا بینجامد.
بعضی از همسران نیز به واسطه درگیری‌ها و مشکلات ارتباطی که میان‌شان است، به نوعی فاصله عاطفی میان آنها ایجاد می‌‌شود، به نحوی که دیگر احساس چندانی نسبت به یکدیگر نخواهند داشت و این امر باعث می‌‌گردد تا توجه کمتری نسبت به هم داشته باشند، به همین جهت و در صورتی که خیانتی میان آنها شکل بگیرد، متوجه آن نمی‌شوند.
1-9-2 موارد قابل توجهی از خیانت‌ها، سرانجام مشکل‌آفرینی را داشته و درنهایت همسر از آن آگاه شده و درگیریی‌های بسیاری را به همراه دارد:
از ویژگی‌های بارز خیانت خوگیری و عادت پذیری و تکراری بودن آن است. به عبارتی این اعمال از بعضی از جنبه‌ها شباهت به مواد مخدر و عملکرد آن دارد و بدین صورت است که شخص یکبار اقدام به مصرف مواد مخدر نماید و دیگر بی نیاز از آن شود و احتیاجی به مصرف دوباره آن نداشته باشد، بلکه در نوبت‌هایی دیگر نیز به آن نیاز داشته و این دور تسلسل مصرف همچنان ادامه می‌‌یابد تا در نهایت شخص اعتیاد پیدا کرده و خانواده و اطرافیان نیز از آن مطلع می‌‌شوند. اقدام به خیانت به همسر نیز به همین صورت است که خاصیت تکرارپذیری دارد و شخص با یک یا چند بار استفاده نیازش برطرف نمی‌شود و در نوبت‌ها و دفعات بعدی هم چنان نیاز به تجربه مجدد آن دارد. البته مشکل فقط تکرار مجدد آن نیست بلکه هر نوبت با کیفیت دیگری بایستی تجربه شود. برای مثال اگر در اویل صحبت و مکالمه از طریق تلفن برآورده کننده هیجان باشد، پس از مدتی و تکرار آن دیگر هیجان‌آور نخواهد بود و گفتگوی حضوری می‌‌تواند هیجان‌های مورد نیاز را به همراه داشته باشد و به همین صورت روابط صمیمانه‌تر و حضوری‌تر شده تا اینکه در نهایت شخص ردپا و اثری را از خود به جا می‌‌گذارد، به نحوی که همسر متوجه ارتباط شریک زندگی‌اش با شخص سوم می‌‌شود.
1-9-3 بعضی از خیانت‌ها سرانجام ناگواری را داشته و در نهایت به زندان، بیمارستان و در مواردی نیز به قبرستان ختم می‌‌شود:
در واقع خیانت همیشه به این صورت نیست که مثل مورد اول کسی از آن آگاه نگردد و یا فقط همسر و خانواده مطلع شوند. بلکه گاهی اوقات در محیط کار و در مواردی منسوبین زنی که مورد خیانت قرار می‌‌گیرد و یا حتی همسر و خانواده‌اش از موضوع آگاه می‌‌شوند و بدون مشورت و نسنجیده اقدام‌هایی انجام می‌‌گردد که گاهی یک عمر پشیمانی را به همراه دارد. در حال حاظر حدود 25% از خیانت‌هایی که در کشور ما انجام می‌‌شود، علت و انگیزه جنسی و ناموسی دارد. چنانچه به صفحه حوادث روزنامه‌ها توجه نمایید، مورادی از این قبیل را ملاحظه خواهید نمود. البته این واقعیتی ناخوشایندی است که انواع قانون‌ها، مقررات و آیین نامه‌ها در مورد افراد ضعیف به صورت کامل و تمام به اجرا در می‌‌آید، اما در مورد بعضی افراد صاحب قدرت، ثروت و نفوذ یا اعمال نمی‌شود و اگر هم انجام شود با چشم پوشی و ملاحظات ویژه‌ای انجام می‌‌گردد. این امر به تجربه ملاحظه شده که در صورت انجام خیانت از سوی زن به طور معمول ملاحظه کاری و یا چشم پوشی انجام نمی‌شود و شدیدترین برخوردها در مورد او اعمال می‌‌شود. اما در مورد مرد چنین مواردی کمتر به چشم می‌‌خورد البته به دلیل اینکه خیانت بیشتر از سوی مردها انجام می‌‌شود و به عبارتی مرد به حریم عاطفی و جنسی زنی وارد می‌‌شود، منسوبین و وابسته‌های زن احتمال دارد که برخوردهایی انتقام‌جویانه و خشونت‌آمیزی نشان دهند. به تجربه ملاحظه شده که در صورت اقدام زن به خیانت برخوردهای به نسبت شدیدتری در مورد او اعمال می‌‌گردد. در حالی که این مطالب به آن معنی نیست که این گونه اقدام‌ها همیشه با خشونت همراه باشد، بلکه هرقدر افراد از توان گفت و شنود کمتری برخوردار باشند، بیشتر مشکلات را از طریق توسل به خشونت کلامی و رفتاری برطرف می‌‌گردد و در مواردی هم با صحبت و گفت و شنود مشکل‌شان را برطرف می‌‌کنند. در هر حال بعضی از خیانت‌های به همسر سرانجام بسیار ناخوشایندی را دارند، طوری که با آبروریزی‌های فردی و خانوادگی توأم می‌‌شود و یا سرنوشت خونین و یا مرگبار را به همراه دارند. البته چنین مواردی با مرکز مشاوره درگیر نمی‌شوند، بلکه به طور مستقیم با قانون و مسئولین قضایی سر و کار پیدا می‌‌کنند.
1-9-4 بعضی از خیانت‌ها سرانجام به طلاق ختم می‌شود:
یکی از مواردی که زوج دچار خیانت به احتمال زیاد به آن می‌‌پردازند، یا آن را در نظر گرفته و یا چنین موردی را به طرف مقابل پیشنهاد می‌‌کنند، موضوع جدایی، طلاق گرفتن و پایان دادن به زندگی مشترک‌شان است به همین جهت به نظر لازم رسید که در ارتباط با این امر مطالبی مطرح شود تا آگاهی مورد نیاز در این زمینه نیز تا حدودی حاصل شود.
این امر بدیهی است که همسر آسیب خورده، آزاردیده و ناراضی از وضعیت موجود که مورد خیانت همسرش قرار گرفته پیشنهاد طلاق را مطرح نماید. در واقع چنین همسری با جدا شدن از شریک زندگی‌اش می‌‌خواهد مقداری از ناراحتی‌ها و آزردگی‌هایی که از وی متحمل شده را جبران نماید، یا توان تحمل حضور او را ندارد، به همین جهت به همسر خیانت کننده پیشنهاد طلاق می‌‌دهد. در بعضی موارد نیز پیشنهاد طلاق از سوی همسر خیانت کننده مطرح می‌‌شود، اما این گونه پیشنهادها بیشتر برای ترساندن و پیشگیری از اقدام‌های تلافی جویانه مطرح می‌‌شود که چنین مواردی به طور معمول خیلی محدودتر است.
این امر بدیهی است که همسر اقدام‌کننده به خیانت قبل، در حین و پس از خیانت قصد و نیت جدا شدن و طلاق دادن همسرش را ندارد در واقع طلاق مسیر دیگری را دارد. همسرانی که سازگاری لازم را برای یکدیگر ندارند و قصدشان جدا شدن است، به طور معمول اقدام به خیانت نمی‌کنند. همسری که می‌‌خواهد جدا شود با بدنام کردن و آبروریزی از خودش آن هم در مراحل پایانی زندگی چنین کاری را انجام نمی‌دهد. حتی اگر قصد چنین کاری را داشته باشد، ابتدا از همسر جدا می‌‌شود و سپس با خیال راحت سراغ اینگونه امور می‌‌رود. از سوی دیگر همسر خیانت‌کننده می‌‌داند که ضربه و آسیب بزرگی را به خود، همسر، فرزندان، شخص سوم درگیر شده و سایرین وارد کرده، اما به طور یقین نمی‌خواهد که با طلاق آسیب‌های موجود را بیشتر نماید. زیرا یکی از دلایل عمده جدا شدن‌شان همین اقدام خیانت آمیزش خواهد بود. چنین امری پس از جدا شدن نزد دوستان، فامیل و آشنایان آشکار شده و مشکلات ناشی از