اضطراب معلمان زن مدارس استثنایی رابطه معنی­داری وجود. یعنی با افزایش اضطراب، افسردگی معلمان زن استثنایی نیز افزایش یافته است. نتایج بررسی مقیاس­های پرسش­نامه­ی اضطراب نیز حاکی از آن است که: بین میزان هوشیاری نسبت به خود معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس کودکان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین میزان نیروی من معلمان زن مدارس عادی و مدارس کودکان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به­طوری که نیروی من معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است. بین میزان گرایش به پارانویایی معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس کودکان استثنایی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین میزان گرایش به احساس گناه معلمان زن مدارس عادی و مدارس کودکان استثنایی  تفاوت معناداری وجود دارد به­طوری که گرایش به احساس گناه معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است. بین میزان تنش ارگی معلمان زن مدارس عادی و مدارس کودکان استثنایی تفاوت معناداری وجود دارد به­طوری که تنش ارگی معلمان زن مدارس استثنایی بیشتر است.

 

 

 

 

واژگان کلیدی : افسردگی، اضطراب، کودکان استثنایی، مدارس عادی، مدارس استثنایی

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق


1-1 مقدمه

در دنیای امروزه هیجانات، تنش­ها، عصبیت­ها و عوامل متعددی از این قبیل بر زندگی روزمره مردم تأثیرات سوء دارند. هر کدام از افراد جامعه امروزی در معرض مواجهه با انواع استرس­ها و شرایط عصبی قرار دارند. محیط زندگی اجتماعی، خانواده و هر آنچه فرد با آن در ارتباط است می تواند به عنوان عامل تنش­زا جریان زندگی او را به سمت بحران­ها و نگرانی­ها سوق دهد.

اضطراب، دلشوره، تشویش، نگرانی، دلهره، دلواپسی، بی­قراری، دل­آشوبه و نابسامانی حالاتی هستند که هر انسانی در طول زندگی خود، خواه و ناخواه آن­را تجربه کرده است. می­توان با اطمینان گفت که امکان ندارد انسان در این جهان زیسته باشد و تجربه اضطراب را نداشته باشد (معانی،1370،ص61).

ممکن است اضطراب را یک نوع درد داخلی دانست که سبب ایجاد هیجان و به هم ریختن تعادل موجود می­گردد و چون بشر دائماً به منظور برقراری تعادل کوشش می­کند، بنابراین می­توان گفت که اضطراب یک محرک قوی است. امکان دارد این محرک مضر باشد و این خود بستگی دارد به درجه ترس و مقدار و خطراتی که متوجه فرد است (شاملو،1369،ص56).

افسردگی نیز بیماری بسیار شایعی است که با وجود تحقیقات دامنه­دار در مورد علل، علائم و طرق درمان آن متأسفانه در بیشتر جوامع امروزی و از جمله جامعه خودمان توجه زیادی به آن مبذول نشده است. در گذشته علائم افسردگی را تا مدت­ها به عوامل دیگری چون ضعف اعصاب، عصبانیت هیپوکندریاک و غیره نسبت می­دادند به همین سبب تشخیص صحیح و درمان آن به تعویق می­انجامید (امانت،1338).

افسردگی بیماری­ای است که مهمترین خصوصیت آن تغییر خلق است و در واقع احساس غمگینی است که درجه ابتلا به آن می­تواند از یک ناامیدی خفیف تا احساس یأس شدید ممکن است نوسان داشته باشد. این تغییر خلق نسبتآً ثابت و برای روزها، هفته­ها، ماه­ها یا سال­ها ادامه دارد. افسردگی بر روی کل ارگانیسم اثر می­گذارد و تمام حوزه­های زندگی یک فرد را تحت تأثیر قرار می­دهد. این اثر در احساسات، نیرو، کشش، فکر و کیفیت علاقه فرد نمایان می­شود.

در روان­پزشکی، افسردگی را تغییر خلق به سمت غمگینی می­دانند، بارزترین علامت بیماری افسردگی همان خلق افسرده­ای است که به درجات مختلف ممکن است پدید آید. در پاره­ای از موارد خلق افسرده ممکن است تنها علامت بیماری باقی بماند. به هر حال در این بیماری کلیه اعمال حیاتی متناسب با خلق افسرده تغییر می­کند (طاهری،1388،ص29).

همان­طور که می­دانیم افسردگی تنها دارای علائم عاطفی نیست و می­تواند همراه با بی­خوابی و بی اشتهایی، خودکشی، احساس بی­ارزش و فراوان باشد. حدود افسردگی گاهی با موقعیت موجود متناسب نیست و گاهی حتی خود فرد از آن آگاهی ندارد (پورافکاری،1364،ص105).

امروزه تجارب تنش زا ناخواسته عکس­العمل افراد را تعیین می­کند. بدین ترتیب که وقتی فردی یک تجربه ناخوشایند و استرس همراه با آن را دریافت می­کند واکنش منفی به­صورت اضطراب، خود کم­بینی، افسردگی و غیره را از خود بروز می­دهد. زیرا در اغلب موارد قدرت برخورد مقابله طبیعی با مشکلات را در­نیافته و شاید نمی­تواند که دریافت صحیحی از موقعیت خود داشته باشد.

با توجه به مطالب فوق و زمینه­های مشابه که در جامعه مشاهده می­شود، هدف پژوهشگر بررسی میزان افسردگی و اضطراب در معلمان زن مدارس کرج است.

1-2 بیان مسأله

سه انقلاب در بهداشت روانی رخ داده است. انقلاب اول به رهبری پینل بود که توجهات بشر را به بیماری روانی جلب کرده، فروید با وارد نمودن توجهات شهوانی در زندگی درونی روانی انسان دومین انقلاب را ایجاد کرد، سومین انقلاب که هم اکنون در جریان است تحت نام­های مختلفی همچون روان شناسی جامعه (روان­پزشکی جامعه) و (سلامت روانی جامعه) نام برده می­شود (قراچه داغی،1382،ص44).

اگر چه تعاریف این اصطلاحات متفاوت است، اما هر یک از آن­ها بازتابی از تغییر فاحش در مفهوم سازی بیماری روانی و درمان آن است. دیگر مثل گذشته تأکید مطالعات بر فرد بیمار نیست، بلکه بیشتر بر جامعه بزرگ تأکید می­شود.

از جمله اهداف نظام آموزش عالی کشور پرورش در زمینه­های مورد نیاز بخش­های مختلف جامعه به منظور پاسخ دادن به تقاضای روز افزون و افزایش سطح علمی آحاد ملت است. بدیهی است رسیدن به این هدف مستلزم سرمایه­گذاری­های عظیم و تربیت نیروی انسانی متعهد و متخصص است. نظر به افزایش تعداد داوطلب معلمی در سال­های اخیر، ایجاد زمینه­های مناسب و کمک به آنان در پیشرفت تحصیلی و حرفه­ای و استفاده بهینه جامعه از تجارب علمی آن­ها، انجام پژوهش­های بنیادی و کاربردی در زمینه مسائل و مشکلات اجتماعی معلمان زن و تلاش در رفع آن­ها از جمله مواردی است که می تواند زمینه دستیابی به اهداف آموزش عالی را سریع­تر فراهم آورد. جای ذکر است برای اکثر معلمان زن تدریس در مدارس و مراکز علمی به دلایل عدم آشنایی با محیط تدریس، بی­علاقگی به رشته تدریس، کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادی دارای مشکلاتی است که در صورت شدت آن و عدم آشنایی معلمان زن با شیوه مقابله با آن­ها چه بسا زمینه ساز مشکلات خانوادگی، اجتماعی و یا عصبی_روانی گردیده است و در پیشرفت حرفه­ای آنان مانعی به وجود می­آورد . با توجه به گسترش روز افزون کودکان استثنایی و دچار مشکل به علت مسائل عدیده­ای که در زندگی امروزی وجود دارد کادر آموزشی مدارس یکی از با اهمیت ترین جنبه­های آموزشی را تشکیل می­دهد که بالطبع موقعیت جسمی و روانی آنان از اهمیت بسیاری برخوردار است (کراز، به نقل از دادستان،1368،ص52).

در این تحقیق اضطراب و افسردگی معلمان زن مدارس استثنایی و معلمان زن مدارس عادی بررسی و مقایسه می­شود.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

با توجه به روابط پیچیده زندگی شهری و تعدد وظایف و عملکرد افراد در جامعه، چه در خانواده و چه در محیط کار و حتی در روابط گروهی و همچنین وجود قوانین، مقررات و ضوابط مختلف در همه حوزه­های این روابط، شرایط و زمینه بروز استرس و اضطراب فراوان بوده و معمولاً همه افراد به نوعی و به نسبتی گرفتار این پدیده­ها هستند.

از جمله افرادی که روابط گسترده­ای در جامعه دارند، معلمان زن هستند. معلمان زن با توجه به وظایف زیاد و نوع عملکردشان و با توجه به این­که همیشه و هر لحظه باید پاسخگو والدین، اولیا مدرسه و دانش­آموزان باشند؛ احتمال ابتلا به استرس و اضطراب در آن­ها به شدت روند فزاینده­ای دارد. کار معلمی تنها یک شغل نیست زیرا با فکر و ذهن و روح افراد ارتباط دارد. معلم باید مسائل و مشکلات عاطفی، خانوادگی، مالی و شغلی خود را در لایه‌های زیرین وجودش گذاشته و وقتی وارد کلاس می‌شود ظاهر او به گونه‌ای باشد که گویی همه چیز عالی است. بدیهی است که این کار از عهده هر صاحب علم و تجربه‌ای برنمی‌آید. مسأله استرس در همه مشاغل مطرح است، اما در ارتباط با شغل معلم، استرس معنای خاصی پیدا می­کند، چون یک معلم، علاوه بر مسائل و مشکلاتی که در همه افراد مطرح است، با برخی مسائل و مشکلات که صرفاً ناشی از نوع شغل وی است نیز مواجه می­شود. معلم در مدرسه با مسائلی مواجه است که در کمتر حرفه­ای چنین مسائلی وجود دارند. به طور مثال معلم ناچار است روزانه چندین ساعت تنها مقابل یک گروه که گاهی یک گروه ناآشنا نیز هستند قرار بگیرد و صحبت کند. گذشته از آن که خود صحبت کردن از انرژی و توان معلم کم می­کند. لازم به ذکر است که ابتلا به استرس در معلمان زن پیامدهای سوء زیادی را در بر­می گیرد، که می­تواند تأثیرات مثبت و منفی را به­دنبال داشته باشد. مطالعه این تأثیرات از این جهت حائز اهمیت است که می­تواند به این قشر از افراد زحمت­کش جامعه در جهت هدایت و کنترل استرس­های به وجود آمده احتمالی در آن­ها کمک کند. نتایج پژوهش­هایی از قبیل این پژوهش می­تواند پیشنهادهای مناسبی را به معلمان زن و مدیران در سراسر نظام آموزش و پرورش و نهایتاً کارکرد آموزشی آنان فراهم نماید.

1-4 فرضیه­های پژوهش

1-4-1 فرضیه­های اصلی:

1– بین میزان افسردگی معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

2-بین میزان اضطراب معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

1-4-2 فرضیه­های فرعی پژوهش:

1- بین میزان اضطراب و افسردگی معلمان زن در مدارس عادی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

2- بین میزان اضطراب و افسردگی معلمان زن در  مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

3- بر حسب عامل تحول هوشیاری نسبت به خود بین معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

4- بر حسب عامل نیروی من بین معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی داری وجود دارد.

5- بر حسب عامل گرایش پارا نویایی بین معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

6- بر حسب عامل گرایش به احساس گنهکاری بین معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

7- بر حسب عامل تنش ارگی بین معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

 

 

 

 

1-5 اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف اصلی:

1-مقایسه میزان افسردگی معلمان زن در مدارس استثنایی و عادی است.

2-مقایسه میزان اضطراب معلمان زن در مدارس استثنایی و عادی است.

1-5-2 اهداف فرعی:

اهداف فرعی پژوهش عبارتند از:

1- بررسی تفاوت میزان افسردگی بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی

2- بررسی تفاوت میزان اضطراب بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی

3- بررسی تفاوت بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی از نظر عامل هوشیاری نسبت به خود

4- بررسی تفاوت بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی از نظر عامل نیروی من

5- بررسی تفاوت بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی از نظر عامل گرایش پارانویایی

6- بررسی تفاوت بین بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی از نظر عامل گرایش به گنهکاری

7- بررسی تفاوت بین معلمان زن مدارس عادی و استثنایی از نظر عامل تنش ارگی

1-6 سؤال­های پژوهش

1-6-1 سؤال­های اصلی:

1) آیا بین میزان افسردگی معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت وجود دارد؟

2)  آیا بین میزان اضطراب معلمان زن مدارس عادی و معلمان زن مدارس استثنایی تفاوت وجود دارد؟

1-6-2 سؤال­های فرعی:

1) آیا بین میزان افسردگی معلمان زن مدارس عادی و مدارس استثنایی تفاوت وجود دارد؟

2) آیا بین میزان اضطراب معلمان زن مدارس عادی و مدارس استثنایی تفاوت وجود دارد؟

3) آیا بین میزان هوشیاری نسبت به خود معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد؟

4) آیا بین میزان نیروی من معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد؟

5) آیا بین میزان گرایش پارانویایی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد؟

6) آیا بین میزان گرایش به گنهکاری معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد؟

7) آیا بین میزان تنش ارگی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد؟

1-7 تعاریف متغیرهای پژوهش

1-7-1 تعاریف نظری

اضطراب: دلشوره داشتن، بدبینی به آینده، عدم قدرت تصمیم­گیری، کنش ترس شدید و مداوم، تعریق، لرزش، آه کشیدن، ضربان شدید قلب (شاملو 1372-ص 18).

افسردگی: این اصطلاح بسیار وسیع و تا حدودی مبهم است، برای شخص عادی حالتی مشخص با غمگینی و گرفتگی و بی­حوصلگی و برای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه­های متعدد را تداعی می­کند (پورافکاری،1373، ص11).

تنش ارگی: عاملی است که نشانگر درجه اضطرابی است که پس از اعمال فشار در فرد به خاطر برآورده شدن نیازهای او بوجود می آید (کراز، 1368، ص131).

گرایش به گنهکاری: احساسی است که منشأ آن تمایل سرشتی فرد به مضطرب بودن است و به معنای اضطراب و افسردگی­ای است که فرد پس از انجام کاری به آن مبتلا می­شود (رحیمی،1379،ص42).

گرایش به پارانویایی: حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق­العاده و خارج از اندازه­ا