شناختی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

پایان­نامه­ها و مقاله­ها

29- احمدی، فرشاد و فروتن، پاشا (1378) «بررسی اضطراب و افسردگی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی تهران» تهران، انتشارات اطلاعات.

30- ملکی، سینا (1372) «بررسی میزان شیوع افسردگی و اضطراب در میان دانشجویان رشته­های مختلف علوم پزشکی همدان» پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان.

31- وفایی، آیلار (1377) «استرس شغلی در بین معلمان زن مقطع ابتدایی» ماهنامه اندیشه و رفتار، شماره­13

32- شکوهی، سعیده (1386) «بررسی افسردگی و اضطراب معلمان زن مدارس عادی و استثنایی شهر سبزوار» پایان نامه کارشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار.

33- طاهری، پیام (1388) «بررسی تفاوت افسردگی و اضطراب در دانش آموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی» پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام.

34- مهریان و یوسفی (1385) «فرسودگی شغلی معلمان زن استان لرستان و راه های مقابله­ای آن» پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد.

35- اناری، سیامک (1383) «رابطه جو سازمانی با استرس شغلی معلمان زن مدار متوسطه شهر همدان» پایان­نامه مقطع کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان.

36- ارشادی، یاشار (1384) «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی بر فرسودگی شغلی معلمان زن مقطع راهنمایی اهواز» پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.

 

 

 

Coplan, R. J., Closson, L. M., Arbeau, K. A.(2007). Gender Differences in the Behavioral Associates of Loneliness and Social Dissatisfaction in Kindergarten. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 48 (10), 988-995.

Kingama, M., 2002, On Occupational Stress and Worker Health, ICN, Nursing Matters. p:2.

McDonnell, J. M., Hardman, M. 1., McDonnell, A P., & Kiefer- O’Donnell, R. (1995). Introduction to persons with severe disabilities. Boston: Allyn and Bacon.

McLaughlin, M. L., Fuchs, L., & Hardman, M. (1999). Individual rights to education and students with disabilities: Some lessons from U. S. policy. In H. Daniels and P. Gamer (Eds.), Inlusive education: World yearbook of education (24- 35). London, UK: Kogan Page.

Scott, Elizabeth (2006) Burnout in teacher of clinical psychology. Friedman IA, p. 606

Scaccoa, Jesse, Teaching with Depression: Is There Any Way Out? March, 2009

Zung, Lee, (1996). Depression in teachers, comparative study of Taiwan , Philipin and United Statet. Journal of mental health, 39 (4).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیوست

 

 

 

 

 

 

 

 


پیوست

آزمون اضطراب

پاسخ دهنده­ی گرامی لطفاً به سئوالات این پرسش­نامه با دقت و در کمال صداقت پاسخ دهید.

 

1- توجه من نسبت به اشخاص یا سرگرمی­ها تقریبا به سرعت تغییر می‌کند.

درست               بین این دو                غلط

2- اگر اشخاص نظر خوبی به من ندارند. این امر مانع آرامش فکری کامل من نمی­شود.

درست         بین این دو             غلط

3- دوست دارم نسبت به صحت آنچه می­خواهم بگویم کاملاً مطمئن باشم قبل از این که عقیده خود را ابراز کنم.

بله            بین این دو                  نه

4- تمایل دارم که خود را به دست احساسات حسادت آمیز بسپارم.

گاهی             به ندرت          هرگز

5- اگر قرار باشد که زندگیم را دوباره شروع کنم:

الف – آن را به گونه­ای متفاوت سازمان خواهم داد.

ب – دلم می­خواهد همان­طور باشد که قبلاً بوده است­.

الف                        بین این دو                ب

6- والدینم را در مورد همه مسائل تحسین می­کنم.

بله                 بین این دو              نه

7- اگر پاسخ نه بشنوم ناراحت می­شوم حتی وقتی می­دانم که آن چیزی که می‌خواهم غیر­ممکن است.

درست                    بین این دو                  غلط

8- در مورد درست­کاری اشخاص تردید می­کنم که با من رفتاری دوستانه­تر از آن دارند که داشته­ام.

درست               بین این دو            غلط

9- وقتی دستوراتی می­دادند یا اطاعت مرا خواستار می­شدند، والدینم ( یا کسانی که مرا بزرگ کرده­اند)

الف : همواره بسیار معقول بوده­اند.             ب : غالبا نامعقول بوده­اند.

بندرت                گاهی             غالباً

10-نیاز من به دوستانم بیشتر از نیاز آن­ها به من است.

بندرت       گاهی            غالباً

11- من یقین دارم که می­توانم نیروهایم را بسیح کنم تا با یک مشکل ناگهانی مقابله نمایم.

همیشه          گاهی               بندرت

12- وقتی بچه بودم از تاریکی می­ترسیدم.

غالباً             گاهی          هرگز

13- دیگران گاهی به من می­گویند که به آسانی هیجانم را در صدایم و رفتارم نشان می­دهم­.

بله              مردود             نه

14- اگر اشخاص از ملاطفت من به طور ناشایسته استفاده کنند.

الف : جریحه­دار می­شوم وکینه به دل می­گیرم.

ب : به زودی فراموش می­کنم و می­بخشم.

الف                 بین این دو            ب

15- انتقادات شخصی بسیاری از اشخاص مرا ناراحت می­کنند به جای آن که به من کمک کنند.

غالباً            گاهی           هرگز

16- برایم غالباً اتفاق می­افتد که خیلی زود علیه اشخاص خشمگین می­شوم.

درست                 بین این دو              غلط

17- احساس اضطراب می­کنم مثل این که چیزی می­خواهم بدون آن که بدانم چیست.

بندرت              گاهی            غالباً

18- گاهی از خود می­پرسم که آیا اشخاصی که با آ­ن­ها صحبت می­کنم نسبت به آنچه می­گویم واقعاً علاقه­مند هستم.

درست                بین این دو          غلط

19- من هرگز احساس مبهم ناراحتی­هایی مانند دردهای نامعین اختلالات­ هاضمه احساس ضربان قلب و غیره را نداشته­ام.

درست              مردود          غلط

20- درموقع صحبت با بعضی اشخاص آن­قدر ناراحت می­شوم که به سختی جرات حرف زدن دارم­.

گاهی            بندرت          هرگز

21- من بیشتر از اغلب اشخاص به هنگام انجام کاری نیرو مصرف می­کنم ، چون آن را با تمام قوا انجام می­دهم.

درست                مردد                غلط

22- همواره به خود می­گویم که حواس پرت نباشم و جزئیات را فراموش نکنم.

درست               مردد             غلط

23- هر اندازه موانع، مشکل و ناخوشایند باشند من ایستادگی می­کنم هدف­های نخستین خود را حفظ می­کنم.

بله                 بین این دو              نه

24- من در موقعیت­های مشکل، هیجان­زده و سردرگم می­شوم.

بله                 بین این دو           نه

25- من گاه به گاه خوا­ب­هایی می­بینم که خوابم را مختل می­کنند.

بله                 بین این دو            نه

26- من همواره به اندزه کافی نیرو دارم وقتی در مقابل مشکلات قرار می‌گیرم.

بله                 بین این دو            نه

27- گاهی خود را مجبور می­بینم که چیزها را بدون دلیل موجه، بشمارم.

درست               مردد             غلط

28- غالب اشخاص تاحدی روحیه­ای عجیب دارند هر چند مایل به پذیرفتن آن نیستند.

درست              مردد            غلط

29- وقتی در مقابل دیگران مرتکب اشتباهی می­شوم می­توانم آن را سریعاً فراموش کنم.

بله               بین این دو              نه

30- من احساس بد خلقی می­کنم و نمی­خواهم کسی را ببینم.

الف : گاهی                   ب تقریباً همیشه

الف                بین این دو          نه

31- درمقابل بدبیاری، تقریبا به گریه می­افتم.

هرگز             بسیار به ندرت         گاهی

32- حتی در میان جمع گاهی احساس تنهایی و بی­ارزشی بر من چیره می‌شود.

بله              بین این دو         نه

33 – به هنگام شب بیدار می­شوم و به دلیل اشغالات فکری، به سختی می‌توانم بخوابم.

غالباً            گاهی             هرگز

34- مشکلاتی که برایم پیش می­آیند هر چه باشد، معمولاً حالم کاملاً خوب است.

بله                بین این دو           نه

35- گاهی برای چیزهای بسیار کوچک، احساس گناه یا پشیمانی می­کنم.

بله              بین این دو             نه

36- اعصابم آن­قدر تحریک است که بعضی صداها مثل صدای در، به نظرم غیر­قابل تحمل می­آیند و مرتعشم می­کنند.

غالباً              گاهی          هرگز

37- اگر چیزی به شدت ناراحت کند معمولاً آرامشم را خیلی زود به­دست می­آورم.

بله                   بین این دو             نه

38- تمایل به لرزیدن و یا عرق­کردن دارم وقتی به کار مشکلی فکر می­کنم که باید انجام دهم.

بله               بین این دو             نه

39- معمولاً به سرعت در عرض چند دقیقه خوابم می­برد، وقتی به رختخواب می­روم.

بله           بین این دو            نه

40- گاهی دچار حالت تنش یا نا­آرامی می­شوم وقتی به چیزهایی فکر می‌کنم که اندکی پیش فکرم را مشغول کرده و توجهم را به خود جلب کرده بوده­اند.

درست            مردد          غلط

 

آزمون افسردگی بک

دستور: این پرسش­نامه شامل 21 گروه سوالات می­باشد. خواهشمند است جمله­های هر گروه را به­دقت مطالعه کنید و فقط دور شماره جمله­هایی که بیش از چند جمله دیگر حالت کنونی شما را بیان می­کند یک دایره بکشید­. دقت کنید که درهر گروه از جمله ها فقط باید یک جمله را انتخاب نمائید.

الف :

  • من احساس غمگینی نمی­کنم.
  • احساس می­کنم دلم گرفته یا غمگینم.
  • الف من همیشه دل گرفته و غمگینم و نمی­توانم از آن رهائی یابم.

2-(ب) به­قدری غمگین و بی­نشاطم که برایم دردناک است.

3-به اندازه‌ای غمگین و بی­نشاطم که تاب تحملش را ندارم.

ب:

  • نسبت به آینده بدبینی یا دلسری خاصی ندارم.
  • نسبت به آینده احساس ناامیدی می­کنم.
  • الف ) احساس می­کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم.

2-ب) احساس می­کنم که هیچ­وقت بر مشکلاتم غلبه نخواهم کرد.

  • احساس می­کنم که امیدی به آ‎ینده ندارم و شرایط بهتر نخواهد شد.

پ-

  • احساس نمی­کنم که شخص شکست خورده­ای باشم.
  • احساس می­کنم که بیش از یک شخص معمولی شکست خورده‌ام.
  • الف) احساس می­کنم که به ندرت کار معنی دار یا پرارزشی را انجام داده­ام.
  • ب ) هر وقت به زندگی گذشته ام فکر می کنم جز شکست های زیاد چیزی نمی­بینم.

3- احساس می­کنم که شخص کاملاً شکست خورده­ای هستم.

ت :

  • من نارضایتی خاصی ندارم
  • الف ) بیشتر اوقات احساس بی­حوصلگی می­کنم.

1-(ب) دیگر مثل گذشته از چیزها لذت نمی­برم.

  • دیگراز هیچ چیز احساس رضایت نمی­کنم.
  • از همه چیز ناراضی­ام.

ث:

  • احساس گناه خاصی ندارم.
  • بیشتر اوقات احساس می­کنم شخص بد یا بی ارزشی هستم.
  • (الف) احساس می­کنم که کاملاً گناهکارم.

2-(ب) حالا دیگر همیشه احساس می­کنم شخص بی­ارزشی و بدی هستم.

  • این­طور احساس می کنم که گویی شخصی بی­ارزش و بدی هستم.

ج:

  • احساس نمی­کنم دارم مجازات می­شوم.
  • احساس می­کنم ممکن اتفاق بدی برایم رخ بدهد .
  • احساس می­کنم دارم مجازات می­شوم یا دارم مجازات خواهم شد.
  • (الف) احساس می­کنم که مستحق حق مجازاتم.

3- (ب) دلم می­خواهد مجازات شوم.

چ:

  • من از خود مأیوس نیستم.
  • (الف) من از خود مایوسم.

1-(ب) من خودم را دوست ندارم.

  • من از خود بیزارم.
  • من از خودم متنفرم.

ح:

  • من احساس نمی­کنم که از دیگران بدتر باشم.
  • من به شدت خود را به خاطر نقاط ضعف و اشتباهاتم انتقاد می­کنم.
  • (الف) برای هر اشتباهی که رخ می­دهد خود را سرزنش می­کنم.

2-(ب) احساس می­کنم که عیب­هایم زیاد است.

خ:

  • من در فکر آن نیستم که به خود آسیب برسانم.
  • من درباره این که به خود آسیب برسانم فکر می­کنم ولی به آن عمل نمی­کنم.
  • (الف) احساس می­کنم اگر مرده بودم بهتر بود.

2-(ب) من برای اینکه خود را بکشم نقشه معینی کشیده­ام.

2-(ج) احساس می­کنم اگر مرده بودم برای خانواده­ام بهتر بود.

  • اگر می توانستم خودم را می­کشتم.

د:

  • من بیشتر از حد معمول گریه نمی­کنم.
  • حالا بیشتر از گذشته گریه می­کنم.
  • من حالا همیشه گریه می­کنم و نمی­توانم از گریه­کردن خودداری کنم.
  • من در گذشته می­توانستم به راحتی گریه کنم اما حالا گرچه می‌خواهم ولی نمی­توانم.

ذ:

  • حالا بیشتر از گذشته آزرده نیستم.
  • من بیشتر از گذشته آزرده و رنجیده می­شوم.
  • من همیشه احساس رنجش می­کنم.
  • به اندازه­ای رنج می­برم که چیزهای رنج­آور گذشته هرگز رنجم نمی­دهد.

ر:

  • من علاقه­ام را نسبت به مردم از دست نداده­ام.
  • اکنون علاقه­ام نسبت به مردم کمتر از گذشته است.
  • من بیشتر علاقه­ای که به مردم داشتم از دست داده­ام و عواطفم