به همکاری دعوت می گردند.کارکنان معمولا از ترس اخراج و از دست دادن شغل، سرقت ها را به مقامات ارشد خود اطلاع نمی دهند. علاوه بر این، مقامات بانکی نیز برای حفظ آبروی بانک، کمتر به گزارش سرقت های رایانه ای می پردازند.[98]

 

مبحث هشتم-راه های پیشگیری از سرقت از موسسات بانکی

1.محل ورود کارت و صفحه کلید دستگاه خودپرداز را به دقت برسی کنید

قبل از وارد کردن کارت بانکی خود به داخل دستگاه محل ورود کارت را با دقت برسی کنید و اگر به مورد مشکوکی بر خوردید از وارد کردن کارت به داخل دستگاه خود داری کنید. علاوه بر محل ورود کارت به صفحه کلید نیز دقت کنید اگر احساس می‌کنید رنگ صفحه کلید با خود دستگاه متفاوت است و یا موزد مشکوکی وجود دارد از آن دستگاه استفاده نکنید. از دوربین‌های کوچکی که ممکن است در قسمت بالای صفحه کلید و یا بالا سرتان برای ثبت اطلاعات کار گذاشته شده باشد غافل نشوید

2.به مدل و طرح خودپردازهای مشابه دقت کنید

اگر از خودپرداز بانک خاصی استفاده می‌کنید، توجه داشته باشید که دستگاه ATM مورد نظر تفاوت خاص و مشکوکی با دیگر نمونه‌های دیگر در مکان‌های مختلف نداشته باشد. اگر متوجه مورد خاصی شدید تا جای ممکن از آن خودپرداز استفاده نکنید

3.علاوه بر دستگاه‌های خودپرداز حواستان به محل‌های دیگری که از کارت بانگی خود استفاده می‌کنید باشد.

  1. در صورتی که پس از استفاده از دستگاه خودپرداز به آن مشکوک شدید و یا حتی متوجه حضور اسکیمر شدید در اولین فرصت ممکن در محلی امن رمز کارت خود را تغییر داده و حواستان به حساب بانکی‌تان باشد تا در صورتی که فعالیت مشکوکی را مشاهده کردید مورد را به بانک خود اطلاع دهید.

همچنین برای کاهش سرقت از موسسات بانکی موارد زیر پیشنهاد می شود:

1-کمک به نیازمندان جامعه

2-شناسایی افراد نیازمند و طرح کمک به آنها

3-اعطای وام های قرض الحسنه به افراد نیازمند

4-ایجاد اشتغال برای افراد بیکار جامعه.

5-کمک به احداث کسب و کارهای کوچک برای افراد کم توان مالی و کاهش سطح بیکاری

6-اعطای وام های قرض الحسنه برای اشتغال و کاهش سطح بیکاری

6-ترویج روابط خوب خانوادگی.

7-کمک به اصلاح افراد خانواده از نظر فرهنگی و اجتماعی

8-افزایش نظارت اجتماعی در جامعه

9-افزایش رعایت نکات ایمنی.

10-توزیع بورشورهای با موضوع و روش های رعایت نکات ایمنی جهت جلوگیری و کاهش سرقت

فصل چهارم-تحلیل جرم شناختی سرقت از موسسات بانکی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبحث اول-تحلیل جرم شناختی سرقت از منظر سیاسی و اجتماعی

در بسیارى از موارد ارتکاب جرائم، از جمله سرقت بیش از آن که ریشه اقتصادى داشته  باشد، ناشى از عوامل سیاسى و اجتماعى است.

عامل اجتماعى: افزایش توقعات؛ شکم فراخى و افزونخواهى؛ تجمل گرایى، به‏ویژه  توسّط رهبران جامعه، که علاوه بر تأثیر نامطلوب در جامعه، انگیزه ارتکاب جرایم مالى  توسّط کارکنان دولتى را نیز تقویت مى‏کند [99] وجود شکاف طبقاتى و افزایش روز افزون این شکاف که موجب کینه و نفرت طبقات محروم از متمکنان و پولداران شده و انگیزه انتقامجویى را در قالب ارتکاب انواع جنایات، به ویژه جرائم مالى و سرقت تقویت  مى‏کند؛ [100]

سیل مهاجرت‏هاى ناشى از جنگ تحمیلى؛ مهاجرت از کشورهاى همسایه و از  روستاها و شهرهاى کوچک به شهرهاى بزرگ به منظور کاریابى -که حاشیه‏نشینى از آثار  مستقیم آن است – موجب مى‏شود بسیارى از مجرمان از میان حاشیه نشینان شهرهاى بزرگ  برخیزند؛ گسستگى روز افزون پیوندهاى اجتماعى و خانوادگى و مذهبى و عدم کنترل بچه‏ها  و اطرافیان و یا عدم امکان کنترل اجتماعى به دلیل ارتباط نداشتن ساکنان محله‏ها با  یکدیگر؛ بیکارى و نداشتن سرگرمى‏هاى سالم و شغل‏هاى درآمدزا، به‏ویژه در ایام  تعطیلات تابستانى که میلیون‏ها جوان و نوجوان به جمع بیکاران مى‏پیوندند.

ارایه الگوهاى غلط در زندگى توسط رسانه‏هاى گروهى و نقل و ترویج بسیارى از جرائم توسط  رسانه‏ها و از بین بردن قبح اجتماعى آن و نشان دادن تبهکاران در چهره انسان‏هاى  جسور و شجاع؛ جرم‏زا بودن بسیارى از فیلم‏ها در کنار تعلیم راه‏هاى گریز از چنگ  قانون و مأموران انتظامى و ارایه نیروى انتظامى در چهره نیرویى غیر کارآمد و منفعل که موجب جرأت تبهکاران مى‏گردد؛ عدم مشارکت مردم در امر امنیت و عدم اجراى نظارت  عمومى -که خود معلول عواملى است که باید شناخته شود و برطرف گردد؛ از بین رفتن روح  مواسات اسلامى و گذشت و ایثار در جامعه، به‏ویژه در میان برخورداران و متمکنان. اگر این گروه از عطوفت اسلامى برخوردار بوده و حقوق نیازمندان را بپردازند، هم نیاز آنان مرتفع مى‏شود و هم صفا و مهربانى به صورت دو سویه در روابط اجتماعى حاکم مى‏گردد[101].  اهمیت ندادن والدین به مالکیت دیگران نیز نقش زیادى در ارتکاب سرقت توسط کودکان دارد. همچنین آشفتگى خانواده‏ها -که خود غالباً معلول عوامل اقتصادى و اجتماعى دیگر است – و جدال دایمى زن و شوهر و جدایى آنها از هم، و دورى فرزند از خانواده و عدم امکان کنترل اعمال او، و عدم ارضاى غریزه محبت، و نیز تحقیر و بى توجهى والدین نسبت به کودکان و تحقیر [102]دانش‏آموزان توسط معلمان موجب مى‏شود کودکان، بلکه بزرگسالان براى خودنمایى، انتقامجویى و کینه‏توزى مرتکب سرقت گردند.  همچنین اعتیاد به مواد مخدر و الکل نه تنها مشکل جامعه ما محسوب مى‏شود، بلکه منشأ  بسیارى از تبهکارى‏ها، از جمله سرقت مى‏گردد.

عامل سیاسى: همان‏گونه که ارتکاب سرقت موجب تضعیف امنیت کشور و اخلال در نظام  اجتماعى مى‏گردد، ضعف حاکمیت و تضعیف قواى کشور -که بعضاً نتیجه بازى‏هاى سیاسى  است- و عدم برخوردارى حکومت و قواى کشور از پایگاه و پشتوانه مردمى و ضعیف بودن  رابطه نظام و دولت با ملت ضمن آن‏که موجب از دست دادن پشتیبانى مردمى براى اجراى  قانون[103]  و محروم شدن از اطلاعات مردم مى‏گردد، فرصتى براى تبهکاران است تا دست  به انواع شرارت‏ها زنند. [104]

همچنین عدم توزیع عادلانه امکانات کشور در میان شهروندان و عدم تأدیه حقوق  نیازمندان توسط دولت و جامعه سهم به‏سزایى در ارتکاب سرقت با انگیزه‏هاى مختلف  سیاسى و مالى دارد. قضیه‏اى در زمان مأمون اتفاق افتاد که به لحاظ متضمن بودن نکات قابل توجه، عیناً نقل مى‏شود:

محمد بن سنان مى‏گوید: من در خراسان نزد مولایم على بن موسى الرضا(ع) بودم و مى‏دیدم که مأمون آن حضرت را در سمت راست خود مى‏نشاند. اتفاقاً به مأمون خبر دادند که مردى از صوفیان دست به سرقت گشوده است. مأمون فرمان داد او را احضار کردند و چون در او بنگریست، او را مردى در کسوت پارسایى یافت که اثر سجده در پیشانى‏اش هویدا بود. مأمون چون آن ظاهر آراسته را دید، گفت: اف بر این ظاهر زیبا و کار زشت! آیا چنین آثار زیبا و ظاهر آراسته‏اى که از تو مى‏بینم، شایسته است که تو را متهم به سرقت کنند؟

مرد صوفى گفت: من این کار را از سر اضطرار کرده‏ام، نه از روى اختیار. من به هنگامى دست به سرقت آلودم که تو حق مرا از خمس و غنایم بازداشتى. مأمون گفت: تو در خمس و غنایم چه حق دارى؟ صوفى گفت: خداى -عزوجل- خمس را به شش قسمت تقسیم کرد و فرمود: و بدانید که هر غنیمت که به‏دست آورید، خمس آن براى خدا و پیغمبر او و ذوى‏القربى و یتیمان و بینوایان و درماندگان در سفر است[105].  همچنین غنیمت را به شش‏قسمت تقسیم کرد و فرمود: غنیمتى که خدا از اهل قریه‏ها به پیغمبر خود ببخشد، براى خدا و پیغمبر او و ذوى القربى و یتیمان و بینوایان و درماندگان در سفر است، تا اموال غنیمت تنها در دست و حوزه توانگران شما بگردش نباشد. آن‏گاه گفت: پس تو مرا که به راه سفر درمانده‏ام و بینوا و تهى‏دست شده‏ام و از جمله حُفّاظ و حَمَله قرآنم، از حقّم محروم ساخته‏اى و در عسر و حرج و فقر و فاقه انداخته‏اى.

مأمون گفت: آیا منظور تو این است که من حدّى از حدود خدا و حکمى از احکام الهى را به این افسانه‏هاى تو فروگذارم؟! مرد صوفى گفت: اول به کار خویش بپرداز و خود را