:
اولا –نظام ربائی،نه فقط از جهت اخلاق و فکر و ایمان ومسیر زندگی انسانها،بلکه از جهت حیات اقتصادی مردم نیز بلائی بزرگ برای جامعه بشری است وباعث می شود فردی به صورت انگل اجتماع در گوشه ای نشسته و از محل مرابحه،آخرین قطره خون افراد بیچاره را مکیده وآن را حیف ومیل نماید و بینوایان را به روزگار سیاه بکشاند.
ثانیا –معامله ربوی بدون تردید علاوه برآنکه حقوق وتعهدات فیمابین افراد را با ترویج روح حرص خود بین ونیرنگ سازی ارمیان می برد ، اخلاق واحساسس وعاطفه فرد مسلمان را در مقابل برادر دینی او به کلی فاسد می سازد .
ثالثا – نتیچه ربا خواری اخذ مالی بدون عوض به زیاده به عننوان معامله ربوی است واخذ مال از شخص یااشخاص قدر ت مالی وبنیه اقتصادی آنهار ا تباه ساخته واین معنی معارض مصالح فرد وجامعه است .
1-2-موارد استثنایی که ربا صدق می کند ولی حرام نیست
1-ربای بین زن و شوهر
2-ربای بین پدر و فرزند
3ربای بین مسلمان و کافر.
2-2- فرار از ربا (حیله های ربا)
در اصطلاح فقهاء حیله به راه چاره ای گفته می شود که شخص برای فرار از حرمت ربا می کوشد از طریق بعضی از معاملات و عقود که ظاهری شرعی دارند به هدف اصلی خود که همانا دریافت زیادی است دست یابد بی آنکه در ظاهر مخالفت شرع کند و مستحق عقوبات دنیوی و اخروی رباخواری شود.
3-2- حکم حیله های ربا
اکثر فقها معتقدند بکارگیری حیله در معاملات ربوی صحیح است اما عده ای هم معتقدند حیله در ربای معاملی صحیح و در ربای قرضی باطل است، امام خمینی (ره) هم قایلند که در هر دو صورت حیله باطل است چون بازی با الفاظ باعث تغییر حقیقت ربا نمی شود.
4-2- احکام و کیفر رباخواری
لازم است مال مورد ربا به صاحب آن ردّ شود و اگر معلوم نبود باید از طرف مالک صدقه داده شود و اگر میزان ربا معلوم نباشد با صاحب آن مصالحه صورت گیرد و اگر ربا با مال حلال آمیخته شود و مالک ربا مشخص نباشد خمس مال به افراد مستحق داده می شود و فرد رباخوار پس از توبه تمام اموالی را که از راه رباخواری بدست آورده باید به صاحبش بدهد اگر توبه نکند و رباخواری را ادامه دهد فردی فاسق است و فرد رباخوار که با علم و آگاهی از حرمت ربا آن را حلال بداند کافرمحسوب می شود و مرتکبین ربا اعم از ربادهنده، رباگیرنده و واسطۀ بین آنها به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نیز معادل مال مورد ربا بعنوان جزای نقدی محکوم می گردند.
قبل از تصویب ق. آ . د . م . 1379 شورای نگهبان در خصوص مواد 712 و 719 ) ق. آ.د . م 1318 طی نظریه 9339مورخ 1362/8/25 اظهار نظر نموده بود :. . . دریافت خسارت تاخیر تادیه موضوع مواد 712 و 719 قانون آیین دادرسی به نظر اکثریت فقها مغایر با موازین شرعی شناخته شد .
در حقیقت ماده حاضر نوعی نگرش جدید در باب جبران خسارات و خارج کردن آن از زمره ربا می باشد . در همین راستا اداره حقوقی قوه قضاییه نیز طی نظریه ای خطاب به رییس کانون وکلای دادگستری مرکز از جمله اعلام نموده :
.مطالبه خسارت تاخیر تادیه مستند به قراردادفاقد اشکال قانونی و شرعی است . . . مجمع تشخیص مصلحت نظام خسارت تاخیر تادیه را ربا تلقی ننموده زیرا مبنای محاسبه نرخ تورم اعلامی از جانب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین شده که به تعبیری نرخ تورم ، شاخص میزان کاهش ارزش پول می باشد که با 12 درصد خسارت تاخیر تادیه که در نظریات قبلی شورای نگهبان به آن اشاره شده تفاوت دارد و در واقع افزودن مبلغی بر مبنای نرخ تورم به مبلغ اسمی دین جز تادیه اصل دین ، در فرض عدم تاخیر در تادیه ، ماهیت حقوقی دیگری ندارد ، بدین لحاظ متفاوت از ربا تلقی و دریافت ان تجویز گردیده و با توجه به اینکه در مورد مطالبات مستند به چک با سایر مطالبات تفاوت ماهوی وجود ندارد و هیچ خصوصیتی نیست که مطالبه خسارت تاخیر تادیه را در مطالبات مستند به چک جایز و در سایر مطالبات نامشروع بدانیم و با عنایت به اینکه قانون استفساریه مذکور ( اشاره به استفسار ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1376/3/10 ) درتاریخ 1377/9/21 و بعد از نظریه مورخ 1376/5/25 فقهای شورای نگهبان به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده که با رعایت جایگاه حقوقی مجمع و زمان تصویب آن باید مورد توجه قرار گیرد ، و با توجه به اینکه تبصره 2 ماده 515 ق . آ . د . م . 1379/1/28 به تایید شورای نگهبان رسیده ، مطالبه خسارت تاخیر تادیه را در موارد قانونی پیش بینی نموده به نظر میرسد خسارات تاخیر تادیه غیر قراردادی نیز بر مبنای نرخ تورم مشروع و قابل مطالبه است .
5-2-ادله حرمت ربا در اسلام
تحریم ربا از مسایل مهمّ اسلامی است و بازتاب گستردهای در آیات و روایات دارد. بسیاری از فقهای بزرگ هنگامی که وارد این مبحث شدهاند تنها به دلایل سه گانه (قرآن و حدیث و اجماع) بسنده کردهاند در حالی که تحریم ربا را بی شک با دلیل عقل نیز میتوان اثبات کرد (به شرحی که بعداً خواهد آمد)
بنابراین ادله اربعه (قرآن و سنّت و اجماع و دلیل عقل) بر تحریم ربا خواری و اهمیّت این گناه بزرگ گواهی میدهد .
-دلیل اوّل: آیات قرآن
حداّقل هفت آیه قرآن به وضوح تحریم ربا را ثابت میکند:
1- در آیه 275 سوره بقره میخوانیم: الذین یاکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربا و احل الله البیع و حرام الربا فمن جایه موعظه من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله و من عاد فاولیک اصحاب النار هم فیها خالدون .
این آیه نخست به تشریح حال ربا خواران در قیامت میپردازد که همچون دیوانگان یا افراد مصروع که نمیتوانند تعادل خود را حفظ کنند در عرصه محشر وارد میشوند، گامی به جلو بر میدارند وزمین میخورند و بر میخیزند و باز هم گرفتار همان سرنوشت میشوند. آری صحنه قیامت کانونی برای تجسمّ اعمال انسانهاست؛ آنها که تعادل اقتصادی جامعه را در زندگی دنیا از طریق ربا خواری بر هم زدند در آنجا به صورت مست و مسروع و افراد دیوانه و غیر متعادل محشور میشوند، و وضع ظاهری آنان همه افراد محشر را متوجّه خود میسازد.این مجازات دردناک یک دلیل بر حرمت رباست .
سپس میافزاید این مجازات رسوا گر به دلیل این است که آنها میگفتند: داد و ستد و ربا همانند یکدیگر است؛ یعنی هر دو سود آور و هر دو طبق قرارداد انجام میشود (ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربا.(
در حالی که خودشان هم میدانند چنین نیست، داد و ستدهای مشروع در مسیر منافع جامعه انسانی است و اگرسودی عاید فروشنده یا خریدار میشود سودی هم عاید جامعه میگردد و نیازها بر طرف میشود، در حالی که ربا خواران همچون زالو خون مردم را میمکند و بی آن که خدمتی کنند ثروتهای عظیمی به بار میآوردند. به همین دلیل خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است (و احل الله البیع و حرم الربا.(
بعضی در تفسیر جمله بالا این احتمال را نیز دادهاند که این سخن ربا خواران باشد که به عنوان اعتراض میگویند: چرا خداوند داد و ستد را حلال کرده و ربا را تحریم فرموده، در حالی که هر دو از یک مقولهاند ولی این تفسیر بعید به نظر میرسد و با سیاق آیه سازگار نیست. به هر حال این تعبیر دلیل دیگری بر تحریم رباست .
بعد میافزایند: هر کس این موعظه الهی را بشنود و به کار بندد و از رباخواری باز ایستد بر گذشته او ایرادی نخواهد بود (چرا که قانون عطف به ماسبق نمیشود) و در عین حال کار او به خدا واگذار میشود (که او را مشمول عفو و بخشش خود گرداند) (فمن جایه موعظه من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله )این تعبیر دلیل سومی بر تحریم رباست .
و در پایان آیه میفرماید: ولی هر کس بعد از این ابلاغ صریح و آشکار به رباخواری ادامه دهد اهل دوزخ است و جاودانه در آن میماند (و من عاد فاولیک اصحاب النار هم فیها خالدون) و این تعبیر دلیل چهارم مؤکدی بر حرمت رباست. به این ترتیب آیه فوق با تعبیرات حساب شده، تحریم ربا را به چهار صورت بیان کرده است و جایی برای کمترین تردید باقی نمیگذارد.
سؤال: در اینجا سؤالی مطرح است و آن این که: خلود – یعنی جاودانگی در دوزخ – ویژه کسانی است که بی ایمان از دنیا بروند، آنها که با ایمانند ولی مرتکب گناهانی شدهاند هرگز خلود در دوزخ ندارند، هنگامی که کیفر گناهان خود را دیدند و ناخالصیهای آنها بر طرف شد و شایسته بهشت شدند رهایی مییابند و مشمول عفو الهی میشوند.پس چرا در این آیه برای ربا خواران خلود و جاودانگی در دوزخ ذکر شده است ؟
پاسخ: در پاسخ این سؤال دو راه حل وجود دارد: نخست این که گناه ربا خواری آن چنان عظیم است که رباخوران دنیاپرست از خدا بی خبر سرانجام بی ایمان از دنیا میروند، همان گونه که درباره ریختن خون بی گناهان در قرآن مجید آمده که آنها نیز گرفتار خلود و جاودانگی در دوزخ میشوند: و من یقتل مؤمنا معتمداً فجزاء ه جهنم خالداً فیها
دیگر این که خلود همیشه به معنی جاودانگی نیست بلکه گاه به معنی زمان بسیار طولانی میآید (ممکن است معنی دوم معنی مجازی باشد که با قرینه آمده، یا یکی از معانی حقیقی این واژه باشد) در این صورت نشان میدهد که مجازات و کیفر ربا خواران اگر با ایمان از دنیا بروند بسیار طولانی است .
2-در آیه 276 سوره بقره که به دنبال آیه فوق آمده میخوانیم: یمحق الله الربا و یربی الصدقات و الله لا یحب کل کفار اثیم این آیه نخست میگوید: خداوند ربا را نابود میکند و کمک به نیازمندان و انفاق در راه خدا را افزایش میدهد.
یمحق از ماده محق به معنی نقصان یا هلاکت است و آخرماه را از این جهت محاق میگویند که هلال ماه به قدری کوچک میشود که ناپدید میگردد.
در میان بزرگان اهل تفسیر گفتگوست که آیه فوق اشاره به نابودی درآمدهای حاصله از ربا در این دنیاست، یا اشاره به بی ثمر بودن آنها در آخرت است هر چند در راه خدا اتفاق شود و به وسیله آن کارهای به ظاهر خیر انجام گردد؟هر دو معنی میتواند صحیح باشد زیرا تجربه نشان داده که اموال حاصل از ربا دوام و بقاء و برکتی ندارد و ربا خواران گرفتار سرنوشتهای شومی میشوند و با وضع بدی از دنیا میروند.در آخرت نیز روشن است به فرض که آن اموال را در راه خدا انفاق کرده باشند چیزی عایدشان نمیشود چرا که خداوند جز اموال پاک و حلال را نمیپذیرد و اصل قرآنی انما یتقبل الله من المتقین همه جا حاکم است. ربا خواری فقر و بدبختی میآفریند و جامعه را به تباهی میکشد، تباهی جامعه مایه درد و رنج همه است، رباخواران نیز در آتش فقری که برای جامعه فراهم کردهاند میسوزند، در یک جامعه بدبخت کسی نمیتواند خوشبخت زندگی کند.در هر حال آغاز آیه شریفه مذمت و تهدیدی برای رباخوران است و آخر آن یعنی جمله و الله لا یحب کل کفار اتیم به وضوح دلالت بر حرمت ربا دارد؛ چرا که در این قسمت از آیه، هم نسبت کفر به رباخوران داده شده و هم نسبت اثم (گناه) که تأکیدی بر معنی کفر است.
3-در آیات 278 و 279 سوره بقره مسأله تحریم ربا به وضوح بیشتری مشاهده می شود.
نخست روی سخن را به همه افراد با ایمان و خداجوی کرده و با صراحت و قاطعیّت میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی پیشه کنید و آنچه از مطالبات ربا باقی مانده رها سازید اگر ایمان دارید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مؤمنین. جالب این که هم در آغاز آیه خطاب به مؤمنان است و هم در پایان آیه ترک ربا خواری را نشانه ایمان میشمرد و جمله ذروا (رها کنید) امر است و امر دلالت بر وجود دارد؛ به خصوص این که با جمله ان کنتم مؤمنین همراه شده است .
آیه هنگامی نازل شد که آلودگی به رباخواری بطوری گسترده مردم مکّه و مدینه را فرا گرفه بود، و قرآن دستور داد وامهای ربوی در هر مرحلهای هست متوقّف گردد. سپس با لحنی فوق العاده تهدیدآمیز میافزاید: اگر فرمان الهی را – دایر بر ترک ربا خواری – اطاعت نکنید خدا و پیامبرش به شما اعلان جنگ میدهد (فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله). بسیاری گمان میکنند مفهوم این جمله آن است که شما اعلان جنگ با خدا کنید در حالی که جمله فأذنوا با توجه به مفهوم لغوی آن معنایش این است که خدا و پیامبر به شما اعلان جنگ میدهند و معنی و مفهومش این است که پیغمبر اکرم (ص از آن زمان مأمور شد که اگر ربا خواران دست از کار زشت خود نکشند با توسّل به اسلحه ونیروی نظامی آنها را بر سر جای خود بنشاند. به هر حال چنین تعبیری تندی در هیچ آیه از قرآن درباره هیچ گناهی از گناهان وارد نشده و نشان میدهد که ربا خواری از دیدگاه اسلام تا این حدّ خطرناک و پر مفسده است .و در پایان آیه برای این که حق و عدالت رعایت گردد میافزاید: هرگاه توبه کنید میتوانید سرمایههای خود را از بدهکاران (بدون سود) باز پس بگیرد و به این ترتیب نه ظلم و ستم کنید و نه بر شما ظلم و ستمی میشود: (و ان تبتم فلکم ریوس اموالکم لا تظلمون ولا تظلمون.) . در شأن نزول آیات بالا چنین آمده است که شخصی به نام خالدبن ولید خدمت پیامبر رسید و گفت: پدرم با طایفه ثقیف معاملات ربوی داشت ومطالباتش را وصول نکرده بود و از دنیا رفت، او وصیت کرده مبلغی از سود اموالش را که هنوز پرداخته نشده است تحویل بگیرم، آیا این عمل جایز است؟ آیات بالا نازل شد و مردم را از گرفتن باقیمانده ربا که در دست مردم است نهی کرد .طبق روایت دیگری بعد از نزول آیه، پیغمبر اکرم (ص) این جمله تاریخی را فرمود: الا کل ربا من