به هم باقی می مانند. این شکاف در ایجاد خاصیت بیماریزایی در ویروس های بیماری نیوکاسل حائز اهمیت می باشد. در برخی از سویه ها عامل HN نیز نیاز به شکاف بعد از رونوشت برداری دارد.پرو تئین های ویروسی ساخته شده در سلول در گیر شده میزبان به غشای سلولی انتقال می یابند.در اثر ادغام با یکدیگر تغییر شکل پیدا می کنند، نواحی از نوکلئو کپسید به منطقه تغییر شکل یافته در غشای سلولی آمده و در مجا ورت آن قرار می گیرند و به دنبال آن اجزای ویروسی از سطح سلول جوانه می زند(Alexander et al., 2008; Peeples, 1988).

1-1-8-5- حساسیت به عوامل فیزیکی و شیمیایی
عفونت زایی ویروس نیوکاسل و سایر ویروس های خانواده میکسو ویریده ممکن است با عوامل فیزیکی و شیمیایی چون حرارت ، نور ماورای بنفش ، فرآیند های اکسیداسیون ، تا ثیرات PH و ترکیبات شیمیایی از بین برود.
از بین رفتن خاصیت عفونت زایی بسته به سویه ویروس ، مدت زمان در معرض قرار گرفتن ، میزان ویروس ، ماهیت محیطی که ویروس در آن قرار می گیرد ، کنش های متقابل بین ویروس و ماده ضد عفونی کننده متفاوت است. هیچ ماده ای نمی تواند تخریب صد در صد ایجاد بکند ، اما ممکن است باعث کاهش احتمال حضور ویروس عفونی شود(Garten et al., 1980; Nagai et al., 1980).

1-1-9- تست های پاتو ژنسیته
1-1-9-1- شناسایی ویروس بر اساس حدت ویروس
در حال حاضر شناسایی رسمی ویروس های جدا شده نیوکاسل ، شامل ارزیابی حدت آنها نیز می‌شود. به این منظور از 3 روش استفاده می شود :
1- میانگین زمان فرا رسیدن مرگ در تخم مرغ ها : در این روش حد اقل 5 تخم مرغ 9 تا 10 روزه جنین دار ( که از یک گله عاری از عوامل بیماریزای مشخص به دست آمده باشد ) را انتخاب کرده و در هر یک از آنها رقت های مختلف ( با مضرب های یک به ده ) از نمونه می ریزند و سپس میانگین زمانی را که در آن جنین ها در بالا ترین رقت می میرند ( البته با گزارش صد در صد مرگ و میر ) محاسبه می‌کنند.MDT جهت گروه بندی سویه ها و ویروس های جدا شده ویروس نیوکاسل به سه گروه مورد استفاده قرار گرفته است .این سه گروه عبارتند از : ولووژنیک (MDT کمتر از 60 ساعت) ، مزوژنیک (MDT بین 60 تا 90 ساعت) ، ولنتوژنیک (MDT بیش از 90 ساعت).
در برخی آزمایشگاه ها ارتباط ضعیفی را بین مقادیر MDT وحدت ویروس های جدا شده از طیور ، مخصوصا وقتی که ویروس از گونه های مختلف پرندگان به دست آمده باشد ، گزارش نموده اند.
2- شاخص بیماریزایی داخل مغزی در جوجه های یکروزه : در این روش ، ویروس مشتق از مایع آلانتوئیک عفونی تازه را به مغز 10 جوجه یکروزه ( که از گله عاری از عوامل بیماریزایی مشخص به دست آمده اند) تلقیح می نمایند . هر پرنده به مدت 8 روز هر 24 ساعت یکبار مورد آزمایش قرار می دهند و بدین ترتیب به آنها امتیاز می دهند : صفر در صورتی که طبیعی باشند ، یک در صورتی که مریض باشند و دو اگر مرده باشند(Alexander et al., 2008).
شاخص عبارتست از میانگین امتیاز به ازای هر پرنده نسبت به هر بار مشاهده در یک دوره 8 روزه می باشد. ICPI در حاد ترین ویروس ها ، نزدیک به شماره حداکثر یعنی 2 می باشد. در حالی که لنتوژنیک مقادیری نزدیک به صفر را نشان می دهد.
3- شاخص بیماریزایی داخل وریدی در جوجه های 6 هفته : در این آزمون ویروس مشتق از مایع آلانتوئیک عفونی تازه را از راه وریدی به 10 جوجه مرغ 6 هفته ای عاری از عوامل بیماریزا تلقیح می کنند. هر پرنده را به مدت 10 روز ، هر 24 ساعت یکبار ، مورد آزمایش قرار داده ، به قرار زیر امتیاز می دهند :
صفر در صورتی که پرنده طبیعی باشد؛ یک ، در صورتی که مریض باشد ؛ دو ، در صورتی که فلج شده باشد و سه ، در صورتی که مرده باشد.
شاخص برابر است با میانگین امتیاز به ازای پرنده نسبت به هر بار مشاهده در یک دوره 10 روزه . IVPI در حاد ترین ویروس ها نزدیک به بیشترین شماره یعنی 2 است ، در حالیکه این رقم در ویروس های لنتوژنیک و اکثر ویروس های مزوژنیک برابر با صفر است(Alexander et al., 2008).

1-1-9-2- مقاومت در برابر گرما
مقاومت گرمایی HI نیوکاسل جدا شده متفاوت است و به عنوان یک تست تشخیصی استفاده می‌‌شود. این ویژگی به عنوان ابزاری مفید برای ارزیابی مطالعات شیوع بیماری به کار می رود و روش سریعی برای تفریق برخی سویه های حاد و غیر حاد می باشد(Wilden et al., 2009).

1-1-9-3- شستشو
میزان شستشوی گلوبول های قرمز آگلوتینه شده ، معیاری است که به طور عمده برای گروه بندی ویروس نیوکاسل استفاده می شود.که به دو شکل است : آزمایش با شستشو دهنده های کند و سریع (Lamb et al., 2005).

1-1-9-4- اندازه و شکل پلاک
تشکیل پلاک ، اندازه و شکل آن برای شناسایی ویروس ها به کار می رود. ویروس نیوکاسل با حدت پایین در کشت سلولی بدون اضافه کردن دی اتیل آمینو اتیل (DEAE ) و یون منزیم و مقادیر بالای تریپسین
در آگار قادر به ایجاد پلاک نیستند .پلاک ها ممکن است به دو شکل قرمز و روشن دیده شوند و
اندازه اینها با حدت ویروس ماکیان مرتبط باشد (Ke et al., 2010; King et al., 1998).

1-1-9-5- ساختار پلی پپتید ها
اختلافات و شباهت های ساختار های پلی پپتید بین سویه های مختلف گزارش شد.
لامینزی وهمکاران گزارش کردند ویروس هایی که حدت‌های مشابه‌ای داشتند‌، دارای شکل آنزیمی بودند
که خیلی به هم شباهت داشتند. ولی این شکل آنزیمی با آنزیم سویه‌های دیگر متفاوت بوده
است (Alexander et al., 1987).

1-1-9-6- رونوشت برداری از الیگو نوکلئوتید
مک مایلن و همکاران (1986) از روش رونوشت برداری الیگو نوکلئوتید در RNA ژنومی در مقایسه با سویه های مختلف و ایزوله ویروس بیماری نیوکاسل استفاده کردند. این روش برای شناسایی ویروس هایی با منشا مشترک و ویروس هایی با ایزوله های مختلف به کار می رود ولی به صورت روزمره از آن برای تشخیص استفاده نمی شود(Mcmillan et al., 1986).

1-1-9-7- پیوند به ِلکتین
مک مایلن و همکاران اثبات کردند که سویه های مختلف ویروس بیماری نیوکاسل از نظر پیوند به لکتین دارای تفسیری متفاوت می باشد که برای گروه بندی و تفریق آنها به کار می رود(Mcmillan et al., 1986).

1-1-9-8- شنا سایی ژنتیکی
تکنیک های پیشرفته برای شناسایی ترکیب نوکلئو تید ، و دسترسی بیشتر به توالی اطلا عات بیشتر در مورد ویروس های نیوکاسل در همه پایگاه های اطلاعاتی کامپیوتر گنجانده شده اند و نمایش توالی حتی کوتاهی از ژنوم می تواند در رشد و تاریخچه تکنیکی و آنالیز آنها ، نتایج مفهوم داری بدهند که منجر به افزایش چنین مطالعاتی در سال های اخیر شده است.در این میان توجه خاصی به ژن های فیوژن شده است زیرا از این طریق پیشگویی برای حدت ویروس ها راحت است (Mcmillan et al., 1980; Mcmillan et al., 1982).
تقسیم بندی ویروس‌ها بر اساس پارامتر‌های زمانی، جغرافیایی، آنتی ژنتیکی، و یا اپیدمیولوژیکی ایجاد می‌شوند تا در طبقه‌بندی‌های خاصی قرار بگیرند و برای ارزیابی اپیدمیولوژیکی جهانی و گسترش جهانی ویروس بیماری نیوکاسل بسیار مهم است. نکته قابل توجه در مورد این ویروس این است که ویروس‌هایی که دارای ویژگی‌های ژنتیکی اختصاصی هستند مانند واریانت‌های خود‌، به صورت دوره‌ای محو نمی‌شوند و ممکن است برای چندین سال پیاپی به دنبال دیدن ویروس دیده شوند. اگر چه اطلاعات کمی در رابطه با بر آمدگی F وجود دارد. اما توالی HN برای چندین سویه، تعیین شده است که به صورت شکل اولیه HNO در مورد بعضی از سویه ها بوجود می آید. ( یعنی ( Ulster و D26 ) و نه برای همه سویه‌ها ( یعنی B1 هیچنر لنتوژن ، C بودت مزوژن )، دو سویه ولووژنیک مثل: استرالیایی، ایتالیایی و روسی و ویروس حاد کبوتر ، همگی دارای کد های انتهایی هستند که قبل از انتهای ژن HN قرار گرفته ، که محصولی تولید نکرده و شکاف بعد از رونوشت برداری لازم نیست.در شرایط خاص از این پتانسیل برای تفریق ویروس های اندمیک با حدت پایین و دیگر ویروس ها به کار می رود(Nagai et al., 1980).

1-1-9-9- معیار های مولکولی برای پاتوژنسیته
در حین تکثیر ویروس نیوکاسل ، پروتئین های مهم ویروس ساخته و متعاقبا به صورت گلیکو پروتئین‌های اساسی و اولیه در می‌آیند. در مرحله بعد F0 باید شکاف داده شده و به F1 و F2 تبدیل شود تا ذرات عفونی باردار شده و حالت عفونی پیدا کنند.شکاف بعد رونوشت برداری ، واسطه ای برای فعال کردن پروتئاز های سلول میزبان است. اگر شکاف به خوبی صورت نگیرد ، ذرات غیر عفونی تولید می‌شوند. تریپسین می تواند جایگاه F0 را در تمام سویه های ویروس نیوکاسل شکافته و آنها را در شرایط آزمایشگاهی تبدیل به شکل عفونی کند.
اهمیت شکاف F0 به راحتی به اثبات رسیده است. زیرا که ویروس ها به طور رایج قادر به همانند سازی و یا تولید پلاک نبودند ولی وقتی تریپسین به محیط به صورت آگار و یا کشت مایع اضافه شد، همانند سازی و تولید پلاک با هم دیده می شود. هر چند که تمام ویروس ها می توانند در حفره آلانتوئیک تکثیر و سلول های عفونی نسل بعد را بوجود آورند ولی در کشت های سلولی در آزمایشگاه فقط سویه پاتوژنیک ماکیان قادرند همراه و یا بدون تریپسین رشد کنند و سویه هایی با حدت پایین فقط در حضور تریپسین تکثیر می شوند.
بنا بر این مولکول‌هایF0 ویروس حدت‌دار بوسیله پروتئاز میزبان و پروتئاز یافت شده در رنج وسیعی از سلول ها و بافت ها ، شکاف داده می شود. اما مولکول‌هایF0 که ویروس های با حدت پایین که حساسیت شان در شکاف به وسیله آنزیم های میزبان اختصاصی محدود می شوند ، در نتیجه این ویروس ها فقط بر روی سلول های خاصی از میزبان رشد می کنند.بررسی اولیه در مورد توالی اسید آمینه در شکل اولیه F0 ، از روی توالی نوکلئوتید ژنF در برخی از سویه های ویروس نیوکاسل گرفته شد و بدین وسیله مقایسه و بررسی ویروس های ولووژنیک ، مزوژنیک و یا ویروس های با حدت پایین امکان پذیر شد .برای تمام ویروس ها اسید آمینه در جایگاه 116 و انتهای C در پروتئین F2 جایگاه تجزیه آرژنین بود(Alexander et al., 2008; Beard et al., 1970)
ویروس هایی با حدت پایین همگی دارای اسید آمینه لوسین در جایگاه 117، روی انتهای N در پروتئن F1 و اسید آمینه اصلی دیگر در جایگاه 113 بودند.بر عکس این ، تمام سویه های ولووژنیک و مزوژنیک ، فنیل آلانین در جایگاه 117 و(جز یک مورد) اسید های آمینه اصلی در جایگاه 112 و 115 به اضافه اسید آمینه هایی که در 113 و 116 دیده می شوند را دارا بوده‌اند. یک استثنا در این مورد درباره ویروس حاد پارا میکسو ویروس PVM-1 کبوتر است که به صورت حاد است ولی اسید آمینه اصلی در جایگاه 112 را ندارد(Lamb et al., 2005).
چنین به نظر می رسد که مکانیسم های کنترلی نیوکاسل و بیماریزایی آن بسیار شبیه ویروس بیماری آنفلوانزا است. حضور اضافی اسید آمینه‌های پایه‌ای در سویه‌های حدت‌دار به این معنی است که شکاف می‌تواند به وسیله طیف وسیعی از پروتئاز‌ها در ارگان‌ها وبافت‌های مختلف میزبان موثر واقع شود. این آنزیم منحصر به فرد به طور کامل تعریف نشده است‌، اما مثل ویروس های آنفلوانزای پرندگان یک یا چندین پیش پروتئین پردازنده Subtilisin وابسته به اندو پروتئاز دارد که Furin آن عامل مهم در این امر است. بنابراین ویروس های لنتوژنیک ، تنها در سلول هایی که آنزیم های شبه تریپسین در آنها واقع شده، تکثیر می یابند که این آنزیم ها در اپیتلیوم تنفسی و گوارشی وجود دارد در حالی که ویروس های حاد در تمام بافت ها تکثیر می یابند و منجر به عفونت سیستمیک کشنده می شوند. اطلا عات زیادی در مورد درجات مختلف تنوع در جایگاه FO در دسترس است که در طی بررسی آلودگی های شدید در استرالیا 2000 – 1998 روی داده است. تفاوت هایی که در شیوع طبیعی ویروس ها وجود دارد این موضوع را بازگو می کند که حد اقل نیاز ویروس های نیوکاسل برای نشان دادن حالت حاد در ماکیان داشتن محرک 117KRF / R×R 113 است و دلیل ضروری بودن اسید آمینه فنیل آلانین در جایگاه 117 مشخص نیست و ممکن است عامل مهم تشخیص توسط پروتئاز نباشد (Erickson et al., 1977; Estupinan et al., 1971).

1-1-10- میزبان های آزمایشگاهی
از تحقیقات به عمل آمده نتیجه گیری می شود که ویروس نیوکاسل قادر است در محیط آزمایشگاه حیوانات زیادی به غیر از ماکیان و 27 راسته از 50 راسته ماکیان را آلوده و در بدن آن‌ها تکثیر نماید. ولی ماکیان مهمترین میزبان طبیعی ویروس هستند و در دسترس‌ترین میزبان آزمایشگاهی بیماری نیز به حساب می‌آیند.
1-1-11- انتقال
در بررسی روش‌های انتقال ویروس بیماری نیوکاسل الکساندر به این نتیجه رسید که عفونت ممکن است، هم از راه دستگاه گوارش و هم استنشاق وارد بدن شود و از یک پرنده به پرنده دیگر منتقل شود. این درست نیست که فکر کنیم ویروس نیوکاسل بیشتر از طریق ذرات ریز و یا قطرات درشت به صورت تنفسی وارد بدن پرندگان حساس می‌شود. شواهد آزمایشگاهی برای اثبات این قضیه که